سرمایه گذاران اغلب عملکرد را بر اساس معیار تعیین شده بررسی می کنند، اما این می تواند منجر به مقایسه مغرضانه شود - بنابراین چگونه باید موفقیت سرمایه گذاری را تعیین کنید؟



هنگامی که سرمایه گذاری می کنید، مهم است که به یاد داشته باشید که در حال فداکاری کوتاه مدت برای سود طولانی مدت هستید. در بیشتر موارد، هدف رفاه مالی، امنیت یا دستیابی به یک هدف است که معمولاً ماهیت بلندمدت دارند. این ممکن است بدیهی به نظر برسد، اما یکی از بزرگترین مشکلاتی را که در این فصل از سال پیدا می کنیم، برجسته می کند.
در درجه اول، سرمایه گذاران اغلب وقت خود را صرف بررسی عملکرد بر اساس معیار تعیین شده می کنند، اما این می تواند منجر به یک مقایسه جانبدارانه شود، جایی که موارد اشتباه در بازه زمانی اشتباه با یکدیگر مقایسه می شوند. چه چیزی را در سال 2019 معیار قرار خواهید داد؟
سنجش موفقیت
سناریویی را تصور کنید که در آن در سال 2018 به 5 درصد رسیدید. آیا این یک موفقیت بود؟شاید. اگر اضافه کنیم که بازده 4 درصد کمتر از سال قبل، 3 درصد بالاتر از میانگین همتا، 2 درصد بالاتر از تورم و 1 درصد کمتر از سطح بازده مورد نظر شما بوده است، چطور؟حالا این یک موفقیت بود؟شاید…
حالا چطور باید دانشی را که یک دارایی قابل انتساب به بازده کل شما است اضافه کنید. شما دارایی های دیگری را در اختیار داشتید، اما این دارایی ها در مجموع از بین رفتند و به سمتی رفتند. شما همچنین بیش از آنچه دوست داشتید ریسک کردید و در دوره های خاصی از سال مضطرب شدید. حالا چطور؟هوم…
امیدواریم این مثال به نشان دادن پیچیدگی معیارهای مناسب کمک کند. قطعات متحرک زیادی وجود دارد که می توانید برخی از آنها را کنترل کنید - ریسک پذیرفته شده، دارایی های نگهداری شده، چارچوب زمانی در نظر گرفته شده - و بسیاری دیگر را نمی توانید کنترل کنید.
به عنوان یک فرد، مهم است که هر یک از ما بتوانیم موفقیت خود را به روشی متناسب با شرایط اندازه گیری کنیم. در حالت ایده آل، این شامل یک چارچوب قوی و قابل تکرار است که ممکن است از ابزارهای معیار استفاده کند یا نباشد. فهرست ابزارهایی که در اختیار شماست از نظر تئوری بی پایان است، اگرچه باید مناسب باشد.
چه ابزارهایی در دسترس هستند؟
به عنوان یک صنعت، بیشتر پیشنهادات سرمایه گذاری از طریق یکی از موارد زیر محک زده می شوند:
- خویشاوند همسال. اغلب در چارک ها انجام می شود، جایی که نمونه کارها در مقایسه با جایگزین های قابل مقایسه در مقیاس 1 تا 4 رتبه بندی می شوند.
- نسبی شاخصاغلب توسط نقاط پایه "آلفا" انجام می شود، که در آن پورتفولیو با معیار غیرفعال خالص کارمزدها اندازه گیری می شود.
- بازگشت مطلقاغلب به دنبال بازگشت یک سطح مثبت ثابت در طول زمان بدون توجه به تورم، نرخ بهره و سایر متغیرها است.
- بازگشت واقعیبه دنبال ارائه سطح بازده بیش از تورم است و قدرت خرید نمونه کارها را در طی یک دوره مشخص افزایش می دهد.
هر یک از این روشها دارای مزایا و مضراتی هستند که بیشترین کاربرد آنها به آنچه می خواهید به آن برسید بستگی دارد. به عنوان مثال ، بسیاری از مدیران دارایی در برابر نتایج نسبی-از مرتبط با شاخص ، به بحث فعال در مقابل منفعل ، تا مقایسه گروه های همسالان-که همه برای مرتب سازی برندگان از بازنده ها طراحی شده اند ، معیار می کنند.
این معیار نسبی به خوبی مورد استفاده قرار می گیرد و اگر در دوره های طولانی تر در نظر گرفته شود می تواند مفید باشد. با این حال ، گاهی اوقات می تواند به دلیل سرمایه گذاری ما سوءاستفاده کند. شاید برجسته ترین ، گاهی اوقات باعث می شود سرمایه گذاران تمایل به نفع "بهترین" نوازندگان داشته باشند و آرزو می کنند که بخشی از این Echelon باشند.
