
نیاز به تنظیم سرمایه گذاری خارجی
مسئله اصلی توافق چند جانبه در مورد سرمایه گذاری (MAI) این نیست که سرمایه گذاری خارجی خوب باشد یا بد باشد ، یا باید مورد استقبال قرار گیرد. مسئله واقعی این است که آیا دولت های ملی باید حق و قدرت را برای تنظیم سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) حفظ کنند و از اختیار و وسیله کافی برای داشتن ابزارهای سیاسی و گزینه های مربوط به سرمایه گذاری ، از جمله سرمایه گذاری خارجی برخوردار باشند.
در حال حاضر اکثر کشورها اهمیت سرمایه گذاری خارجی را می پذیرند و تمام تلاش خود را برای جذب سرمایه گذاری های خارجی می کنند. با این حال ، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد سرمایه گذاری خارجی می تواند اثرات مثبت و منفی داشته باشد ، و هدف اصلی سیاست توسعه ، به حداکثر رساندن جنبه های مثبت در عین حال به حداقل رساندن موارد منفی است ، به طوری که ، در تعادل ، فواید قابل توجهی وجود دارد. تجربه نشان می دهد که برای سرمایه گذاری خارجی برای نقش مثبت ، دولت باید حق و اختیارات خود را برای تنظیم ورود ، شرایط شرایط و عملیات خود داشته باشد.
مشکل اصلی این است که رویکرد در نظر گرفته شده در مای ، این حقوق و قدرت دولت را حذف می کند. با این کار ، جنبه های منفی ورود و استقرار سرمایه گذاری خارجی کنترل نشده و کنترل نشده می تواند جنبه های مثبت را تحت الشعاع قرار دهد.
اکثر کشورهای در حال توسعه اکنون سیاست هایی دارند که ورود شرکت های خارجی را تنظیم می کند و شرایط و محدودیت های مختلفی را برای سرمایه گذاران خارجی به طور کلی و به صورت یک بخش به بخش شامل می کند.
تعداد کمی از کشورها (در صورت وجود) وجود دارند که اکنون یک سیاست حق ورود به سیستم را اتخاذ کرده اند. در برخی از کشورها ، شرکت های خارجی مجاز به فعالیت در بخش های خاصی نیستند ، به عنوان مثال بانکداری ، بیمه یا ارتباطات. در بخش هایی که به آنها اجازه داده می شود ، شرکت های خارجی مجبورند برای تأسیس خود مجوز درخواست کنند و در صورت تأیید ، اغلب با شرایط همراه است.
البته ترکیب شرایط از کشور به کشور دیگر متفاوت است. آنها ممکن است شامل محدودیت های عدالت (به عنوان مثال ، یک شرکت خارجی نمی تواند بیش از درصد معینی از سهام شرکت که می خواهد راه اندازی کند) و محدودیت های مالکیت (به عنوان مثال ، خارجی ها مجاز به داشتن زمین یا خرید خانه نیستند. زیر قیمت مشخص).
بسیاری از کشورهای در حال توسعه همچنین سیاست هایی دارند که به نفع رشد شرکت های محلی است. به عنوان مثال ، ممکن است برای یک شرکت محلی که در دسترس شرکت های خارجی نیست ، معافیت مالیاتی وجود داشته باشد. ممکن است به بانکهای محلی دامنه تجارت بیشتری نسبت به بانکهای خارجی داده شود. و به شرکتهای محلی ممکن است در تجارت یا قراردادهای دولتی ترجیح داده شود.
دولت ها چنین سیاست ها و شرایط را به دلایل حاکمیت توجیه می کنند (که جمعیت یک کشور باید حداقل یک بخش حداقل اما قابل توجه از اقتصاد خود را کنترل کند) یا توسعه ملی (که به شرکت های محلی نیاز به "معلولیت" یا ویژه ای دارنددرمان ، حداقل برای مدتی ، به طوری که آنها می توانند در موقعیتی باشند که با شرکت های خارجی قدرتمندتر و بهتر رقابت کنند).
بیشتر کشورهای در حال توسعه استدلال می کنند که در دوره استعمار ، اقتصاد آنها به نفع شرکت های خارجی و موسسات مالی (متعلق به کشور خاص استعمار) شکل گرفته است.
بنابراین مردم محلی و بنگاهها در معرض ضرر قرار داشتند و اکنون به مدت زمان قابل توجهی نیاز دارند که درمان ویژه ای به آنها داده شود ، قبل از آنکه بتوانند با شرایط متعادل تر با شرکت های بزرگتر خارجی رقابت کنند.
