مقاله

ساخت وبلاگ

مدل ورودی-خروجی 1Leontief (IO) مربوط به تولید سبد کالا در سیستم های اقتصادی صنایع وابسته به یکدیگر است که از طریق مبادله چنین کالاهایی مرتبط است (Leontief ، 1937a). مدل IO مبتنی بر مفهوم تعادل است ، ابتدا به عنوان یک اصل حسابداری ، زیرا صورتحساب کالاهایی که به عنوان ورودی در هر صنعت به کار می روند برابر است با ارزش بازار تولید شده تولید شده (هر یک از آنها یک کالای خوب تولید می کند) و در عین حال ،درآمد هر تأمین کننده برابر با هزینه های تولید او است. مقدار و ارزش هر کالای تولید شده برابر با تقاضای آن است و هر بخش [2] سود تهی می کند. صنایع کالاها را با استفاده از کالاهای تولید شده (و غیر تولیدی) به نسبت هایی که توسط فناوری مورد استفاده تعیین می شود ، تولید می کنند. یک دوره بعد ، بخشی از آن خروجی (برابر یا کوچکتر از کل) دوباره وارد حوزه تولید می شود و کل فرآیند تکرار می شود. اگر نسبت های کمی بدون تغییر باقی بمانند ، قیمت ها نیز (و برعکس) نیز خواهد بود. اقتصاد از یک جریان دایره ای پیروی می کند (Leontief ، 1928) ، که همچنین یک مدل تعادل است. تعادل در نمونه دوم نیز نتیجه ای است.

نوشته های 2Leontief فراوان است ، شامل موضوعات مختلف ، از نظریه اقتصادی (به ویژه در کمک های قبلی وی) گرفته تا تمرینات و مقاله های کاربردی (در تاریخ های بعدی فراوان تر). با این وجود ، او به ندرت در مورد سیاست اقتصادی نوشت و با توجه به گسترش انگیزه های آثار کاربردی خود ، که به عنوان تمرینات صرف از مدل IO در شرایط مختلف ظاهر می شد ، محفوظ بود. همچنین مشخص شده است که Leontief با سازمان های مختلف دولتی در کشورهای مختلف و همچنین در موسسات چند جانبه همکاری کرده است (نوویلو ، 2013-2014). به عنوان مثال ، او به طور گسترده در مورد پیامدهای اقتصادی خلع سلاح ، عمدتاً در دهه 1960 نوشت (به تصویر زیر مراجعه کنید) ، که نشان دهنده نگرانی وی در مورد جنگ سرد معاصر است. وی همچنین در مورد تأثیرات احتمالی اتوماسیون و رایانه سازی فناوری های جدیدتر بر روی سیستم های اقتصادی نوشت. با این حال ، مقالات وی با استفاده از نتایج عددی برای نشان دادن امکان ارائه سیاست های جدید ، فنی باقی مانده است. به نظر می رسد که او از یک موضع سیاسی بحث نمی کرد و آن را به دیگران واگذار می کرد ، که وی اندازه گیری های کمی را برای آنها ارائه می داد.

مقاله 3 این مفهوم تعادل را که در آن مدل IO ساخته شده است ، بر خلاف برخی از مشارکت های Leontief در بحث سیاست اقتصادی در سه مورد ، در تلاش برای نشان دادن چگونگی تکامل نگرانی های نویسنده ، بررسی می کند. اول ، یک برنامه امدادرسانی دولت در دهه 1930 برای رفع افسردگی طراحی شده است. دوم ، موضع بحرانی وی در رابطه با نظریه تقاضای مؤثر کینز - که دلالت بر نیاز به سیاست اقتصادی دارد - و سوم ، برخی از جنبه های سهم وی در بحث خلع سلاح از دهه 1940.

1 - جریان دایره ای [3]

4Leontief سه مدل تولیدی از نزدیک (1928 ، 1937A و 1944) ساخت که در آن هر صنعت کالای یکدست را تولید می کند و از یک فناوری همگن استفاده می کند و برعکس ، هر کالایی فقط توسط یک بخش تولید می شود. صنایع مبادله ای تولید می کنند و خریداران از آنها به عنوان ورودی در فرآیندهای تولیدی خود ، به نسبت هایی که توسط فناوری تولیدی تعیین می شود ، استفاده می کنند. چنین روابطی جای خود را به ضرایب فنی می دهد که ابزاری برای توصیف وابستگی متقابل بین همه صنایع است. ضرایب تناسب بین ورودی ها و خروجی ها را تضمین می کند ، به طوری که سیستم اقتصادی می تواند به روشی غیر متمرکز عمل کند. Leontief (1927) به نقل از کاسل (1918) برای تعریف ضرایب و ضرایب ثابت و متغیر را به طور متناوب (مانند والراس ، 1874) در نظر می گیرد و تأثیر آنها را بر جریان دایره ای مطالعه می کند (Leontief ، 1928).

