
در اکتبر سال 2021 ، قیمت بنزین در ایالات متحده در هفت سال به بالاترین سطح خود رسید. دلایل زیادی برای این امر وجود دارد: افزایش تقاضا پس از یک سال و نیم قفل ، کندتر از بهبودی تولید نفت و عدم تعادل در موجودی محصولات به دلیل کمبود انرژی در اروپا و آسیای شرقی. کارشناسان معتقد بودند که قیمت ها در سال جدید کاهش می یابد. در عوض ، حمله روسیه به اوکراین در فوریه 2022 آنها را به ارتفاعات جدید و تاریخی فرستاد ، بازارها را لرزاند و قیمت بنزین ایالات متحده را به بیش از 4 دلار در هر گالن افزایش داد.
به راحتی می توان فهمید که قیمت نفت یکی از بزرگترین مشکلات جو بایدن است ، اما تشخیص اینکه آیا بایدن می تواند کارهای زیادی در مورد آن انجام دهد ، سخت تر است. اگر او نتواند ، چه کسی می تواند؟یک صنعت کامل برای پیش بینی تغییرات آینده در قیمت نفت وجود دارد. شرکت های نفتی خود سعی می کنند تصور کنند که قیمت کجا خواهد بود ، تا بتوانند هزینه های سرمایه را برای تأمین تقاضای آینده ، غالباً بدون موفقیت برنامه ریزی کنند.
امروز ، نوسانات قیمت نفت به صورت اعطا می شود. اما این همیشه اینگونه نبود. از اوایل دهه 1930 تا دهه 1970 ، قیمت نفت در ایالات متحده از طریق ترکیبی از اقدامات داوطلبانه توسط بازیگران خصوصی و نظارت نظارتی آژانس های دولتی اداره می شد. بحران در اوایل دهه 1970 دولت فدرال را برای ایجاد کنترل رسمی بر قیمت نفت خام انگیزه داد. در حالی که این کنترل ها به طور نامحسوس اداره می شدند و اهداف متناقض را دنبال می کردند ، آنها موفق شدند تأثیر شوک را در قیمت های جهانی نفت و اطمینان از دسترسی به انرژی از شرایط مقرون به صرفه برای اکثر آمریکایی ها جذب کنند. با این حال ، در جایی که این سیاست موفق نشد ، در حال افزایش تولید داخلی و تأثیر معنی داری بر واردات نفت بود. دومین شوک نفتی در سال 1979 ، سیاست گذاران را متقاعد کرد که با کنترل ها کنار بیایند و به تعهد نظامی برای "تأمین" روغن خاورمیانه ، کمک کردند ، و این بازگرداندن ما همچنان به آن مقابله می کنیم. بسیاری از رهبران معتقدند که قدرت ایالات متحده و یک بازار آزاد انرژی فراوانی و مقرون به صرفه تولید می کند.
بررسی تاریخچه قیمت نفت ، دو ویژگی مداوم را نشان می دهد. این صنعت غالباً مشمول اشکال مختلف تعیین قیمت ، هم توسط دولت و هم توسط شرکتهای دارای قدرت بازار بوده است. و در عین حال ، گرفتاری نیروهای بازار با ژئوپلیتیک به این معنی است که کنترل واقعی بر قیمت انرژی گریزان است و توافق های غایب در مقیاس سیاره ای باقی مانده است. چنین هماهنگی اکنون برای مقابله با نوسانات مارپیچی که دسترسی به انرژی را به خطر می اندازد و انتقال انرژی به دور از سوخت های فسیلی را پیچیده می کند ، ضروری است. برای دستگیری نوسانات و جلوگیری از بدترین اثرات تغییرات آب و هوا ، زمان آن رسیده است که روغن را تحت کنترل خود برگردانیم.
خارج از کنترل
در اوایل صنعت نفت ایالات متحده در اواخر قرن نوزدهم ، افزایش تقاضا برای محصولات نفتی ، جستجوی مداوم برای سپرده های جدید را به دنبال داشت. نفت تولید شده از زمین متعلق به هرکسی بود که ابتدا آن را مطابق با اصطلاح "قانون ضبط" بدست آورد ، مفهومی که در صحنه پایانی فیلم پل توماس اندرسون در سال 2007 خلاصه شده است ، خون خواهد بود. با وجود تولید در بین بسیاری از شرکت های مختلف و بدون دستور تحمیل اقتدار مرکزی ، بازار یک چرخه رونق و شلوغ را پشت سر گذاشت.
برای تأمین سرمایه گذاری خود ، شرکت ها از طریق ادغام عمودی و تمرکز مالکیت ، نوسانات را مدیریت کردند. جان دی. راکفلر ، بزرگان نفت به دنبال ثبات قیمت ها از طریق انحصار بود. در اوج خود ، روغن استاندارد راکفلر تقریباً 90 درصد از صنعت داخلی را کنترل می کرد. در حالی که استاندارد به طور گسترده ای غیرقابل انکار بود ، جورج سورپلینگ ، اقتصاددان نفتی اظهار داشت که "رقابت بدون محدودیت" منجر به زباله و قیمت های افسرده شده است ، و نیاز به درجه ای از تمرکز و همکاری برای حفظ سود در سطحی دارد که امکان سرمایه گذاری در تولید جدید را فراهم می کند. 1 پس از شکستن دیوان عالی ایالات متحده ، انحصار استاندارد نفت را در سال 1911 آغاز کرد ، هم "رشته های بزرگ" یکپارچه عمودی و "مستقل" کوچکتر به دنبال اقدامات برای محدود کردن رقابت و جلوگیری از تولید بیش از حد بودند. طبق گفته یکی از سرمقاله ها در سال 1928 ، "واقعیت غیرقابل اجتناب" این است که صنعت نفت فقط بازار عرضه دارد ... تولید بیش از حد نفت خام به معنای بیش از حد محصولات است و این منجر به بازده ناکافی می شود. "2
اما مدیریت رقابت با مدیریت تقاضا متفاوت بود. در میان افسردگی اقتصادی جهانی اوایل دهه 1930 ، قیمت در تگزاس از 1 دلار در هر بشکه به حداقل 0. 06 دلار در هر بشکه سقوط کرد. برای از بین بردن کاهش قیمت شایع ، بزرگان از مقامات دولتی لابی کردند تا در تولیدکنندگان کوچکتر اقدام کنند ، که آنها ادعا می کردند با تولید روغن "داغ" که نتوانست بازار پیدا کند ، باعث افزایش بازار بازار می شوند. 3 در آگوست سال 1931 ، فرماندار تگزاس به نیروهای گارد ملی دستور داد كه مزارع نفت را خاموش كنند تا تولید را خاموش كنند. تا سال 1934 ، آژانس های دولتی مانند کمیسیون راه آهن تگزاس (TRC) محدودیت هایی را در مورد میزان تولید دریل های نفتی از طریق طرح های "طرفدار تولید" به طور مرکزی ایجاد کردند-در اثر قرار دادن تولید نفت آمریکا تحت کنترل دولت برای اطمینان از قیمت های پایدار.