این دلیل اصلی برای سیاست های کشورهای در حال توسعه در اعمال محدودیت یا تحمیل شرایط برای سرمایه گذاری های خارجی بوده است.
پیشنهاد MAI برای آزادسازی جریان سرمایه گذاری خارجی به شکلی جامع ، بنابراین عواقب جدی خواهد داشت. زیرا در صورت اتخاذ این پیشنهادات ، دولت های کشورهای در حال توسعه می فهمند که فضای آنها برای اتخاذ سیاست های مستقل خود در مورد نحوه برخورد با شرکت های خارجی و سرمایه گذاری بسیار محدود خواهد بود.
دیگر هر دولت این آزادی را نخواهد داشت که ترکیبی خاص از سیاست ها و شرایط خود را برای سرمایه گذاری های خارجی انتخاب کند. سیاست های اصلی در حال حاضر توسط مجموعه چند جانبه قوانین سرمایه گذاری تعیین شده است ، و انتخاب موجود برای جنبه های جزئی بیشتر محدود خواهد بود.
نیاز به محافظت از تعادل پرداخت و ترویج توسعه داخلی یکی از مهمترین تأثیرات MAI این است که دولت ها کنترل تعادل پرداخت ها و به ویژه برای انجام اقدامات برای خارج شدن از مشکلات کسری BOP بسیار دشوارتر هستند.
یکی از مهمترین معایب یا خطرات سرمایه گذاری خارجی این است که تمایل به منجر به خروج خالص ارز خارجی دارد و بنابراین تأثیر منفی بر BOP دارد. به همین دلیل سیاست های دولت برای تنظیم سرمایه گذاری خارجی بسیار مهم است.
در جنوب شرقی آسیا ، کشورهایی مانند مالزی ، تایلند ، اندونزی و فیلیپین اکنون در حساب جاری BOP با کسری بزرگی روبرو هستند. در تجزیه و تحلیل بیشتر ، مشخص شده است که ورود بزرگ سرمایه گذاری های خارجی به طور قابل توجهی در کسری نقش داشته است.
پرونده مالزی را بگیرید. کسری حساب جاری BOP از 4/7 میلیارد RM در سال 1993 به 17. 8 میلیارد RM در سال 1995 (9 ٪ از GNP) افزایش یافت و باعث نگرانی زیادی در کشور شد. دلیل اصلی این کسری در حال افزایش ، افزایش سرمایه گذاری خارجی بود:
در مرحله اول ، در واردات کالاهای سرمایه و کالاهای واسطه ای توسط سرمایه گذاران خارجی وجود داشت و این تأثیر منفی بر تراز تجاری کالا داشت. به گفته معاون وزیر دارایی: "افزایش کسری تجارت (در سال 1995) عمدتاً به دلیل افزایش واردات کالاهای سرمایه ای است که توسط سرمایه گذاران خارجی وارد می شود. اگر نه برای سرمایه گذاری های خارجی ، در سال 1995 ، مالزی می توانست مقدار زیادی را در حساب تجارت ثبت کند. وی گفت: سرمایه گذاری های خارجی در سال 1995 26 درصد افزایش یافت و به 20 میلیارد RM رسید و واردات کالاهای سرمایه از طریق این سرمایه گذاری ها به مبلغ 18. 5 میلیارد RM بود.
ثانیا ، افزایش زیاد و سریع سود و سود سهام که توسط سرمایه گذاران خارجی بازپرداخت شده است ، افزایش یافته است. با افزایش سهام FDI ، جریان "درآمد سرمایه گذاری" نیز به سرعت افزایش می یابد. در مالزی ، ضعف BOP کسری بزرگ در حساب خدمات است. در سال 1995 ، کسری 8/18 میلیارد RM یا 9. 4 ٪ GNP بود.(در سال 1990 ، این تنها 7/9 میلیارد RM بود.) از این ، 4/13 میلیارد RM درآمد ناخالص شرکت های خارجی بود. این حدود 7 ٪ از مقدار تولید ناخالص داخلی بود. به گفته برنامه ریز ارشد اقتصادی مالزی ، مدیر واحد برنامه ریزی اقتصادی ، مدیر کل TAN SRI Dato Seri Alli Abdul Hassan Solaiman ، "خروج برای پرداخت درآمد سرمایه گذاری (به ویژه بازپرداخت سود و سود برای شرکت های متعلق به خارجی) تنها مشارکت کننده اصلی این خدمات است. کسری حساب
به منظور مقابله با تأثیر جریان سود ، می توان شرکت خارجی را ترغیب کرد تا سود خود را در کشور سرمایه گذاری کند. با این حال ، این سؤال را مطرح می کند: اگر سرمایه گذاری مجدد بیشتر توسط بنگاه های خارجی وجود داشته باشد ، این امر منجر به سهام بالاتر سرمایه خارجی و در نتیجه جریان بالاتر سود و سود سهام خواهد شد که در نهایت ممکن است بازگردانده شود. در این صورت ، معضل کاهش اثرات فعلی جریان سود وجود دارد اما باید در آینده با پتانسیل جریان حتی بالاتر از جریان سود روبرو شود. بنابراین مشکل حل نمی شود بلکه به تعویق می افتد و به یک سطح بالقوه بالاتر.