5 فرآیند تولید به طور مداوم در یک جریان دایره ای تکرار می شود ، زیرا بخشی (یا کل) آن خروجی دوباره وارد حوزه تولیدی می شود. سیستم های باز همچنین از ورودی های غیر تولیدی استفاده می کنند. هر دو هزینه و خروجی با یک سیستم قیمت همراه است و بنابراین ، لیست کالاهای لازم برای تولید در یک صنعت نیز ممکن است به عنوان ساختار هزینه آن در نظر گرفته شود. مبلغ آن برابر با درآمدی است که تولید کننده در تحقق خروجی در بازار از آن برخوردار خواهد شد. دومی به شرکتهای همگن (در صنایع ادغام شده) اجازه می دهد تا ورودی ها را خریداری کنند و تولید را از سر بگیرند. این مدل در نظر نمی گیرد که آیا سیستم ممکن است رشد کند یا خیر ، اما در این حالت ، هر صنعت با همان نرخ گسترش می یابد.

6 در معادلات تولید مثل خود ، مارکس (1885) نتیجه گرفت که (از جمله دلایل دیگر) ، هنگامی که بخش های تولیدی به طور نامتناسب رشد می کنند ، بحران ها بوجود می آیند. این استدلال همچنین برای توضیح بی ثباتی اقتصاد سرمایه داری توسط تئوری چرخه تجارت استفاده می شود (به عنوان مثال Löwe ، 1926). برعکس ، لئونتیف (1928) استدلال می کند که قیمت های نسبی ناشی از نسبت هایی است که کالاها در آن رد و بدل می شوند و - بنابراین - تولید می شوند. او در نظر نمی گیرد که نامتناسب هایی که جریان دایره ای نمی تواند با آن مقابله کند ، ایجاد کند.

7Leontief (1928 ، 1937b ، 1944) در مورد تئوری ارزش یا نظریه توزیع بحث نمی کند. در هر سه مدل او عوامل تولیدی صرفاً ورودی هستند که جوایز آنها مسئله ای نیست. آنها فقط بخش هایی از هزینه های تولید هستند ، در حالی که احتمالاً قیمت واحد آنها در بازار تعیین شده است. ورودی ها یکدیگر را تکمیل می کنند و - بنابراین - در فرآیند تولید به همان اندازه مهم هستند. عدم وجود هر ورودی ، تولید را غیرممکن می کند. بنابراین توجیه این دشوار است که ارزش یک کالا بر اساس استفاده از هر ورودی در اولویت به سایر موارد است. با این حال ، از آنجاوسایل کالاهای تولید شده (Nivello ، 2013-2014). هر دو ایده ، تعادل عمومی والراسیان را با اقتصاد کاربردی "Leontievian" بی فایده می کند.

8 مدل اولیه IO (Leonief ، 1937a) به وابستگی متقابل صنایع مختلف (قطعات) ، به عنوان ترکیبات سیستم اقتصادی متمرکز شد. این یک سیستم بسته است که در آن انواع مختلف مصرف کنندگان نهایی (خانوارها ، سرمایه گذاران یا مصرف کنندگان کالاهای سرمایه ای و غیره) نیز "صنایع" هستند که خدمات تولید می کنند و توسط سایر تأمین کنندگان مصرف می شوند. در نتیجه ، تعادل همیشه ضروری است و جایی برای تجزیه و تحلیل تقاضای مؤثر وجود ندارد که نتواند عرضه را برآورده کند. مدل IO باز (Leontief ، 1944) شرایط تعادل معادل را فرض می کند. داده ها روابط فنی بین بخش ها و تغییرات تقاضای نهایی باعث تغییر در اندازه اقتصاد می شوند ، نه در نسبت های آن یا در شرایط تعادل. جریان دایره ای یک پایه انعطاف پذیر و قوی برای درک عملکرد سیستم اقتصادی است.

9 در مدل ، صنایع به درستی رفتار می کنند تا از تولید مثل سیستم اطمینان حاصل کنند. هیچ تصمیم گیری وجود ندارد و به هر حال ، انگیزه های فردی بی ربط می شوند. هیچ سؤالی در مورد اینکه آیا نتایج تعادل مطلوب است یا اینکه ممکن است نتایج جایگزین وجود داشته باشد ، مطرح نمی شود. هیچ برنامه ریز مرکزی وجود ندارد و هیچ ملاحظاتی در مورد سازمان اجتماعی وجود ندارد که امکان وجود اقتصاد را فراهم کند. فن آوری ها سنگ اصلی در وابستگی متقابل بخش و دومی به کار جریان دایره ای هستند. اقتصاد شبیه یک ماشین اتوماتیک است. سیاست اقتصادی نمی تواند در چنین محیطی اتفاق بیفتد.