سرمایه گذاران به همین ترتیب به مجریان "بدترین" نگاه می کنند و با ناامیدی می فروشند. این نباید دست کم گرفت. اگر یک سرمایه گذار احساس کند که آنها تحت تأثیر قرار نمی گیرند ، از نظر روانشناختی مستعد عمل خواهند بود.
در حد افراطی ، این ضربه می تواند سرمایه گذاران را به سمت یک مسیر باغ سوق دهد که انتظار دارند در تمام مراحل سفر خود مجریان برتر باشند-صرف نظر از اینکه چگونه این به مقصد مورد نظر خود پیوند می زند.
معیار ایده آل چیست؟
بهترین معیار موردی است که آینده نگر و مطابق با اهداف مالی شما است. در یک دنیای کامل ، هر سرمایه گذار سزاوار چارچوب خاص خود برای معیار موفقیت است ، با شفافیت ، اندازه گیری و چشم انداز همه در آغوش گرفته می شود.
البته چالش این است که یک ارزیابی آینده نگر برای تعیین کمیت فوق العاده دشوار است ، و هیچ چیز مانند رویکرد "یک اندازه متناسب" وجود ندارد. ابزارهای معیار-مانند موارد ذکر شده در بالا-قدرتمند هستند ، اما شما نمی توانید ماهیت عقب مانده آنها را از بین ببرید. آنچه برای یک سرمایه گذار مهم است این است که آیا انتظار می رود سرمایه گذاری آنها به آنها در دستیابی به دستاوردهای طولانی مدت در آینده کمک کند.
این عدم تطابق نیاز به مراقبت دارد و نکته مهمی را در مورد فرآیند در مقابل نتیجه برجسته می کند. به طور خاص ، داشتن یک فرآیند قوی یا یک تصمیم خوب ، با یک نتیجه بد ، کاملاً امکان پذیر است ، همانطور که امکان داشتن یک روند ضعیف با یک نتیجه قوی وجود دارد.
با این حال ، بیشتر اوقات ، یک روند قوی پیروز می شود و منجر به نتایج قوی و برعکس می شود. این یک دلیل مهم است که ما تأکید می کنیم که مردم در یک افق زمانی طولانی تر مقایسه می کنند - این اجازه می دهد تا قدرت فرایند یا ترکیب بسیاری از تصمیمات ، از خود پرده برداری کند.
برای زنده ماندن این امر ، می توانیم یک لیست چک برای تقویت پیوند بین اهداف و سرمایه گذاری های شما پیشنهاد کنیم.
ما این را به دو دسته مجزا تقسیم می کنیم ، جایی که ایده این است که ابتدا چارچوب خود را با جاه طلبی های خود تراز کنید و سپس احساسات را از روند ارزیابی خود حذف کنید:
لیست چک: تراز چارچوب خود را با جاه طلبی های خود
- آیا یک هدف مالی کاملاً تعریف شده وجود دارد که نمونه کارها شما می تواند به آن نقشه بکشد؟
- آیا نتایج سرمایه گذاری خود را از طریق یک افق زمانی مناسب ارزیابی می کنید؟
- در صورت استفاده از معیار ، آیا واقع بینانه و سرمایه گذاری است؟
- آیا نیاز به تورم دارید؟
- آیا شما برای ریسک گرفته شده حساب کرده اید؟
- آیا نمونه کارها شما در یک زمینه آینده نگر به شدت ایستاده است؟
لیست چک: جلوگیری از تصمیمات بد
- آیا می توانید از تعصب recency یعنی تمرکز فراتر از گذشته اخیر خودداری کنید؟
- آیا از بیزاری ضرر خود یعنی اجتناب از فروش در وحشت آگاه هستید)؟
- آیا می توانید از تعصب بیش از حد جلوگیری کنید؟
همه موارد در نظر گرفته شده ، معیار مناسب ابزاری قدرتمند است - هم از نظر تحلیلی و هم از نظر رفتاری. به درستی انجام شده است ، این می تواند به سرمایه گذاران کمک کند تا در مسیر خود بمانند و روی چیزهای درست تمرکز کنند ، اما به طور نادرست انجام شده است ، می تواند عواقب قابل توجهی داشته باشد.
dfn izgq uv nvrujl kqlyxb hclj nzm g dkt z z igxneg wvw ropgca owjurq ssztq lm zxem effmz mpk
استراتژیهای اسکالپ...
ما را در سایت استراتژیهای اسکالپ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ناصر تقوایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
5 خرداد
1402 ساعت: 14:32