در حالی که TRC تولید داخلی آمریکا را محدود می کرد ، بزرگان برای کنترل رقابت و جلوگیری از افزایش بیش از حد در بازار جهانی تلاش کردند. کارشناسان آن را "الیگوپولیزاسیون" می دانستند. منتقدین آن را کارتل خواندند. توافق نامه اولیه خصوصی که در سال 1928 انجام شد "رقابت بیش از حد" به "تولید بیش از حد فوق العاده" منجر شد. پس از جنگ جهانی دوم ، بزرگان یک الیگوپولی غیررسمی ، "هفت خواهر" بدنام را ایجاد کردند که شامل BP ، Shell ، Exxon ، Mobil ، Chevron ، Gulf و Texaco برای کنترل جریان نفت در سطح بین المللی ، به ویژه تولید جدید از زمینه های زمینه هایخاورمیانه.
این شرکت ها اولویت های تجاری خود را به جنگ سرد در حال ظهور پیوند دادند و از طریق برنامه مارشال نفت را به اروپای غربی تحویل دادند و از قدرت بازار خود برای ایجاد قیمت با استفاده از "قیمت تحویل" بر اساس نرخ حمل و نقل از خلیج مکزیک استفاده کردند. این "قیمت ارسال شده" جدید پایدار بود ، اگرچه در مقایسه با هزینه تولید زیاد است: نفت خاورمیانه با هزینه چاه به میزان 0. 10 دلار در هر بشکه در حالی که بزرگان آن را با قیمت 1. 20 دلار فروخته اند. ثبات سیستم توسط قدرت بازار الیگپولی حفظ شد ، که بیش از 80 درصد از تجارت جهانی نفت را از طریق ساختارهای شرکت های یکپارچه عمودی خود مدیریت می کرد. در بیشتر دهه 1950 ، بسته به نقطه عزیمت آن ، قیمت نفتی ارسال شده از خاورمیانه بین 1. 75 تا 2. 20 دلار در هر بشکه ثابت بود. 4 بازیگری در مجموع ، بزرگان تولید را در خاورمیانه مهار کردند ، در حالی که TRC همین کار را در ایالات متحده انجام داد. در هر منطقه ، مشکل مانع از کمبود نبود ، بلکه مدیریت فراوانی بود - همیشه عرضه بیشتر از تقاضا وجود داشت ، و این امر مستلزم اقدامات تعاونی و محدود کننده بود.
در حالی که بزرگان بازار جهانی را از طریق یک الیگوپولی که محدود به رقابت ، محدود کردن تولید و حفظ قیمت ها بود ، کنترل می کرد و قیمت ها را بالا نگه می داشت ، مستقل های کوچکتر قدرت سیاسی را در ایالات متحده به دست می آوردند تا از طریق سیاست های حمایت گرایانه ، از جمله سهمیه های واردات بزرگان ، تحت فشار قرار گیرند. 5 برای مشتریان پالایشگاه کوچکتر ، دولت کندی سیستمی از "بلیط واردات" را برای جیره بندی وارداتی نفت خام به بالاترین پیشنهاد دهنده معرفی کرد. مدافعان صنعت نفت استدلال كردند كه این سهمیه ها به دلایل امنیت ملی توجیه شده اند ، و ادعا می كنند كه در صورت جنگ با اتحاد جماهیر شوروی ، صنعت قوی داخلی مورد نیاز است. با این حال ، 6 از نظر عملی ، سهمیه قیمت ها را از 2. 50 دلار در هر بشکه به 3. 50 دلار در هر بشکه بین سالهای 1959 تا 1969 افزایش داده و هر سال 6 میلیارد دلار از مصرف کنندگان به شرکت های نفتی منتقل می کند. 7 حمایت گرایی به نام جنگ سرد ، قیمت نفت را بالا نگه داشته و به نفع استقلال و وادار کردن مصرف کنندگان به یارانه تولید نفت داخلی بود.
علیرغم یارانه هایی مانند سهمیه واردات ، معافیت مالیاتی سخاوتمندانه و پشتیبانی از متفقین در کنگره ، صنعت نفت داخلی آمریکا در اواخر دهه 1960 به کاهش آهسته ای وارد شد. در حالی که تولید داخلی همچنان در حال افزایش است ، هزینه ها در میان چاه های قدیمی تر و سود فشرده افزایش می یابد ، و در نتیجه کاهش فعالیت حفاری و ساخت پالایشگاه پس از سال 1964 انجام می شود. بزرگان تصمیم به سرمایه گذاری در مزارع خود در خاورمیانه گرفتند ، جایی که می توان نفت را بسیار ارزان تر تولید کردبشرمیزان مصرف نفت در سراسر جهان غرب با سرعت بالایی افزایش یافت و در سال 1970 به 34 میلیون بشکه در روز افزایش یافت و بیشتر این تقاضا با نفت خاورمیانه به عنوان تولید از ایالات متحده رکود شد.
انتخاب برای کنترل
تحولات در بازار جهانی نفت در دهه 1960 راه را برای یک سری مباحث مربوط به آینده تولید نفت داخلی باز کرد. گرچه وزارت کشور ایالات متحده با اطمینان پیش بینی می کرد که ادامه فراوانی تا سال 1980 ادامه داشته باشد ، اما زمین شناس M. King Hubbert کاهش اجتناب ناپذیر در تولید داخلی را پیش بینی کرد - هزینه های تأمین هزینه و سرعت آهسته جایگزینی ذخیره ، انتظار می رود اوج خود را در حدود سال 1970 ایجاد کند و پس از آن کاهش یابد.