2 - کمک به کشاورز

10 در سال 1934 گروهی از دانشگاهیان در دانشگاه هاروارد مانیفست را با هدف بحث در مورد استراتژی اقتصادی دولت ایالات متحده برای مواجهه با بحران اقتصادی که از سال 1929 آغاز شد ، منتشر کردند (براون ، 1934). ساموئلسون (2015: 33) آن را به عنوان "… [[[[[[[[] کتاب مضحک توسط چندین استاد هاروارد توصیف می کند ..." این در واقع مجموعه ای از هفت مقاله است (هر یک توسط یک نویسنده) و یک مقدمه جمعی. هر مقاله نظری در مورد برخی از جنبه های یک برنامه امداد کوتاه مدت است که در نهایت منجر به استراتژی شناخته شده در تاریخ ایالات متحده به عنوان "معامله جدید" می شود.

11 مقدمه این کتاب را به عنوان راهنمایی برای ایده های اساسی سیاست اقتصادی ایالات متحده که به شدت به تنظیم و مداخله عمومی در جنبه های مختلف متکی است ، توصیف می کند. از جمله اظهارات دیگر ، نویسندگان ادعا می کنند که آنها به فلسفه فردگرایی قرن XIX اعتقاد ندارند ، اما در عین حال ، آنها از مواضع "مترقی" که در آن زمان مد روز بودند پشتیبانی نمی کنند (سوسیالیست گرا ، شاید؟) ، وآنها همچنین رژیم های فاشیستی اروپایی را رد می کنند. آنها اظهار داشتند که آنها نمی خواهند یک پیشنهاد رسمی برای یک استراتژی جایگزین ارائه دهند. با این وجود ، آنها همچنین خاطرنشان می كنند كه ، به نظر آنها ، این برنامه از گزاره های متناقض و نامشخص حمایت می كند (براون ، 1934: IX-XII).

12 فقط برای ارائه عطر و طعم مانیفست ، لازم به ذکر است J. Schumpeter (1934) ، که تیم را هدایت می کند و استدلال می کند که افسردگی ها همزمان با سرمایه داری هستند ، دقیقاً مانند دوره های پررونق. برای جلوگیری از مسیر چرخه ای آن ، هیچ کاری نمی توان انجام داد. بازیابی علیرغم سیاست هایی از هر نوع ، از افسردگی پیروی می کند. در هر صورت ، افسردگی به حفظ رشد طولانی مدت کمک می کند و قدیمی را از بین می برد تا به جدید اجازه دهد. در یک کلام ، مانیفست (براون ، 1934) با جدیت با مداخله دولت در سیستم اقتصادی مخالف است ، در حالی که دوباره ایمان نویسندگان به مکانیسم های بازار را تأیید می کند.

13ELLIOT (1934) می نویسد که دانشگاهیان درگیر شرایط واقعی را که در اقتصاد حاکم بود قبل و بعد از بحران سال 1929 و - حتی کمتر از آن - که باعث ایجاد آن شده بود ، در نظر نگرفتند. مداخله دولت. Ahiakpor (2010) این تفاهم نامه را از منظر مدرن بررسی می کند و می یابد که توصیه های سیاست ارتدکس سالهای گذشته ، بدون در نظر گرفتن شرایط تاریخی پیرامون اقتصادهای واقعی در هر دوره ، شبیه به مواردی است.

14WLeontief (1934b) در مورد بخش برنامه امدادی که به مشکلات اقتصادی روستایی اشاره دارد ، می نویسد. او با توصیف شرایط کشاورزان آمریکایی در دهه 1920 ، هنگامی که فقر روستایی یک مسئله مهم اجتماعی و اقتصادی در کشور بود ، آغاز می شود. در این مقاله به بررسی ایده گسترده مبنی بر تولید بیش از حد کشاورزی در ریشه فقر روستایی پرداخته است. به عنوان مثال ، نسبت به نسبت عادی از تأمین کنندگان با هزینه های تولیدی که بالاتر از قیمت ها باشد ، روبرو بودند (Leontief ، 1934b: 140-141). کشاورزان نتوانسته اند ترجیحات در حال تغییر مصرف کنندگان را دنبال کنند و به تولید کالاهای ناخواسته ادامه دادند. ظاهراً تقاضا از کالاهای کشاورزی به کالاهای تولیدی منتقل شده است ، زیرا در مدت زمان کوتاهی درآمد در ایالات متحده به سرعت افزایش یافته است. این مقاله همچنین در نظر گرفته می شود که شرکت های روستایی در آن زمان عمدتاً به صورت غیر پولی انجام می شدند ، و بنابراین غیر معمول بود که آنها را در واقع بسته می کنند ، حتی اگر تجارت نامطلوب باشد. در نتیجه ، تولید روستایی فقط بین سالهای 1930 تا 1933 کاهش یافته است ، در حالی که درآمد صنعتی تقریباً نیمی از آن کاهش یافته است (Leontief ، 1934b: 142-143). به احتمال زیاد تقاضا برای منابع روستایی نیز به شدت کاهش یافته و قیمت های کشاورزی بسیار بیشتر از قیمت های صنعتی کاهش یافته است.

