آیا بازپرداخت نیروی بازل سوم خواهد بود؟

ساخت وبلاگ

پیامدهای مربوط به فعالیت های بانکی با ریسک بالا/با بازده بالا

  • 25 اوت 2011
  • چارلز زونداگ
  • به اشتراک در LinkedIn
  • Basel IIICASH نقدینگی CORICITIONCORETESDEBT مؤسسات مشاوره مالی PUBLIC SECTORRISK مدیریت

Will Basel III force disintermediation?

الزامات جدید سرمایه مشخص شده توسط بانک شهرک های بین المللی (BIS) ، که به عنوان بازل سوم نیز شناخته می شود ، به طور گسترده ای فرود آمده است. توجه زیادی به پیامدهای بازل سوم برای ساختار سرمایه بانکها متمرکز شده است. بانک های مختلف از آن زمان موقعیت های سرمایه خود را تنظیم کرده اند تا با پیش شرط های جدید مطابقت داشته باشند. تعدادی حتی به اندازه دستیابی به سرمایه های جدید (ترکیبی) از طریق به اصطلاح Convertibles مشروط (COCO) در انتظار نیازهای سختگیرانه تر پیش رفته اند و به سرمایه اجازه می دهند مانند بدهی رفتار کنند ، مگر در شرایط خاص (استرس) که در آن تبدیل می شودپایتخت درجه 1. بازل سوم ، با این حال همچنین پیامدهای آن را برای طرف دیگر ترازنامه دارد. این مقاله با هدف ارائه بینش در مورد پیامدهای مربوط به فعالیت های پرخطر/بالای بازده بانکها در اروپا است.

با شروع با معرفی بازل دوم ، افزایش مقدار سرمایه باید برای تهیه ابزارهای تأمین مالی مرتبط با کلاسهای اعتباری پایین تر کنار گذاشته شود. بازل سوم این نیاز را گسترش می دهد و جدا از تعریف دقیق تر سرمایه ، تصویب می کند که وزن خطر اختصاص داده شده به ابزارهای خاص (اعتبار) باید حتی بیشتر افزایش یابد. این منجر به افزایش ذخایر سرمایه ای می شود که باید برای این موقعیت ها در مقایسه با بازل دوم برگزار شود. بنابراین بانک ها برای پوشش خطرات خود مجبور به افزایش ذخایر سرمایه خود هستند. این امر اهداف بانکها را در رابطه با بازده وزن ریسک بر سرمایه با وزن ریسک تحت فشار قرار می دهد.

برای نشان دادن این نکته ، یک نمونه کارها مدل در اینجا با بازنمایی ساده از تفاوت در گسترش در بازل II و بازل III نشان داده شده است. این تفاوت نتیجه افزایش ذخایر سرمایه است که باید حفظ شود. گسترش طبق بازارهای سرمایه نیز برای مقایسه گنجانده شده است.

در همان شرایط ، ارزش واقعی فقط می تواند برای بخش نسبتاً کمی از طیف اوراق بهادار اعتباری (و فعالیت های سرمایه گذاری) حفظ شود. این اختلاف در حال حاضر تحت بازل دوم وجود داشته است. بازل سوم به سادگی منحنی ، به ویژه در پایین طیف ، مانند بدهی با بازده بالا و فعالیت های سهام خصوصی و همچنین تأمین مالی - بالقوه - SME را بالا می برد. بنابراین بانک ها باید به دنبال درآمد بالاتر (با ریسک) باشند یا باید دارایی های خاصی را از ترازنامه خود حذف کنند.

Basel III table

تقسیم اوراق بهادار و فعالیت ها

هدف بازل دوم و بازل سوم ارتقاء یک بخش بانکی با ثبات تر با کاهش ریسک ذاتی در پرتفوی های موجود در بانک ها است. به نظر می رسد که نتیجه فوری مقررات بازل III شکاف ضمنی بین فعالیتهای "وام تجاری" و "وام های ویژه" و ناخواسته ممکن است یک محدودیت (ماندگار) تأمین مالی موجود برای بخش SME باشد.

تقسیم اوراق بهادار و فعالیت ها همچنین به معنای از دست دادن منافع تجاری است. تصمیم برای حفظ اوراق بهادار با ریسک بالا بر اساس استدلال های تجاری در طول زمان ، اما به معنای) از دست دادن ارزش با حفظ نمونه کارها و ب) یک تماس قابل توجه در بازارهای سرمایه به منظور ادامه پاسخگویی به نیازهای سرمایه است. هنگامی که بازل سوم به مرحله اجرا درآمد (اتخاذ چارچوب سرمایه بازل سوم توسط مراکز مالی عمده G-20 تا پایان سال 2011) ، این می تواند منجر به کمبود سرمایه و نقدینگی شود. یک تصمیم تقسیم بر خلاف فرض می کند که آن عناصر نمونه کارها که نمی توانند ارزش کافی را در کل نمونه کارها داشته باشند ، طی کوتاه مدت یا با گذشت زمان واگذار می شوند. انتخاب در آن شامل درد کوتاه مدت یا معوق است. دفع فاز یا فوری ، در هر دو مورد با از دست دادن درآمد و سایر منافع تجاری.