جریان ارزهای خارجی
راه حل دائمی تر این است که اطمینان حاصل شود که سرمایه گذاری خارجی در کشور به طور کلی شخصیتی است که از نظر خالص باعث خروج بزرگ ارز نمی شود. به عنوان مثال ، بنگاه های خارجی که بخش بزرگی از محصولات خود را صادر می کنند ، بیشتر مورد استقبال قرار می گیرند. یا در غیر این صورت شرکت هایی که متقاضی ورود به آنها هستند ، فقط در صورتی که از شرایطی که سرمایه گذاری های آنها منجر به ضرر زیاد ارزهای خارجی نمی شود ، می توانند به عنوان مثال با صادرات کافی از محصولات خود و محدود کردن واردات آنها از طریق استفاده از ورودی های محلی ، مجوز داده شوند.
به طور کلی ، شرکت های خارجی که به منظور سوءاستفاده از بازار خود وارد کشور می شوند (و بنابراین اینقدر صادر نمی کنند) ، و با انجام این کار ، جابجایی محصولات یا خدماتی که قبلاً توسط بنگاه های محلی ارائه شده بود ، تمایل بیشتری به ایجاد ضرر خارجی دارندو مشکلات BOPکشورهایی که دارای بازار بزرگی مانند چین یا هند هستند بیشتر با این مشکل روبرو خواهند شد ، زیرا شرکت های خارجی به جمعیت زیادی و بازار محلی در آنجا جذب می شوند و بنابراین بخش بزرگی از این شرکت ها می خواهند به جای صادرات ، برای بازار محلی تولید کنند. بشر
در هر صورت ، مهمترین اصل این است که کشورهای در حال توسعه باید صلاحیت تنظیم ورود و شرایط عملیات سرمایه گذاری خارجی را داشته باشند ، به خاطر اهداف توسعه خود و محافظت از اقتصاد و جامعه خود ، به عنوان مثال ، برای محافظتبوپ
برای تقویت BOP ، دولت ها به اقتدار و گزینه نیاز دارند: (الف) تنظیم سرمایه گذاری خارجی.(ب) واردات کالا و خدمات را کاهش دهید. ج) ترویج صادرات بنگاه ها و خدمات محلی. این گزینه ها در حال حاضر با قوانین جدید دور اروگوئه در WTO به شدت محدود شده اند. مای اوضاع را بدتر می کند.
در گذشته و در حال حاضر ، دولت ها شرایطی را قرار داده اند كه بنگاهها باید از ورودی های محلی مشخص شده استفاده كنند ، یا درصدی از مقدار خروجی باید به صورت محلی تهیه شوند (خط مشی محلی). شرط دیگر این است که ورودی های وارداتی یک شرکت باید فقط به درصد مشخصی از درآمد صادرات آن شرکت (سیاست تعادل از مبادله-تبادل) محدود شود. سیاست دیگر ممکن است محدود کردن کالا یا محصول از صادرات باشد (با تحمیل ممنوعیت یا محدود کردن صادرات به درصد مشخصی).
تمام این سه اقدامات سیاسی به صراحت در یک لیست مصور ذکر شده است و با توافق نامه اقدامات مربوط به تجارت مربوط به تجارت (تریم) دور اروگوئه ، به این دلیل که آنها نسبت به محصولات خارجی یا تجارت خارجی تبعیض قائل نیستند ، غیرقانونی است. البته حذف این اقدامات سیاست ، حل و فصل نقص BOP را دشوارتر می کند. کشورهای در حال توسعه پنج سال (از ژانویه 1995) برای اجرای این امر دارند. در این مذاکرات ، ممکن است می توان مسئله انصاف چنین ممنوعیت ها را بازگشایی کرد.