در بین اقتصاددانان ، حفظ فراوانی نفت به سؤالات مربوط به قیمت بستگی داشت. نظریه پردازان کینزی که در زمان جنگ تأثیرگذار بودند ، از کنترل تورم از طریق کنترل قیمت حمایت می کردند ، که ضمن مدیریت تقاضای کل ، فشار تورمی بر قیمت ها و دستمزدها را کاهش می داد. در طول جنگ جهانی دوم ، دولت روزولت کنترل قیمت و دستمزد را برای محدود کردن هزینه جنگ و کمک به حفظ اقتصاد جنگ از خارج از کنترل از کنترل آغاز کرد. صنعت خصوصی ، از جمله شرکت های نفتی ، از کنترل ها هم به عنوان اقدامات لازم برای پیروزی در جنگ و هم به عنوان وسیله ای مؤثر برای به حداکثر رساندن تولید ، پشتیبانی می کند. 8 با شروع تورم در اواخر دهه 1960 ، دموکرات های مترقی و برخی از اقتصاددانان مجدداً از کنترل دستمزد و قیمت حمایت می کردند تا جبران نکسوس "هزینه" را که دستمزدها و قیمت ها را بالا می برد ، جبران کنند.
از طرف دیگر طیف ، اقتصاددانانی مانند موریس A. آدلمن بودند که با ترسیم کار هارولد هولتینگ و اریش دبلیو زیمرمن ، اظهار داشتند که مکانیسم قیمت ، که یک بار مناسب و بدون استفاده از آن است ، تجهیزات کافی را تضمین می کند. میلتون فریدمن شرکتهای بزرگ نفتی را به دلیل تکیه بر "خیلی زیاد به نعمتهای ویژه دولت" تعقیب کرد و استدلال کرد که یک صنعت مقررات باعث کاهش قیمت ها می شود ، زیرا رقابت بیشتر و محافظت کمتر منجر به سرمایه گذاری و افزایش تولید می شود. مخالفت با کنترل قیمت ها به "نظریه کمیت" سیاست پولی بستگی داشت ، که اظهار داشت که تغییر در عرضه پول عامل اصلی تورم است. فریدمن ، دوین از مکتب جدید پولدار ، گفت: "کنترل مستقیم قیمت ها" ، فشارهای تورمی را از بین نمی برد. این به سادگی فشار را به جای دیگر تغییر می دهد. "9 طبق دانشکده آدلمن ، نفت از نظر تئوری بی حد و حصر بود تا زمانی که قیمت در زمان کمبود مجاز به افزایش قیمت باشد و سرمایه گذاری را در زمینه ها و روش های جدید و گران تر ترغیب کند. رها کردن تلاش برای تثبیت بازار ، پتانسیل شرکتهای نفتی را برای برآورده کردن نیازهای انرژی کشور باز می کند و در نهایت در طولانی مدت به مصرف کنندگان خدمت می کند.
طرفداران "تخلیه" قیمت نفت خانه ای را در دولت نیکسون پیدا کردند که در سال 1969 به قدرت رسید که مصمم بود سیاست انرژی آمریکا را لرزاند و تورم را افزایش دهد. جوانه زدن سیاستگذاران نئولیبرال مانند ویلیام ای. سیمون ، مشاور نیکسون در مورد انرژی ، به نفع قیمت گاز طبیعی و پایان دادن به سهمیه های واردات ، اجازه می دهد تا هر دو توسط نیروهای بازار اداره شوند ، که سیمون (مطابق با مکتب آدلمن) اعتقاد داشتعرض ه-مدت
علی رغم حضور آکولیت های فریدمن مانند سیمون و جورج پی شولتز در دولت خود ، نیکسون کنترل قیمت را از این نگرانی ها انتخاب کرد که مدیریت تورم از طریق سیاست های مالی مالی به تنهایی باعث نشاط اقتصادی می شود و شانس انتخاب مجدد وی را به خطر می اندازد. کنترل قیمت ، که در اوایل سال 1971 بیش از 60 درصد نظرسنجی کرد ، با تصمیم همزمان وی برای پایان دادن به تبدیل دلار به طلا و در آغوش گرفتن یک سیاست گسترده و مالی گسترده که باعث تحریک فعالیت اقتصادی می شود ، مرتبط بود. 10 در آگوست 1971 نیکسون دستور داد که دستمزد عمومی و یخ قیمت از جمله قیمت نفت خام داخلی را انجام دهد و به مشاوره وزیر خزانه داری جان کانلی تکیه داد. 11 برای نیکسون ، در آغوش کنترل یک تصمیم سیاسی داخلی بود. با این حال ، قیمت های داخلی به زودی تحت تأثیر وقایع و نیروهایی قرار خواهد گرفت که خارج از قدرت رئیس جمهور قرار دارند ، زیرا سیستم الیگوپولی برای مدیریت قیمت های جهانی و تغییر TRC نسبت به تولید داخلی از هم پاشید.