15 ساختار هزینه مزرعه از آنجا که سهم بخش ثابت- پرداختهای مربوط به سرمایه گذاری و اجاره زمین- در کل کاملاً قابل توجه بود ، غیر قابل توجه بود. به گفته Leontief ، یک سیاست امدادرسانی وام مسکن یا اعتبار دولت مناسب ترین و مؤثرتر از اقدامات جایگزین بود ، زیرا آنها همچنین می توانستند در پرداختن به موضوع بدهی سیستم بانکی ، که در معرض خطر بدهی روستایی قرار گرفته اند ، نقش مهمی داشته باشند (Leontief ، 1934b: 144).

16 دولت پیش بینی می کند که میزان تولید محصولات بزرگ مزرعه را به نسبت قابل توجهی کاهش دهد ، به طوری که قیمت ها بر این اساس افزایش می یابد. ظاهراً این برنامه نسبت های خاصی را برای هر محصول توصیه می کند ، اما Leontief در مورد چگونگی دستیابی به این مبلغ یا اینکه آیا چنین کاهش هایی باعث تولید بیش از حد می شود ، بحث نمی کند. با این حال ، او هشدار می دهد که نتیجه این کاهش ها به صورت خودکار نخواهد بود و نشان می دهد که تعیین قیمت ها مؤثرتر بوده و به شما امکان می دهد مقادیر توسط خودشان تنظیم شوند. این اظهار نظر به مداخله عمومی نقش مهمی تر می دهد ، اما در عین حال ، Leontief اعتقاد ندارد که کشاورزان هنگام تصمیم گیری به قیمت ها توجه می کنند.

17 این برنامه را پیش بینی می کند که تولید کنندگان مطابق با میزان زمینی که در آن مایل به محدود کردن کشاورزی هستند ، جبران خسارت می کنند. مالیات های ویژه هزینه های مربوط به آن را تأمین می کند و درآمد را به بخش کشاورزی منتقل می کند. Leontief (1934b) اظهار داشت که چنین نقل و انتقالات همیشه ناکارآمد است ، زیرا از دست دادن درآمد یک گروه با سود دیگری یکسان نیست. درمجموع ، آنها به دلیل محدودیت عرضه و به دلیل نقل و انتقالات درآمدی که برای تأمین مالی آنها مورد نیاز است ، برای اقتصاد شهری بار سنگین خواهد بود. شاید او فکر نمی کرد که کمک به فقر ارزش هرگونه تلاش را داشته باشد.

18Leontief (1934b) خاطرنشان می کند که جنبه های مختلف برنامه امدادرسانی دولت ایالات متحده ، با هدف بخش های مختلف ، در واقع به یک روش مشابه بخش های مختلف اقتصاد وابسته بودند. بنابراین ، اقدامات در نظر گرفته شده برای یک بخش منجر به عواقب در جای دیگر خواهد شد ، به احتمال زیاد نتایج متناقض یا ناخواسته را به همراه دارد (ایده ای که توجیه دیگری به آن داده نمی شود). علاوه بر این ، در حالی که زیر برنامه های زیر برنامه های مورد نظر برای مقابله با شرایط اضطراری جدا شده در نظر گرفته شده بود ، اثرات آنها ممکن است طولانی و نامشخص باشد.

19 این تفاهم نامه در بحث و گفتگو در ایالات متحده در اوایل دهه 1930 در خطرات مداخله عمومی در اقتصاد نقش داشت. برای برخی ، مقررات کلمه ای از برنامه ریزی مرکزی بود و هرگونه عمل از این نوع (و هنوز هم وجود دارد) مترادف کمونیسم بود. Leontief (1934b)-به همین ترتیب نویسندگان او-انتظار داشتند که اقتصاد به خودی خود به تعادل برسد ، یعنی از نتیجه تعادل جریان دایره ای خود منحرف نمی شود. این درحالی بود که او اذعان می کند که تولید کنندگان روستایی به روشی والراسیایی رفتار نمی کردند و قیمت ها را به عنوان سیگنال های بی ربط رد می کردند. اگر قیمت ها رفتار اقتصادی را شکل ندهند ، واضح است که تنظیم مستقیم تنها مکانیسم برای حل موقعیت های مهم در اقتصاد است. با این حال ، Leontief برای دفاع از این ایده که علی رغم نوسانات چرخه ای ، سیستم سرمایه داری نیازی به تنظیم هر نوع ندارد ، چنین تضادی را نادیده می گیرد.