مای اوضاع را بدتر می کند. اکنون دولت ها کمیت و کیفیت سرمایه گذاری های خارجی را کنترل می کنند و می توانند درصد سهام خارجی را محدود کنند و سرمایه گذاری های مشترک را ترجیح می دهند تا سهم سود توسط افراد محلی حفظ شود. برخی از کشورها میزان سود سود را محدود می کنند. این اقدامات غیرقانونی خواهد بود. عدم توانایی در تنظیم ورود باعث افزایش سهم خارجی سهام عدالت می شود. حذف ترتیبات سرمایه گذاری مشترک باعث افزایش بیشتر سهام خارجی می شود. با هم ، این سهم خارجی سود در اقتصاد را افزایش می دهد. با توجه به روندهای بین المللی ، مالیات شرکت ها به تدریج کاهش می یابد. اگر جریان سود خارجی خیلی زیاد باشد و می تواند BOP یا ذخایر و ثبات مالی را تهدید کند ، گزینه محدود کردن بازپرداخت سود در دسترس نخواهد بود.
اقدامات برای کاهش واردات یا استفاده از خدمات خارجی و اقدامات برای افزایش استفاده از محصولات محلی ، خدمات و امکانات ، اقدامات مهم سیاست برای کاهش کسری BOP و توسعه اقتصاد است. رشته های پیشرفته در WTO در حال حاضر این مسئله را دشوارتر می کنند. پیمان سرمایه گذاری این امر را حتی بیشتر می کند.
براساس توافق نامه خدمات (GATS) در WTO ، درمان ملی به بخش هایی که توسط یک کشور ارائه می شود ، ارائه می شود. به عبارت دیگر ، نمی توان اقدامات متمایز به نفع خدمات محلی ، امکانات یا شرکت ها را انجام داد.
به عنوان مثال ، اگر حمل و نقل در لیست پیشنهاد باشد ، ممکن است اقدامات پشتیبانی از خطوط حمل و نقل محلی WTO-illegal در نظر گرفته شود. براساس گفته های مجله Trade Straits Shipper ، کشورهای خارجی در حال اعتراض به معرفی مشوق های مالی مالزی برای حمل و نقل برای مطالبه کسر مالیات مضاعف در هزینه های حمل و نقل پرداخت شده به خطوط حمل و نقل مالزی هستند. اتحادیه اروپا و ایالات متحده این موضوع را به نفع کشتی های ملی و نقض رژیم تجاری جدید تبعیض می دانند.
خوشبختانه ، توافق نامه خدمات یک توافق همه گیر نیست و فقط برای آن بخش ها یا فعالیت هایی که کشور ارائه داده است ، اعمال می شود. MAI پیشنهادی یک توافق نامه همه گیر خواهد بود ، که در آن همه بخش ها و فعالیت ها گنجانده شده است ، مگر اینکه به طور خاص مستثنی باشد. بنابراین ، هر اقدام "اقدام تأیید آمیز" که صنایع یا خدمات محلی را ارتقا می بخشد (از طریق یارانه ها ، درمان مالیاتی ترجیحی ، شرط مشخص برای سرمایه گذاری ، حتی یارانه تحقیق و توسعه) می تواند به عنوان "تبعیض آمیز" علیه بیگانگان تلقی شود و از این رو ممنوع است.
نقش مهمی برای سرمایه گذاری های خارجی در کشورهای در حال توسعه وجود دارد. اما این نقش فقط در صورتی که دولت ها حق انتخاب انواع سرمایه گذاری های خارجی و شرایط ورود و بهره برداری آنها را حفظ کنند ، می تواند مثبت باشد.
بنابراین ، اعتراض به پیمان از هیچ تعصب در برابر سرمایه گذاری خارجی به خودی خود نیست. در عوض ، این به دلیل تجربه موفقیت آمیز آن دسته از کشورهایی است که از سرمایه گذاری های خارجی استفاده کرده اند ، تحقق اهمیت نیاز دولت ها به داشتن اختیارات تصمیم گیری و گزینه های سیاست در مورد ورود ، شرایط سهام و عملیات وجود دارد. سرمایه گذاری های خارجی
به عنوان مثال ، مالزی سیستم بسیار پیشرفته ای برای ترکیب آزادسازی با مقررات در یک ترکیب سیاست داشته است که با توجه به شرایط اقتصادی و نیازهای توسعه کشور می تواند تنظیم و تغییر داده شود. توانایی و حق داشتن گزینه هایی برای سیاست انعطاف پذیر به ویژه برای جبران عدم تعادل اجتماعی در جوامع قومی در کشور مورد نیاز بود. بدون استفاده از چنین سیاستی ، این تردید است که کشور می تواند به ثبات اجتماعی که زیربنای رشد بالای گذشته اخیر است ، بدست آورد. در سال 1970 (13 سال پس از استقلال) ، سهم خارجی سهام عدالت هنوز 70 ٪ ، سهم اکثریت جامعه مالایی ، با 55 ٪ از جمعیت ، 1 ٪ و سهم شهروندان غیر مالایی 22 ٪ بود. با توجه به یک سیاست توسعه که مبتنی بر نیاز شرکت های خارجی برای ورود به یک سرمایه گذاری مشترک بود - با 50 ٪ عدالت به افراد محلی و از آن ، 30 ٪ به جامعه مالایی - سهم سهام عدالت به دلیل افتراقی به طرز چشمگیری تغییر کرده است. سهام رشد به جوامع مختلف. سهم خارجی در حال حاضر حدود 35 ٪ ، سهم مالایی از 1 ٪ به 20 ٪ -30 ٪ و سهم شهروند غیر مالای حدود 25 ٪ افزایش یافته است. اگر محدودیت های MIA یا MAI وجود داشته باشد ، چنین نتیجه سیاسی امکان پذیر نخواهد بود.