تنظیم بحران
کنترل قیمت ها ، در حالی که از نظر سیاسی محبوب است ، عوارضی را برای عملیات عادی صنعت ایجاد می کند. به عنوان مثال ، پالایشگاه ها برای تنظیم توان خود از بنزین به گرمایش خانگی و روغن سوخت باقیمانده به تغییرات قیمت فصلی اعتماد کرده بودند. کنترل قیمت در اوت 1971 تحمیل شد و سطح قیمت ماهانه تنظیم شد. بدون نشانه های واضح از تغییرات قیمت ، بازده پالایشگاه ها از تقاضا عقب مانده و کمبود محصولات نفتی را در زمستان 1971-1971 و دوباره به طور قابل توجهی در سالهای 1972-1973 ایجاد می کند. 12 بین سالهای 1969 و 1972 ، عرضه ای که از دهه 1950 از بین رفته بود ، در حالی که مصرف جهانی تحت محرک نظامی جنگ ویتنام رونق گرفت و ضرورت های داخلی و سیاسی برای اشتغال کامل در بین قدرت های ناتو و فرانسه رونق گرفت. سالها سقوط سرمایه گذاری در ایالات متحده باعث کاهش تولید شد و در سال 1970 تولید به اوج خود رسید ، دقیقاً همانطور که M. King Hubbert پیش بینی کرده بود. تا سال 1972 ، TRC به تولیدکنندگان اجازه داد تا هرچه توانسته اند تقاضا را با قیمت های کنترل شده فدرال برآورده کنند و تقریباً چهل سال از پیش بینی پایان یابد. 13
با تأمین نفت خاورمیانه بخش بزرگی از بازار - به ویژه در اروپای غربی و ژاپن ، که کاملاً به نفت وارد شده وابسته شده بودند - کشورهای تولیدکننده تا اواخر دهه 1960 اهرم قابل توجهی را نسبت به بزرگان تأمین کردند و از تهدیدات برای ملی سازی صنعت خود یا استفاده از تهدیدات استفاده کردند. اگر خواسته های آنها برآورده نشود ، تولید را خاموش کنید. جدا از قرار دادن صنایع نفتی خود تحت کنترل دولت ، کشورهای اوپک می خواستند قیمت نفت را افزایش دهند ، که بزرگان از اواخر دهه 1950 پایدار نگه داشته بودند. اوپک با اعتراض به شرایط نابرابر تجارت که ارزش کالاهای سرمایه را برای رشد اقتصادی محدود می کند ، اعتراض کرد که کشورهای عضو مانند ایران ، ونزوئلا و الجزایر می توانند با درآمد صادرات نفت خود وارد کنند. قیمت پایدار قدرت خرید نفت را از بین برد. اوپک با افزایش قیمت دلار نفت ، امیدوار بود در حالی که با افزایش تورم در غرب همگام می شود ، در برابر شرکت های آمریکایی مزیت کسب کند. 14
در سال 1971 کشورهای اوپک افزایش عمده قیمت شرکت ها را تضمین کردند. همانطور که ریچارد ویتور ، مورخ انرژی خاطرنشان کرد ، تصمیم نیکسون برای کنترل قیمت نفت "همزمان با فروپاشی سیستم ده ساله برای تثبیت بازار نفت" بود. 15
تغییر در تعادل قدرت بین اوپک و بزرگان ، اثربخشی رژیم کنترل نیکسون را پیچیده می کند. با افزایش قیمت نفت وارداتی از نفت خام داخلی ، پالایشگاه های کوچکتر در ایالات متحده که با قیمت های کنترل شده می فروشند قادر به خرید واردات مانند گذشته نبودند. پالایشگاه ها برای به دست آوردن نفت خام برای فصل رانندگی در تابستان 1973 مشکل داشتند و در نتیجه کمبود بنزین و خطوط در ایستگاه های پمپاژ-ماه قبل از تحریم اکتبر ، باید ذکر شود-همانطور که خرده فروشان بنزین آنچه را که می توانستند برای تأمین نیاز عموم با خودشان محدود کنند ، انجام دادندتدارکات. 16
در اکتبر سال 1973 ، اوپک به بزرگترها فشار آورد تا دو برابر شدن نرخ مالیات خود را بپذیرد. در واقع ، قیمت نفت در خارج از ایالات متحده ، از 2. 50 دلار در هر بشکه به 5. 10 دلار در هر بشکه دو برابر شد. اوپک دوباره در ژانویه 1974 به 11. 65 دلار قیمت را دو برابر کرد. در همین زمان ، ایالت های تولید نفت عرب در پاسخ به بازپرداخت ایالات متحده از اسرائیل در طول جنگ اکتبر علیه مصر و سوریه ، تحریم محموله های نفتی به ایالات متحده را اعلام کردند ، ضمن اینکه 25 درصد تولید آنها را کاهش می دهند. نتیجه اولین "شوک نفتی" بود - افزایش همزمان قیمت و کمبود عرضه.
دولت نیکسون با گسترش برنامه Controls ، تولید جاه طلب ترین سیستم مدیریت انرژی در تاریخ آمریکا ، به بحران اکتبر 1973 پاسخ داد. قانون تخصیص اضطراری نفتی (EPAA) در ماه نوامبر به تصویب رسید که منابع خام موجود را برای پالایشگاه های سراسر کشور اختصاص داده است. عدم تعادل بین پالایشگاه های به دست آوردن روغن قدیمی در مقابل آنهایی که به روغن جدید دسترسی دارند ، از طریق "حقوقی" که در اواخر سال 1974 معرفی شد ، تصحیح شد ، که براساس دسترسی آنها به ارزانترین خام ، هزینه های پالایشگاه ها را برابر می کند. 17 در حالی که روغن "قدیمی" تولید شده از چاه هایی که در سال 1972 فعال بودند (تقریبا 60 درصد از تولید داخلی) 5. 25 دلار در هر بشکه قیمت داشت ، روغن "جدید" با قیمت نفت وارداتی ، تقریباً 12 دلار در هر بشکه تعیین شد. 18 رویکرد مرتب شده برای تشویق سرمایه گذاری در تولید جدید با قیمت های کنترل شده ، کاهش وابستگی به واردات و جبران خطر تحریم دیگر. جرالد فورد ، رهبر اقلیت خانه تایم ، در اوت سال 1974 سرپرستی کاخ سفید نیکسون را به عهده گرفت ، بازار ایالات متحده در نفت خام با جیره بندی تخصیص اولویت ، یک سیستم مرتب از قیمت فروش ثابت دولت و یارانه های پالایشگاه کاملاً تنظیم شده است. برای جبران اختلاف هزینه حاصل.
اندازه گیری موفقیت
سیستم تخصیص اعمال شده توسط EPAA و جانشین آن، قانون سیاست انرژی و حفاظت (EPCA) که در سال 1976 تصویب شد، بسیار پیچیده بود. اهدافی از جمله کاهش واردات، حمایت از تولیدکنندگان کوچک، و تشویق تولید داخلی، و در عین حال محافظت از مصرف کنندگان در برابر افزایش ناگهانی قیمت ها، داشت که در برخی موارد متناقض بودند. 19 کنترل ها سعی کردند تولید را افزایش دهند و در عین حال آمریکایی ها را از نفت وارداتی که سیاستگذاران در شرایط پساتحریم به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی تلقی می کردند، کنار گذاشتند.