3 - تئوری تقاضای مؤثر

Leontief 20 در دهه 1930 و 1940 نوشت که ارتباط نظریه عمومی کینز ، عمدتاً به دلایل روش شناختی را رد می کند. وی انتقادات خود را در مورد کارآیی کار کینزی و کارکردهای تقاضای پول متمرکز کرد و آنها را نادرست دانست ، که دلیل کافی برای رد کل تئوری تقاضای مؤثر بود. به راحتی می توان نتیجه گرفت که ، از دیدگاه وی ، سیاست اقتصادی کینزی نیز اهمیتی ندارد ، اما چنین موضوعی حتی ذکر نشده است.

21A قبلاً اشاره کرد ، Leontief (1936) نظریه کینز در مورد بیکاری پولی کار را بررسی می کند و مشاهده می کند که دومی فرض همگن نئوکلاسیک را رها می کند ، که براساس آن ، در صورت افزایش یا کاهش قیمت یکسان ، عرضه و تقاضای هرگونه کالای خوب بدون تغییر باقی می ماند. نسبت (به عنوان مثال ، عملکردهای عرضه و تقاضا همگن درجه صفر است). در نتیجه ، پول در سیستم کینزی خنثی نیست. به طور خاص ، عملکرد تأمین نیروی کار نمی تواند چنین شرایطی را رعایت کند ، زیرا کارگران شامل دستمزد پول در کارکردهای ابزار خود هستند و کاهش اسمی در دستمزد خود را نمی پذیرند ، حتی اگر قیمت ها به همین ترتیب کاهش یابد (Leontief ، 1947). بنابراین ، همانطور که کینز استدلال می کند ، بیکاری غیر ارادی نیست. علاوه بر این ، Leontief توضیح می دهد که ترجیح نقدینگی ناشی از چنین کارکردهای ابزار ، یعنی انگیزه های احتکار و سوداگرانه کینزی برای تقاضای پول ناشی از ترجیح مصرف کنندگان برای درآمد اسمی است. وی نتیجه می گیرد که چنین فرضیه هایی بر اساس دستمزد و درآمد واقعی با حس مشترک رفتار اقتصادی تضاد دارند.

22further ، Leontief (1947) اظهار داشت که کینز به قوام یا ساختار منطقی نظریه نئوکلاسیک حمله نمی کند ، بلکه به واقع گرایی فرضیات نئوکلاسیک متوسل می شود. بر این اساس ، حتی اگر هر دو نظریه نئوکلاسیک و کینزی اثبات منطقی عدم استفاده از بیکاری غیر ارادی را بپذیرند ، دوم محل تجربی خود را به چالش می کشد (لئنتیف ، 1947: 232). به نظر می رسد او آماده است تا در نظر بگیرد که فرضیاتی که مدل های نظری بر روی آن ساخته می شوند همیشه در توصیف دنیای واقعی کاربردی نیستند ، به عنوان مثال ، شاید کارگران تمایلی به پذیرش کاهش دستمزد اسمی نداشته باشند. Leontief همچنین اظهار داشت که کینز وجود اشتغال کامل را به عنوان یک فرض گیج می کند ، هنگامی که در واقع نتیجه گیری از نظریه نئوکلاسیک است.

با توجه به این مقاله ، ملاحظات کینز اصلی نیست ، زیرا آنها قبلاً بخشی از چرخه تجارت و نظریه های پولی بودند ، و بنابراین انتقاد کینز از مدل تعادل عمومی - در بهترین حالت - شفاف است. علاوه بر این ، کینز با مدرسه جدید کمبریج (Leontief ، 1937b: 347) شناسایی می شود ، که به دلیل عدم وجود سخت گیری روش شناختی ، افزایش خطر خطا و اشتباهات مورد انتقاد قرار می گیرد (Leontief ، 1937b: 339): هنگامی که اقتصاددانان کمبریج در مورد آنها بحث می کنندنظریه ها ، آنها استدلال های جدید موقت را در هر نوبت معرفی می کنند ، از این رو آنها قادر به نشان دادن هر ایده هستند ، مهم نیست که چقدر ممکن است از استدلال های اولیه باشد ، بر خلاف پیروان تعادل عمومی ، که استدلال های بدیهی را می سازند ، از فرضیه های عمومی تاقضیه ها

24Scott (1949) می یابد که "... او [Leontief] به ارزیابی فرضیات کینزی و تأثیر آنها بر آموزه های کلاسیک مربوط می شود ... پروفسور Leontief ادعا می کند که نظریه کینزی بیشتر از تئوری کلاسیک" عمومی "نیست ... (ص 5544). اسکات (1949: 556) همچنین اظهار داشت که دستمزدهای نزولی سفت و سخت در واقع نتیجه تحلیل خود لئونتیف است. با این حال ، همانطور که به طور گسترده شناخته شده است ، کاهش دستمزدها اشتغال کامل را در دیدگاه کینز به همراه نمی آورد ، زیرا درآمد و تقاضا کاهش می یابد و باعث کاهش تورم و شکست هدف افزایش سطح فعالیت می شود. اسکات (1949: ص 568-569) موافق است که ترجیح نقدینگی برای تجزیه و تحلیل کینزی مهم است. با این وجود ، از نظر او ، Leontief سرعت گردش پول را با تقاضای آن اشتباه می گیرد ، زیرا او نظریه کمی را رها نمی کند.

