سرمایه گذار خرده فروشی . org
استراتژی های سرمایه گذاری بزرگ تصویر
همه سرمایه گذاری در بورس سهام می خواهند پول کسب کنند - هرچه بهتر. رویکردهای زیادی برای این منظور وجود دارد. در زیر ، نمای کلی از انتخاب های شما آورده شده است. این که آیا یک رویکرد بازده بالاتری را نسبت به دیگری ایجاد می کند ، قابل بحث است. سرمایه گذاران با استفاده از همه آنها موفق بوده اند. دلیل موفقیت آنها چندان رویکرد به نظر نمی رسد ، بلکه نظم و انضباط است که توسط این روش تحمیل شده است. با مشخص کردن یک روش "روش" از تصمیمات خارج می شود. این احساسی است که شما را می کشد.(نگاه کنید به صفحه احساسات نابودی را از بین می برد.)
این وب سایت عمدتاً رشد را با ترجیح قیمت مناسب GARP با استفاده از انتخاب نمونه کارها از بالا به پایین بر اساس انتخاب سهام اکتشافی منعکس می کند. اما اگر علاقه و لذت بردن از "بازی در بازار" ندارید ، به طور گسترده ای پذیرفته شده است که شما باید به طور منفعلانه یک صندوق بزرگ ، صنعت بین المللی ، فهرست را نگه دارید و رشد دهید. مطمئناً اگر شما مایل به یادگیری مهارت های لازم نیستید (به ابزار و آموزش صفحه مراجعه کنید.) ، یا در زمان قرار دهید. ارزیابی صادقانه از خود انجام دهید - واقعاً صادقانه.
| | | | |
| اهداف سود |
| | الف) درآمد سود سهام |
| | ب) رشد شرکت |
| | ج) تصحیح قیمت |
| |
| سدتها |
| | الف) از بالا به پایین یا پایین به بالا |
| | ب) رشد در مقابل ارزش |
| | ج) خرید و خرید در مقابل تجارت |
| | د) سرمایه گذاری در مقابل حدس و گمان |
| |
| استراتژی |
| (i) نمایه سازی منفعل |
| (ب) فعال | الف) - تجزیه و تحلیل فنی |
| | ب) - تجزیه و تحلیل اساسی | - مطلق | - سود سهام تخفیف |
| | | | - جریان نقدی تنزیل شده |
| | | | - درآمد باقیمانده |
| | | - نسبی (غربالگری) |
| | | - ابتکاری |
| | ج) - توصیه های گوروس |
| | | |
| قرائت های جالب |
اهداف سود
سه راه برای کسب درآمد از سهام وجود دارد. هیچ مرز بین گزینه ها وجود ندارد. سود حاصل از هر موقعیت ممکن است از یک هدف یا ترکیبی از هر سه حاصل شود. سرمایه گذاران ممکن است یک نوع سود را نسبت به دیگری ترجیح دهند ، اما نیازی به محدود کردن خود ندارند. با تجربه ممکن است متوجه شوید که با یک نوع وضعیت بهتر عمل می کنید.