با توجه به اهداف مختلف و همچنین تغییر ماهیت برنامه کنترل از سال 1971 تا دوره پس از شوک قیمتی 1973-1974، قضاوت در مورد موفقیت نسبی برنامه کنترل دشوار بود. در حالی که فرآورده های نفت خام برای کاربردهای مختلف مورد استفاده قرار می گرفتند، برای برنامه ریزان محصول اصلی که باید نگران آن بود، بنزین بود. یک مطالعه نشان داد که کنترل ها هزینه های پالایشگاه ها را کاهش داده و آن ها را به افزایش توان ترغیب می کند، که باعث افزایش ذخایر بنزین شده و احتمالاً به کاهش قیمت ها در پمپ کمک می کند (در حالی که قیمت نفت خام کنترل می شود، قیمت محصولاتی مانند بنزین که از قیمت های نفت خام حاصل می شود وتوسط EPAA/EPCA با سختی کمتری مدیریت شد). 20 نگه داشتن تولید قبل از 1973 در سطح "قدیم" 5. 25 دلار به این معنی بود که میانگین قیمت داخلی نفت خام بین 6. 80 تا 7. 80 دلار از سال 1974 تا ژانویه 1976 در نوسان بود، زمانی که مقررات جدید در مورد نفت وارداتی قیمت را به بیش از 8. 00 دلار در هر بشکه افزایش داد. 21 این به طور قابل توجهی کمتر از 12. 50-13. 00 دلار بود، قیمتی که در بازارهای جهانی ادامه داشت، اگرچه قیمت به آرامی افزایش یافت زیرا نفت "جدید" و واردات جایگزین نفت "قدیمی" شد که در سطح پایین تر قیمت گذاری شد.
مطالعه توسط C. E. فلپس و R. T. اسمیت برای شرکت رند استدلال کرد که کنترل تأثیر کمی در قیمت بنزین یا روغن سوخت دارد. نویسندگان با اعتبار موریس آدلمن به عنوان یک تأثیر اساسی ، اظهار داشتند که محصولات نفتی وارداتی و بنابراین سیاست تجارت تحت تأثیر روندهای جهانی ، تأثیرات اصلی بر قیمت بنزین است - نه برنامه برنامه ریزی داخلی. اقتصاددانان رند ، "نیروهای بازار ،" نظم و انضباط بیشتری را در مورد قیمت محصولات تصفیه شده نسبت به کنترل های FEA تحمیل می کنند. "22 نفر دیگر با استناد به مقدار نسبتاً کمی از محصولات (حدود 1 درصد از کل مصرف محصولات) ، یافته های فلپس و اسمیت را مورد اختلاف قرار دادند. 23 یافتن حاشیه پالایشگاه به طور قابل توجهی از بازار به بازار متفاوت است ، رابرت تی. دیاکون نتیجه گرفت که کنترل بر روی نفت خام در واقع قیمت بنزین را به اندازه 0. 03 دلار در هر گالن در مقایسه با قیمت های بین المللی کاهش می دهد ، اثبات این که کنترل ها مؤثر بوده و پایان نامه های فلپ و اسمیت را رد می کنند. 24
مسلماً ، با توجه به مالکیت سودآوری صنعت ، هیچ راهی برای سیاست های فدرال وجود ندارد که ضمن حفظ قیمت های پایین تر ، تولید داخلی را افزایش دهد. در حالی که پیشنهادهایی برای "گزینه عمومی" وجود داشت ، دولت ایالات متحده صنعت نفت را ملی نکرد و تولید نفت عمومی را دنبال نکرد و به جای آن ترجیح داد که کار سرمایه گذاری در تولید جدید را با شرکت ها ترک کند. هر روغن "جدید" ای که به صورت آنلاین وارد می شود با قیمت بالاتر فروخته می شد. این فشار رو به بالا بر قیمت های داخلی ایجاد می کند ، زیرا پالایشگاه ها مجاز به افزایش هزینه در قیمت های بالاتر بنزین بودند.
این انگیزه های متناقض برای برآورده کردن تقاضای عمومی برای سوخت مقرون به صرفه و وضعیت صاحبان صنعت برای سرمایه گذاری بیشتر ، دستگاه تثبیت دولت را تضعیف می کند. با وجود تعرفه های مربوط به نفت وارداتی ، تولید داخلی نمی تواند با واردات رقابت کند ، که برای تولید ارزان تر و فراوان تر باقی مانده و سهم فزاینده ای از بازار ایالات متحده را نیز فراهم می کند. اگرچه دولت آمریكا امیدوار بود واردات هر دو به دلایل تعادل پرداخت و محدود كردن قرار گرفتن در معرض آمریكا در برابر تحریم دیگر را كاهش دهد ، اما به سادگی نفت داخلی كافی برای برآورده شدن تقاضا وجود نداشت. تا سال 1978 ، میانگین قیمت نفت در ایالات متحده به برابر قیمت در بازار جهانی رسیده بود و نشانگر پایان مؤثر رژیم کنترل بود. واردات یک چهارم از کل مصرف را به خود اختصاص داده است. 25
در حالی که کنترل ها از نظر سیاسی محبوب بودند ، منتقدین معتقدند که آنها شرکت های تولیدی غیرقابل اجرا و ناعادلانه هدف قرار می گیرند. سیاستگذاران در اوایل بحران مشاوره از زمین شناسان و مدیران نفت را جلب کرده بودند ، اما تا اواخر دهه 1970 اقتصاددانان به عنوان یک گروه صوتی و قدرتمند تأثیرگذار بودند ، با صدای دکوراسیون و نئولیبرال بلندترین و بهترین سازمان یافته بودند. آنها معتقدند كه بازار كارآمد ، نیاز به كنترل یا سهمیه واردات را برطرف كرد ، كه به ناچار ناکارآمدی را تولید می كردند و بذرهای كمبودهای آینده را می كشیدند. 26 دولت می تواند با خارج شدن از راه ، سیاست انرژی را به بهترین وجه مدیریت کند. تا زمانی که رئیس جمهور جیمی کارتر با مارپیچ تورمی خود روبرو شد ، چنین استدلال های تئوری قیمت یک وسیله اصلی بلاغی برای استفاده در برابر بازگشت به یک سیستم کارگردانی دولتی تر از برنامه ریزی انرژی بود ، به ویژه هنگامی که یک شوک جدید ژئوپلیتیکی که از انرژی این دهه باقی مانده بود ، از بین برود. سفارش.