25Leontief (1949) تأکید می کند که وضعیت غیر همگن بودن عملکرد تأمین نیروی کار ممکن است به مفهوم توهم پول جفت شود ، علاوه بر این ، "با توجه به شخصیت منحصر به فرد گریزان بسیاری از فرمولهای نظری وی و ماهیت امپرسیونیستی برخی از نوشته های کینز، من احساس می کنم که نقل قول های ساده از نظریه عمومی در حل و فصل بحث و جدال فعلی از کاربردی استفاده نمی کند ... "(Leontief ، 1949: 568). حتی اگر در این بحث و جدال به سیاست اقتصادی اشاره نشده باشد ، بدیهی است که وقتی تئوری تقاضای مؤثر در اقتصاد "لئنتوییا" معتبر نیست ، بحث در مورد پیامدهای سیاست آن کاملاً غیر ضروری است.

26a چند دهه بعد ، Leontief (به عنوان مثال 1978 ، 1979 و 1983) تشخیص می دهد که بیکاری غیر ارادی ممکن است در اقتصادهای پیشرفته سرمایه داری در نتیجه تغییر فنی ظاهر شود. از آنجا که از قرن XIX ، مکانیسم رقابتی سرمایه داری در کشورهای توسعه یافته ، تغییرات سریع فناوری را به کار گرفته و منابع را به طور کارآمد اختصاص می دهد ، درآمد را افزایش می دهد و توزیع عاملی را بهبود می بخشد. با این حال ، با پایان قرن XX ، نقش نیروی کار در فرآیندهای تولیدی با توجه به بقیه ورودی ها کاهش یافته بود ، و در همان مسیر ادامه می یابد و باعث بیکاری تکنولوژیکی طولانی مدت کار می شود (Leontief ، 1983:405)هیچ نظری از موقعیت تعادل عمومی با توجه به مکانیسم های قیمت یا موارد دیگر ارائه نمی شود. مصرف کنندگان به طور فزاینده ای هزینه های خود را به سمت خدمات تغییر دادند ، که به نوبه خود ، از رایانه ها و فرآیندهای خودکار به طور گسترده استفاده می کنند ، منابع اشتغال را لغو می کنند و توزیع درآمد مساوات را تهدید می کنند. حتی کاهش دستمزدها باعث ایجاد اشتغال کامل نمی شود ، اما ممکن است با کاهش ساعات کار افراد ، که درآمد آنها نباید کاهش یابد ، با استفاده از نقل و انتقالات مستقیم ، اوضاع حل شود (Leontief ، 1978 و 1979). از طرف دیگر ، مطلوب خواهد بود که "... اقدامات دولت ، از محدوده کمبود بیکاری گرفته تا" سیاست های درآمدی "تمام عیار از نوع سوئد ... در حالی که کارهای عمومی از ساده ترین نوع ممکن است به درآمد ملی کمک نکند ،آن را کاهش دهید ... "(Leontief ، 1983: 409). هیچ توضیح مفصلی در مورد معنای دقیق چنین ایده هایی در هر یک از سه مقاله نقل شده یافت نمی شود ، اما - مطمئناً - در اقتصاد جدید "لئنتیش" فضای جدیدی برای سیاست های اقتصادی وجود دارد.

27 به بهترین دانش من ، Leontief در مورد سایر نسخه های رویکرد تقاضای مؤثر ، مانند Kalecki اظهار نظر نکرد. او نسبت به ساخت بدیهی از مدل تعادل عمومی مشتاق بود ، حتی اگر او هر نتیجه گیری نئوکلاسیک را به اشتراک نگذاشته باشد.

4 - خلع سلاح و پیامدهای اقتصادی آن

28Leontief توجه قابل توجهی را به احتمال کمبود اقتصاد ایالات متحده و همچنین جهان اختصاص داد. اولین مقاله در مورد این موضوع (Leontief ، 1944) در پاسخ به درخواست دولت ایالات متحده تهیه شده است (Pizano ، 1991). از یک سو ، پیامدهای اقتصادی تبدیل اقتصاد ایالات متحده از جنگ به صلح را در نظر می گیرد و از سوی دیگر ، برای اولین بار در مورد نسخه باز مدل IO بحث می کند. نیازی به گفتن نیست ، این بیشترین نسخه از مدل است.