باید نمونه های دیگری در سایر کشورها وجود داشته باشد که نیاز به ابزارهای سیاست و گزینه های مربوط به سیاست سرمایه گذاری برای تحقق اهداف توسعه ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی را نشان می دهد.
بنابراین ، از تجربه ، کشورهای در حال توسعه به جای رژیم سرمایه گذاری بین المللی که باعث کاهش یا از بین بردن آن حقوق می شود ، باید حق و گزینه ای را برای تنظیم سرمایه گذاری و سیاست خود در زمینه سرمایه گذاری خارجی حفظ کنند. دادن آزادی و حقوق کامل به سرمایه گذاران خارجی ممکن است منجر به ناپدید شدن بسیاری از شرکت های محلی ، بیکاری بالاتر ، خروج بیشتر منابع مالی و بنابراین به مشکلات BOP شود. همچنین ممکن است عدم تعادل اجتماعی در جامعه بدتر شود و از این طریق باعث بی ثباتی اجتماعی شود که چشم انداز اقتصادی را جبران کند.
MAI و MIA تنها مدل هایی برای ایجاد روابط بین شرکت های خارجی و دولت های میزبان نیستند. رویکرد دیگری قبلاً در پیش نویس منشور سازمان ملل متحد در مورد شرکت های فراملی انجام شده بود که در آن حقوق و تعهدات شرکت های خارجی و دولت های میزبان مشخص شده بود. تلاش ها برای ایجاد این آیین نامه در نهایت در سال 1992 به پایان رسید. با این حال، پیش نویس هنوز به عنوان نمونه ای از رویکرد متفاوت مفید است.
ایجاد تعادل مناسب و عادلانه بین سرمایه گذاران خارجی و کشورهای میزبان که اهداف و منافع متفاوتی دارند، مهم است. سرمایه گذاران کشورهای خارجی به سه دلیل عمده می خواهند به کشورهای در حال توسعه بیایند. اول، آنها متوجه می شوند که بازگشت سرمایه در کشورشان کافی نیست. دوم، آنها می خواهند سرمایه خود را با نیروی کار ارزان کشور میزبان ترکیب کنند تا هزینه تولید را کاهش دهند. و سوم، آنها می خواهند از مواد خام کشورهای در حال توسعه در نزدیکی منبع خود استفاده کنند.
کشورهای در حال توسعه میزبان، از سوی دیگر، علاقه مند به موارد زیر هستند: (1) توسعه خدمات و زیرساخت های خود که ممکن است به صنعتی شدن و توسعه آنها کمک کند.(2) تولید کالاهای قابل صادرات و (3) توسعه مداوم فناوری در تولید و خدمات صنعتی آنها.
این دو مجموعه از اهداف ناسازگار نیستند. و منافع سرمایه گذاران خارجی و دولت های میزبان، اگرچه متفاوت است، اما ممکن است هماهنگ شود. اما بسیار مهم است که هر FDI هر دو مجموعه هدف را برآورده کند.
از منظر یک کشور در حال توسعه، دولت باید حق و قدرت تعیین ورود و شرایط شرکت های خارجی را داشته باشد تا اهداف توسعه ای کشور محقق شود. MAI باعث ایجاد عدم تعادل بزرگ در روابط بین کشور میزبان و سرمایه گذار خارجی می شود. بنابراین، در شکل کنونی آن، عاقلانه نیست که کشورهای در حال توسعه چنین توافقی را امضا کنند.- (تجدید مجدد جهان سوم شماره 90/91، فوریه-مارس 1998)
مارتین خور مدیر شبکه جهانی سوم است.
استراتژیهای اسکالپ...
ما را در سایت استراتژیهای اسکالپ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ناصر تقوایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
6 مرداد
1402 ساعت: 20:20