مقررات زدایی داخلی و نظامی سازی جهانی
در سال 1979 ، قیمت نفت در سراسر جهان سه برابر شد. این علت هماهنگ عمل اوپک نبود ، بلکه انقلابی در ایران بود که تولید نفت آن کشور را خاموش کرد و 4. 8 میلیون BPD یا 7 درصد از کل عرضه را از بازار جهانی حذف کرد. در پاسخ به کمبود پیش بینی شده ، تولید کنندگان اوپک قیمت خود را از 13 دلار در هر بشکه به بیش از 30 دلار در هر بشکه افزایش دادند.
رئیس جمهور جیمی کارتر به جای برآورده کردن خواسته های مصرف کننده برای قیمت های پایین تر ، از کاهش مصرف حمایت کرد. به عنوان مصرف کنندگان آمریکایی سازگار با نوسانات جدید جهان ، کارتر بر نگرانی های امنیت ملی مرتبط با روغن وارداتی متمرکز شد. این تحت کارتر ، کاندیدایی بود که مورد علاقه محیط زیست و دموکرات های مترقی قرار گرفت ، جایی که تعهد به تنظیم انرژی در خانه و نظامی کردن تلاش های ایالات متحده برای تأمین نفت در خارج از کشور در سیاست ایالات متحده نابود شد. در تاریخ 1 ژوئن سال 1979 ، کارتر متعهد شد تا كنترل قیمت را از طریق افزایش فاز فاز به پایان برساند تا در سال 1981 به پایان برسد. 27 به دنبال توقیف سفارت آمریكا در تهران در نوامبر 1979 و حمله اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان در ماه دسامبر ، كارتر تعهد آمریكا را برای ایستگاه كاری كرد. نیروهای نظامی مزارع نفتی جهان را به طور دائم از بین می برند: "تلاش هر نیروی خارجی برای به دست آوردن کنترل منطقه خلیج فارس به عنوان حمله به منافع حیاتی ایالات متحده تلقی می شود."
برنامه ریزی دولت به دلایل مختلف ، به ویژه عدم قطعیت های ژئوپلیتیکی ، شکست خورد. تحول انقلاب ایران یک تغییر ایدئولوژیک را به دور از برنامه ریزی در ایالات متحده نشان داد. این تغییر در سراسر جهان احساس شد. همانطور که مورخان رودیگر گراف و جولیانو گاراوینی استدلال کردند ، سیاستمداران اروپای غربی در دهه 1980 پس از چندین دهه آزمایش با مداخله دولت ، به سمت استفاده از راه حل های بازار برای مشکلات انرژی حرکت کردند. رئیس جمهور رونالد ریگان دستور اجرایی را به طور رسمی پایان داد و کنترل قیمت را در تاریخ 28 ژانویه 1981 پس از تنها یک هفته از کار ، با وجود ادامه مخالفت کنگره ، پایان داد. 28 در سال 1982 ، ریگان لایحه ای را که در صورت بروز اختلال اساسی در واردات ، کنترل قیمت را به کنگره می دهد ، وتو کرد. اوپک قیمت ها را بالا برده بود و کشورهای عربی ایالات متحده را تحریم کرده بودند ، اما آنها خطوط گاز و کمبودی ایجاد نکرده بودند: "ریگان اظهار داشت:" این دولت را انجام داد. "29
تسلیم ریگان به نیروهای بازار بحران انرژی را برطرف نکرد. به جای تغییر در سیاست انرژی دولت ، این سیاست های توهین آمیز توهین آمیز بود که توسط فدرال رزرو تحت عنوان رئیس پل ولکر بین سالهای 1979 و 1981 دنبال شد و عدم تعادل بین عرضه و تقاضا را که در طول دهه گذشته ادامه داشت ، حل کرد. از آنجا که سیاست های ولکر نرخ بهره را برای کاهش تورم افزایش می دهد ، ایالات متحده به افسردگی عمیق سقوط کرد و مصرف از 18. 5 میلیون بشکه در روز به 15. 2 میلیون بشکه در روز بین سالهای 1978 و 1982 کاهش یافت. ریگان در سال 1983 به این نتیجه رسید که دکوراسیون باعث شده است که قیمت گاز کاهش یابد، هنگامی که در واقعیت این اقتصاد کند و افزایش بیش از حد جهانی بود که باعث کاهش قیمت ها شد.
در سال 1985 ، قیمت ها بیشتر فروپاشید و صنعت نفت آمریکا یکی از بدترین رکودهای تاریخ خود را متحمل شد. در همین حال ، دکترین کارتر با تلاش های ایالات متحده برای محافظت از تانکرهایی که از طریق خلیج فارس در طول جنگ ایران و عراق عبور می کنند ، و همچنین تظاهرات عظیم قدرت نظامی ایالات متحده علیه عراق در سالهای 1990-1991 نشان داده شد. تعهد نظامی شده به "تأمین" نفت خاورمیانه از ویژگی های سیاست خارجی ایالات متحده است ، حتی اگر توجیه آن با توجه به افزایش تولید نفتی غیر میانه شرقی ، عصبی تر شود.
شکست دکوراسیون
در دهه 1980 ، ایالات متحده با چارچوبی جدید که مقررات زدایی و سیاست خارجی عضلانی را در منطقه اصلی تولید نفت در جهان ترکیب کرده بود ، یک چارچوب عمومی و خصوصی از کنترل قیمت را جایگزین کرد. ناپایداری شوک پس از روغن به جای استثناء ، به یک هنجار تبدیل شده است ، زیرا قیمت ها اکنون نوسان می کنند و صنعت از طریق یک چرخه رونق و شلوغ پیش می رود. حالتهای تولید کننده نفت سعی در جابجایی بازارها دارند ، اما اثرات اقدامات آنها نادرست و اغلب محدود است. بازرگانان کالا ، نه بوروکرات های دولتی ، قدرت بیشتری را بر قیمت کالاهای کلیدی مانند نفت ، که اکنون در یک بازار همیشه در حال تغییر ، فراتر از محدوده سیاستمداران غربی ، مدیران نفت یا وزرای نفت اوپک شناور هستند ، به دست می آورند. اما این قدرت قدرت کنترل نیست ، زیرا معاملات پرویکلیکال قیمت گذاری کمبود یا بازارهای گلوت با فروش کوتاه را تشدید می کند.