تفکیک و نقش بازارهای سرمایه

تأمین مالی بازار سرمایه در بازار تأمین مالی ایالات متحده ، بیش از حد در اروپا امری عادی است. درست همانطور که در ایالات متحده است ، شاید بازارهای سرمایه اروپا از نظر تفکیک نزدیک به آینده نقش مهمی در آینده داشته باشند. صندوق های سرمایه گذاری و شرکت های سرمایه گذاری می توانند نقش اهمیت بیشتری داشته باشند ، به ویژه در تصرف با ریسک بالاتر و فعالیت های پیچیده و سرمایه گذاری و سرمایه گذاری . 3 قبلاً در طول بحران اعتباری مشهود بود که چندین صندوق بازنشستگی وارد "شکاف اعتباری" شدند و شروع به گسترش کردنداعتبار به شرکتها مستقیماً. مدیران دارایی های مختلف این پیشرفت را پیش بینی کردند و به منظور مشارکت در فعالیت های تأمین مالی خصوصی (و برخی از سرمایه گذاری های موردی) با صندوق های بازنشستگی همکاری کردند. 4 جنبه دیگری نیز برای این امر وجود دارد. بانک ها ، به عنوان عمده فروشان ریسک به ویژه برای مدیریت ریسک اعتباری مجهز هستند. صندوق های بازنشستگی یا مدیران دارایی برای این منظور کمتر مناسب هستند ، زیرا آنها دانش کمتری در مورد وام های خصوصی دارند ، به ویژه از نظر مدیریت این خطرات. در نتیجه بانکها از این نظر ارزش افزوده ای را ارائه می دهند و به عنوان مثال در اوراق بهادار ، نقش ایفا می کنند. همکاری نوآورانه بین بخش بانکی و سرمایه گذاران (نهادی) می تواند فرصت های جالبی را برای تقسیم فعالیت های پرخطر بانک ها ارائه دهد.

ساختار ورق خارج از تعادل

اوراق بهادار نمونه هایی از ساختار برگه خارج از تعادل دارایی های بانکی شناخته شده است. این شامل تبدیل عوامل خطر غیر قابل بازاریابی به ابزارهای مالی قابل فروش است. هدف از اوراق بهادار انتقال خطرات اعتباری به بازار سرمایه است. اوراق بهادار ابزاری جالب برای انتقال خطرات اعتباری به بازار است. با این حال ، چند صید وجود دارد.

تحت بازل سوم ، بانکها موظفند بافر سرمایه قابل توجهی برای نگه داشتن اولین ضرر و کمان های خردسال حفظ کنند. به اوراق بهاداراین راهنما ، از جمله سایر عوامل ، اوراق بهادار سازان را موظف می کند تا حداقل به طور دائم منافع اقتصادی خالص مادی را از طریق وسایل حفظ برش عمودی و حفظ علاقه مبدأ حفظ کنند. این بنابراین فرصت های ارائه شده توسط اوراق بهادار برای تقسیم دارایی ها را محدود می کند.

یک راه حل احتمالاً در ساختاری یافت می شود که در آن بانک ها بخش هایی از اوراق بهادار خود را به صندوق های مستقل تقسیم می کنند که توسط این (و سایر) احزاب نهادی تأمین می شود ، و شاید تا حدی توسط خود بانک ها باشد. تعدادی از عناصر باید از دیدگاه بانک انتقال دهنده از این نظر ، مانند حسابداری ، پیامدهای مالی ، مدیریت ریسک های اعتباری منتقل شده و میزان حفظ منافع اقتصادی و همچنین درمان مورد توجه قرار گیرند. از این عناصر تحت بازل سوم. تعامل این جنبه ها در متن بازل III و CRD میزان حذف دارایی ها را در واقع از ترازنامه تعیین می کند ، به موجب آن بانک ها می توانند ضرر بالقوه درآمد را از این پرتفوی ها جایگزین کنند. این تعامل ، ساختار برگه خارج از تعادل را در معرض خطر/ بازده بالای بانکها به یک موضوع پیچیده اما غیرممکن تبدیل می کند.

نتیجه

بحران مالی نشان داد که سرمایه می تواند در چشمان چشم کمیاب شود. بازل III نیازهای دیگری را نسبت به بازل دوم فراهم می کند که برای محافظت بهتر از ترکیب و کیفیت موقعیت سرمایه بانکها طراحی شده است. بازل سوم قصد دارد از این طریق به یک بخش بانکی با ثبات تر برسد. با این حال ، این امر همچنین به دلیل تفکیک که انتظار می رود ظهور کند ، تغییر در چشم انداز بانکی ایجاد می کند. این امر کمبود در سرمایه های موجود را ایجاد می کند ، به خصوص برای فعالیت های پرخطر/با بازده بالا. به نظر می رسد همکاری بین سرمایه گذاران (نهادی) و بانک ها فرصت های جالبی را برای اطمینان از عرضه مداوم سرمایه برای برخی از فعالیت ها ارائه می دهد ، که به موجب آن بانک ها می توانند بخشی از درآمد خود را همزمان تأمین کنند ، بدون آنکه به طور پیش فرض آن را به بازار واگذار کنند. بشر

استراتژی‌های اسکالپ...
ما را در سایت استراتژی‌های اسکالپ دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ناصر تقوایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 5 خرداد 1402 ساعت: 14:11