29 با پایان یافتن جنگ ، بازده نظامی کم می شود و لازم است حداقل بخشی از منابع اختصاص داده شده به چنین تولیدی را به مصارف مدنی تغییر دهیم. این که آیا درآمد ملی تغییر خواهد کرد یا خیر ، موضوعی بود که به صنایعی بستگی داشت که عوامل و ورودی های تولید شده به آن منتقل شده اند ، نیازهای فناوری آنها و - از همه مهمتر - وابستگی متقابل صنایع ، در مقایسه با شرایط تولیدی بخش های تولید جنگ. این مقاله مطمئناً برای توسعه مدل IO مهم بود ، اما عمدتاً به عنوان یک تمرین روش شناختی و عددی ارائه می شد. تا زمان نگارش این مقاله ، نتیجه جنگ قبلاً مشخص بود. با این حال ، نویسنده نظر خود را در مورد نتایج عددی ارائه شده با جزئیات بیان نمی کند. درعوض ، ملاحظات مربوط به سیاست های دفاعی و هزینه های عمومی به تفاوت های عددی بین شیوه های واقعی در طول جنگ و برخی از شرایط صلح احتمالی کاهش می یابد. در حقیقت ، من در آن زمان یا تاریخ بعدی ، از نظر غیر اقتصاد گرایانه در مورد این موضوع ، در مورد این موضوع ، اشاراتی پیدا نکرده ام. می توان نتیجه گرفت که Leontief پس از جنگ جهانی دوم ، تمایل خود را نسبت به خلع سلاح کامل ابراز می کرد.

30 مشارکت در مورد اثرات خلع سلاح بر اقتصاد شامل Leontief و Hoffenberg (1961) و Leontief ، Morgan ، Polenske و Simpson (1965) است. هر دو مقاله درباره تأثیرات اقتصاد ایالات متحده از تغییر مکان مجدد مخارج عمومی دفاعی نسبت به مصرف خصوصی و عمومی در زمینه جنگ سرد بحث می کنند. مقاله اول تجزیه و تحلیل بخشی را در سطح ملی ارائه می دهد. دوم بحث در مورد نتایج بخش توسط منطقه (گروه های کشورها در یک کشور). مسئله دیگر این است که انتقال از یک رژیم به دیگری است. به منظور تبدیل فرآیندهای تولیدی گرا به تقاضای نظامی و برآورده کردن نوع دیگری از مصرف ، سرمایه گذاری گسترده ای لازم خواهد بود ، اما علاوه بر این ، دولت باید برای جلوگیری از نوسانات تولید ناخالص داخلی یا نامتناسب های بخش مداخله کند. هر دو مقاله برای درک مدل IO و برخی از برنامه های ممکن بسیار فنی و مفید هستند. یعنی استدلال ها عمدتاً مربوط به نتایج عددی هستند. انگیزه های احتمالی دولت ایالات متحده برای تغییر سیاست ها حتی ذکر نشده است ، و بحث در مورد فرضیات اتخاذ شده ، در بهترین حالت ، به ساخت سناریوها مربوط می شود. این مقالات نشان دهنده انگیزه های احتمالی نویسندگان برای نوشتن آنها نیست. با این وجود ، نتایج نشان می دهد که رفاه تحت شرایط خاصی تحت تأثیر منفی قرار نمی گیرد و حتی می توان آن را بهبود بخشید. باز هم ، می توان انتظار داشت که Leontief طرفدار تغییر سیاست های دفاع و اقتصادی باشد.

31 که خلع سلاح ممکن است یک طرفه باشد یا چند جانبه در مقاله فنی دیگری بررسی شود (Leontief ، 1964). رانندگی کشورهای توسعه یافته برای کاهش هزینه های نظامی خود به منظور افزایش کمک و جریان سرمایه گذاری به کشورهای توسعه نیافته ذکر نشده است. یک ارائه فنی از روشهای به کار رفته در تحقیقات و همچنین ارائه نتایج عددی وجود دارد. پیامدهای سیاسی - یا در غیر این صورت - پیامدهای چنین تغییر اساسی در عملکرد سیستم بین المللی در نظر گرفته نشده است. به بهترین دانش من ، Leontief نیز در مورد موضوعات توسعه چیزهای زیادی ننوشت. به طور خاص ، مقالات کاربردی وی بیشتر به اقتصاد ساختاری در جهان توسعه یافته است. با این وجود ، وی در این مقاله تأثیرات خلع سلاح و افزایش کمک به مناطق توسعه نیافته را تعیین می کند. در هر دو مورد ، طبق نتایج وی ، بر اساس تعدادی از فرضیات ممکن است رفاه بهبود یابد.