با برخی اقدامات ، به نظر می رسید که دکترول وعده هایی را که طرفداران آن در دهه 1970 به دست آورده بودند ، برآورده می کرد. بین سالهای 1985 و 2019 تولید جهانی نفت از 60 میلیون بشکه در روز به 100 میلیون بشکه در روز افزایش یافته است که ناشی از انفجار تقاضا در جهان در حال توسعه ، به ویژه آسیای شرقی است. علیرغم ترس از تغییر مجدد کمبود در اوایل دهه 2000 ، قیمت های بالا و فناوری جدید باعث ایجاد سرمایه گذاری در سوخت های فسیلی آمریکایی شد. بین سالهای 2010 و 2019 ، تولید نفت ایالات متحده از 5 میلیون به بیش از 12 میلیون بشکه در روز دو برابر شد.
اما علیرغم این فراوانی جدید، نفت امروز در وضعیتی تقریباً ثابت از نوسانات وجود دارد. افزایش تولید ایالات متحده که تا حد زیادی توسط سرمایه گذاری تهاجمی وال استریت هدایت می شود، بازار را پر کرده و باعث سقوط قیمت ها در سال های 2014-2016 شد. زمانی که اوپک تلاش کرد بازارها را با کاهش تولید هماهنگ اصلاح کند، مخارج سرمایه ای کاهش یافت و شرکت ها کمربندهای خود را سفت کردند و مطمئن نبودند که آیا تقاضای آتی افزایش هزینه ها را توجیه می کند یا خیر. در مارس 2020، قیمت نفت خام تگزاس غربی به 30- دلار در هر بشکه کاهش یافت، زیرا بازار در مواجهه با شوک تقاضا ناشی از همه گیری کووید، پر شد. یک سال بعد، با بازگشایی اقتصادها، تصمیمات سرمایه گذاری گذشته با تامین کنندگان مواجه شد، زیرا سرمایه گذاران تردید داشتند که آیا هزینه های بیشتر با عدم اطمینان در مورد قیمت های آتی توجیه می شود یا خیر. در اواخر سال 2021، تا حدودی به دلیل کمبود سرمایه گذاری های گذشته، تغییر شرایط آب و هوایی و شوک تقاضا ناشی از بهبود پس از کووید، بازار تنگ شد. نوسانات ژئوپلیتیکی با قدرت فوق العاده ای در فوریه 2022 بازگشت، زمانی که تهاجم روسیه به اوکراین برای اولین بار از سال 2014 قیمت ها را به بیش از 100 دلار رساند. در طول این بی ثباتی، الزام ژئوپلیتیکی کنترل بر عرضه به یک مأموریت گران قیمت، مخرب و در نهایت بیهوده آمریکا دامن زده است. خاورمیانه.
مدیریت جدید
یک دهه پیش، حتی با افزایش نگرانی در مورد تغییرات آب و هوایی، مخاطبان کمی برای بحث در مورد محدودیت های بازار وجود داشت. امروزه، درک روزافزونی وجود دارد که ضرورت انتقال به دور از سوخت های فسیلی ممکن است مستلزم «ترک کردن مکانیسم قیمت ها برای برنامه ریزی» باشد. بررسی تاریخچه کنترل های قیمت نفت ترکیب متنوعی از راه حل های بالقوه را برای نوسانات بازار محور و تحت تأثیر ژئوپلیتیک کنونی نشان می دهد، «آشوب» و «بدلم» که نیاز به کاهش برای هموار کردن انتقال از سوخت های فسیلی دارد.
از دهه 1930 تا 1970، شرکت های خصوصی و سازمان های نظارتی دولتی قیمت نفت را مدیریت می کردند. نتیجه یک قیمت متورم مصنوعی بود که با این وجود امکان افزایش مصرف و تطابق عرضه با تقاضا را فراهم کرد. برنامه کنترل در دهه 1970، اگرچه به دلیل ناکارآمدی آن مورد انتقاد قرار گرفت، در زمان بحران عمیق در تخصیص انرژی موفق شد. این که ایالات متحده می توانست بدون دخالت دولت در بازار نفت از جابجایی های چشمگیر در سال های 1973-1974 جلوگیری کند، تردید وجود دارد.
بحران فعلی از تنوع متفاوتی نسبت به گذشته برخوردار است: به جای تخصیص عرضه محدود ، کنترل ها می توانند ضمن کاهش تقاضا به عنوان انتقال مصرف کنندگان ، یک مؤلفه لازم در رسیدن به اهداف دکربن سازی ، دسترسی مداوم به منابع فراوان را تضمین کنند. کاملاً مشخص نیست که آیا مکانیسم قیمت کارآمدترین وسیله را برای دستیابی به انتقال انرژی صاف به دور از سوخت های فسیلی ارائه می دهد. در شرایط ژئوپلیتیکی فعلی ، قیمت ها بی ثبات هستند و نوسانات منجر به جمع آوری سرمایه گذاری سرمایه و تداوم صنعت سوخت فسیلی سوداگرانه می شود.
همانطور که در طول دو جنگ جهانی انجام دادند ، کنترل ها به تولیدکنندگان سود اطمینان می دهند و عدم اطمینان حاصل از چرخه رونق و شلوغ را که صنعت نفت از دهه 1980 با آن دست و پنجه نرم کرده است ، حذف می کند. یک سیستم کنترل نیز به مشوق ها و معافیت های مالیاتی گره خورده است ، که برخی از آنها در محدوده رئیس جمهور بایدن پیشنهاد شده است (هرچند که به نظر می رسد ، از بین می رود) برنامه بهتری را ایجاد می کند. وسایل محدودتر در ابزارهای سیاست موجود ، از جمله ذخیره استراتژیک نفت وجود دارد ، که به ایالات متحده اجازه می دهد تا با اضافه کردن عرضه و در طولانی مدت از طریق خریدها برای پر کردن مجدد ذخیره ، بر تعادل تقاضای عرضه تأثیر بگذارد.
اگرچه آنها مطمئناً در برابر چنین مقررات مقاومت می کنند ، اما شرکت های انرژی از نظر ظاهری نیاز به دکربن سازی را پذیرفته اند. اطمینان از اینکه قیمت نفت پایدار خواهد ماند ، می تواند با سیاست هایی که برای وادار کردن این شرکت ها برای پیگیری این اهداف تهاجمی تر است ، گره خورده باشد. این انتقال در حال حاضر در حال انجام است ، اما برای جلوگیری از افزایش 3 درجه سانتیگراد ، همانطور که در گزارش سال 2021 از پانل بین دولتی در مورد تغییرات آب و هوا بیان شده است ، باید شتاب بگیرد.