32 کمک کننده به کشورهای توسعه نیافته ، Leontief (1965) میزان منابع لازم برای افزایش نرخ رشد در مناطق توسعه نیافته را تعیین می کند و می یابد که رشد اقتصاد بین المللی نیز در نتیجه افزایش می یابد و رفاه جهان را بهبود می بخشد. برعکس ، برخی از نویسندگان ، مانند هایک (1945) و بائر (1972) ، که به طور قطعی - از دیدگاه تعادل عمومی و - همچنین - از دیدگاه تا حدودی از اقتصاد کاربردی جدا شده اند ، در مورد مزایای خارجی مخالف هستند. کمک برای اقتصادهای توسعه نیافته ، که به عنوان نوعی مداخله دولتی در اقتصاد و تهدیدی برای آزادی فردی شناخته می شود ، با عواقب نامطلوب بر رفاه برای کشورهای ثروتمند و فقیرتر.

سخنان نهایی

33WLeontief برای درک نحوه عملکرد سیستم های اقتصادی بسیار نگران توسعه نظریه اقتصادی و ابزارهای تحلیلی آن است. به این معنا ، او یک اقتصاددان کاربردی است. با این حال ، وی علاقه مند به بحث و گفتگوهای سیاست اقتصادی نیست ، حتی اگر - همانطور که به خوبی شناخته شده است - با دولت ها و ملی (از کشورهای مختلف) یا آژانس های بین المللی همکاری نزدیکی داشت.

34 در دیدگاه Leontief ، نظریه اقتصادی باید از بدیهیات به قضایای ساخته شود ، که می تواند با استفاده از ابزارهای ریاضی و منطقی اثبات شود. او همچنین متقاعد شده است که اقتصاد سرمایه داری اساساً پایدار است. او مدلهای تعادل را ایجاد می کند که در مورد اقتصاد به عنوان سیستم قطعات وابسته به هم امکان پذیر است. جایی برای عوامل درون زا مشاهده می شود که رفتارهای انحرافی یا عوامل برونزا را از هر نوع مشاهده می کنند. در مقالات قبلی خود ، وی از نزدیک با این دیدگاه در ارتباط است ، در حالی که بعداً در زندگی ، به نظر می رسد او آماده است تا بپذیرد که اقتصاد تا حدودی متفاوت عمل می کند. او با این حال ، مشارکتهای نظری خود را تجدید نظر نکرد.

35 جالب است که مقالات وی- حتی آنهایی که از نزدیک با موضوعات عملی مرتبط هستند- از نظر فنی گرا هستند و فاقد هرگونه عطر و طعم سیاسی هستند. به عنوان مثال ، مقاله "کمک به کشاورز" به وضوح به موضوعاتی می پردازد که تا حد زیادی فراتر از اقتصاد ناب است ، زیرا فقر عمومی روستایی جنبه های بسیاری از سایر علوم اجتماعی را شامل می شود ، و شاید بهترین بخش سیاست دولت ایالات متحده برای مبارزه با افسردگی در دهه 1930 درگیرمسائل سیاسی: باید کاری انجام شود ، فراتر از درک مشکل یا اظهارات تعادل.

36 عدم ملاحظات سیاسی یا فلسفی هنگام برخورد با خلع سلاح و انتقال منابع به کشورهای فقیر نیز ذکر شده است. ما می توانیم پس از تجدید نظر در نتایج عددی وی ، از همدردی Leontief برای این موضوعات اطمینان حاصل کنیم.

در 37 نهایی ، به نظر می رسد که نگرش های فکری Leontief با کینز و دانشکده اقتصاد نئو کمبریج تفاوت زیادی دارد. دومی در مورد راه های حل مشکلات اقتصادی بحث می کند. سیاست اقتصادی مجموعه ای از ابزارهای تغییر واقعیت است. Leontief جوان تر علاقه مند به درک سیستم های اقتصادی است که از ایجاد ابزارهای سیاسی جدا شده است. Leontief قدیمی تر در مورد تئوری نه به طور گسترده و نه به همان اندازه اشتیاق بحث می کند ، اما درک او از اقتصاد به او اجازه می دهد تا راه هایی را برای پذیرش موقعیت های مطلوب تر ، مانند دنیای خلع سلاح ارائه دهد.

یادداشت

Universidad Nacional Autónoma de México. پست الکترونیکی: arroche@unam. mx. پروفسور آلبرت استینژ با مهربانی پیشنهادات ارزشمندی را برای بهبود مقاله کنفرانس قبلی ارائه داده است ، که در کنفرانس بین المللی XXIII در مورد تکنیک های ورودی-خروجی ، ژوئن 2015 ارائه شده است. یک داور ناشناس اظهارات بسیار مفیدی را در مورد نسخه دقیق تر این مقاله بیان کرد. خطاهای باقیمانده تنها مسئولیت نویسنده است. حمایت مالی از PAPIIT (UNAM) ، Project In304815 ، قدردانی می شود.

استراتژی‌های اسکالپ...
ما را در سایت استراتژی‌های اسکالپ دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ناصر تقوایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 6 مرداد 1402 ساعت: 18:55