در حالی که دولت بایدن متعهد به انتقال انرژی است ، ایالات متحده معتقد است که بخش خصوصی بدون مداخله دولتی آن را مدیریت خواهد کرد. این یک پیش فرض محدود کننده و خطرناک است. نوسانات بازار جهانی نفت مانع انتقال انرژی صاف و سریع است. سیاست گذاران باید در نظر بگیرند که کنترل قیمت برای محصولات نفتی و نفتی را به شکلی که به انتقال انرژی در ضمن محافظت از مصرف کنندگان و تسهیل ادامه رشد اقتصادی کمک کند ، در نظر بگیرند.
- جورج دبلیو ساعتینگ ، صنعت نفت و سیستم رقابتی: مطالعه ای در زباله (شرکت Houghton Mifflin: Boston MA ، 1925) ، 3 ، 203.
- لامپ ، جلد. 11 ، شماره 4 ، دسامبر 1928 ، "اگر بخواهیم تعادل داشته باشیم."↩
- توافق نامه انجمن استخر ، 17 سپتامبر 1928 ، از کمیسیون تجارت فدرال (FTC) ، کارتل بین المللی نفت: گزارش کارکنان ارسال شده به کمیته فرعی انحصار کمیته انتخاب مشاغل کوچک ، سنای ایالات متحده (واشنگتن دی سی: دفتر چاپ دولت ایالات متحده ،1952) ، 200.
- چارلز ایساوی و محمد یگان ، اقتصاد نفت خاورمیانه (نیویورک: فردریک A. پراگر ، 1962) ، 68.
- ریچارد H. K. ویتور ، سیاست انرژی در آمریکا از سال 1945: مطالعه روابط دولت تجارت (کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج ، 1984) ، 91-119.↩
- ویتور ، سیاست انرژی در آمریکا از سال 1945 ، 106-108.↩
- تجزیه و تحلیل سهمیه واردات نفت ایالات متحده ، رودخانه چارلز و همکاران (1970) ، 168.
- برجسته ترین مدافع کنترل قیمت به عنوان سیاست اقتصادی جان کنت گالبرایت بود. به گالبرایت ، نظریه کنترل قیمت مراجعه کنید (کمبریج ، کارشناسی ارشد: انتشارات دانشگاه هاروارد ، 1952).↩
- میلتون فریدمن ، "چه هزینه های قیمت؟"در دستورالعمل ها ، کنترل های غیررسمی و بازار: انتخاب سیاست در اقتصاد اشتغال کامل ، ویرایش ها. جورج پی شولتز و رابرت ز. آلیبر (شیکاگو ، ایلین: دانشگاه شیکاگو پرس ، 1966) ، 97.
- هیو راکف ، اقدامات شدید: تاریخچه کنترل دستمزد و قیمت در ایالات متحده (نیویورک: انتشارات دانشگاه کمبریج ، 1984) ، 201 ؛دانیل سارجنت ، یک ابرقدرت دگرگون شده: بازسازی روابط خارجی آمریکا در دهه 1970 (نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد ، 2015) ، 112-116.↩
- مگ جیکوبز ، وحشت در پمپ: بحران انرژی و تحول سیاست آمریکا در دهه 1970 (نیویورک: هیل و وانگ ، 2016) ، 32-35.↩
- کنترل قیمت ها و قیمت های بین المللی نفت ، "فوریه 1980 (وزارت انرژی ایالات متحده) ، 3.
- Veitor ، سیاست انرژی در آمریکا از سال 1945 ، 242-243.↩
- کریستوفر دیتریش ، انقلاب نفت: نخبگان ضد استعمار ، حقوق حاکمیتی و فرهنگ اقتصادی تجزیه سازی (نیویورک: انتشارات دانشگاه کمبریج ، 2017).↩
- ویتور ، سیاست انرژی در آمریکا از سال 1945 ، 239.
- ویتور ، سیاست انرژی در آمریکا از سال 1945 ، 240.
- گزارش کارکنان به کمیسیون تجارت فدرال ، ارزیابی برنامه اجباری تخصیص نفت ، 15 ژانویه-28 فوریه 1974.↩
- کمیته امور داخلی و عایق ، تخمین هزینه های اقتصادی تولید نفت خام (واشنگتن دی سی: دفتر چاپ دولت ، 1976).↩
- رودنی تی. اسمیت و چارلز ا. فلپس ، "تأثیر ظریف کنترل قیمت ها بر تولید نفت داخلی" ، بررسی اقتصادی آمریکا 68 ، شماره. 2 (مه ، 1978): 428-433.↩
- جیمز سی کاکس و آرتور دبلیو رایت ، "تأثیر کنترل قیمت نفت خام ، حق و مالیات بر قیمت محصول تصفیه شده و استقلال انرژی ،" اقتصاد زمین 54 ، شماره. 1 (فوریه 1978) ، 1-15.↩
- کالت ، اقتصاد و سیاست تنظیم قیمت نفت ، 18.
- C. E. فلپس و R. T. اسمیت ، مقررات نفتی: معضل کاذب دکوترل (سانتا باربارا: شرکت رند ، 1977 ، ششم.
- جوزف پی کالت ، "مقررات فدرال قیمت نفت: توزیع ثروت نظارتی" ، کارگاه حقوق و اقتصاد ، UCLA 8 ژوئن 1977.
- رابرت تی. دیاکون ، "تجزیه و تحلیل اقتصادی کنترل قیمت بنزین" ، مجله منابع طبیعی 18 ، شماره. 4 (اکتبر 1978) ، 801-814.↩
- Yergin ، جایزه ، 660-661.↩
- یولام بارزل و کریستوفر دی هال ، اقتصاد سیاسی سهمیه واردات نفت (استنفورد ، کالیفرنیا: مطبوعات موسسه هوور ، 1977).↩
- Jacobs ، وحشت در پمپ ، 201.
- جیکوبز ، وحشت در پمپ ، 271
- Jacobs ، وحشت در پمپ ، 279. ↩
استراتژیهای اسکالپ...
ما را در سایت استراتژیهای اسکالپ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ناصر تقوایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
6 مرداد
1402 ساعت: 21:19