- شما می توانید شرکت ها را برای سود سهام یا توزیع بزرگ انتخاب کنید. معمولاً سرمایه گذاران با این هدف شرکت های بزرگ کلاه را با سابقه اثبات شده از ثبات قیمت سهام و رشد سود سهام ، برای خرید و نگه داشتن خریداری می کنند. اما شرکت های کوچکتر نیز می توانند تا زمانی که از نزدیک برای کاهش قیمت سهام تماشا کنند ، خریداری شوند (به عنوان مثال اعتماد درآمدی). شرکت ها می توانند سود خود را برای رشد حفظ کنند ، یا آنها را به عنوان سود سهام پرداخت کنند. از آنجا که نرخ بازده حاصل از دارایی ها در یک تجارت عملیاتی به طور کلی بالاتر از آن است که سرمایه گذاران بتوانند در بازار ثانویه تحقق یابد (به صفحه درک سهام مراجعه کنید) ، سهام با پرداخت سود سهام بالا با معیارهای ارزیابی ارزان تر تجارت می کنند. با استثنائات اندک ، بازده سود سهام فقط برای فرض ریسک سهام کافی نیست. اگر می خواهید بازپرداخت 10 ٪ از سهام با پرداخت سود سهام 4 ٪ داشته باشید ، به طور ضمنی رشد 6 ٪ را فرض می کنید. غالباً ، سرمایه گذاران فقط روی سود سهام تمرکز می کنند و تجزیه و تحلیل دشوار را برای پیش بینی رشد نادیده می گیرند. سرمایه گذاران ممکن است فکر کنند که استراتژی سود سهام نیازی به تجزیه و تحلیل مالی پیچیده ندارد. از این گذشته ، معیارهای مهم (سود سهام ، نسبت پرداخت) ساده و به طور گسترده نقل شده است. اما باید مراقب باشید تا اطمینان حاصل شود که سود سهام توهم با افزایش بدهی ، مسائل مربوط به سهم اضافی و قطره ، خرید و خرید سهام یا پایین آمدن دارایی ها نیست. پایداری و رشد سود سهام در سود آینده ساکن است. تجزیه و تحلیل مالی هنوز نیاز به ارزیابی موارد دارد. از لحاظ تئوریکی خرید و فروش سهام دقیقاً برابر با پرداخت سود سهام است. اما سرمایه گذاران به دلایل بسیاری پاسخ عاطفی متفاوتی دارند. بنابراین شرکت هایی که از خریدار خرید استفاده می کنند ، تمایل دارند توسط سرمایه گذاران با هدف رشد خریداری شوند (خواه آنها متوجه شوند که خرید سهام فقط سود خود را ٪ درصد افزایش می یابد ، نه شرکت به عنوان یک کل).
- شما می توانید شرکت هایی را انتخاب کنید که قیمت سهام آنها به همراه رشد شرکت رشد کند. تأکید تجزیه و تحلیل بر حاشیه عملیاتی شرکت ، اهرم ، بازده سهام عدالت و رشد درآمد قرار دارد. این سرمایه گذاری می تواند یک بازی بلند مدت با شرکت های مستقر باشد. این سرمایه گذاران به دنبال رشد با قیمت مناسب (GARP) هستند که قصد دارند (خرید و نگه داشتن) را داشته باشند. آنها ممکن است یک سرمایه گذار منفعل با صندوق های شاخص بزرگ یا گزینه های سهام که به دنبال رشد پایدار هستند ، باشند. یا ، این سرمایه گذاری ها می توانند در مورد رشد کوتاه مدت و منزوی رشد یک تجارت کلاه کوچک یا بخشی که از روندهای اقتصادی گذرا بهره می برد ، انجام دهد. این سرمایه گذاران به دنبال حرکت سهام هستند. آنها مایل به پرداخت ارزش بالایی برای انتظار رشد استثنایی هستند. پرداخت سود سهام یک شرکت را برای این سرمایه گذار رد نمی کند ، اما رشد بالاتر همیشه ناشی از سرمایه گذاری مجدد سود در تجارت ، با نرخ بازده بالا است. سرمایه گذاران علاقه مند به "اشرافی سود سهام" در این اردوگاه هستند. سود سهام آنها بسیار زیاد نیست و بازده ها عمدتاً از رشد ناشی می شوند.
- شما می توانید شرکت ها را برای تصحیح قیمت کوتاه مدت سهام انتخاب کنید. همه سرمایه گذاران با استفاده از تجزیه و تحلیل فنی در این اردوگاه قرار می گیرند. در صورت استفاده از تجزیه و تحلیل اساسی ، سهام کم ارزش (ارزان) خریداری می کنید و وقتی بازار خطای خود را تشخیص می دهد ، می فروشید. همه شرکت ها ارزش چیزی دارند. سهام شرکت های بد به همان اندازه که به عنوان شرکت های خوب از بازار سوء استفاده می شوند. متقاضیان ادعا می کنند که تحقیقات نشان می دهد که شما نمی توانید "زمان بازار" را "زمان" کنید ، اما هر کسی که این هدف را دارد مخالف است. سهام نادرست ممکن است در طبقه بندی "سهام رشد" یا "سهام ارزش" قرار بگیرد. هر دو نوع می توانند نادرست شوند."سهام ارزش" لزوماً "کم ارزش" نیست. بحث زیر را در تاکتیک ها مشاهده کنید: رشد در مقابل ارزش. سرمایه گذاران صاحب یک شرکت در حال رشد غالباً وقتی بازار نظر خود را در مورد نرخ رشد آینده تغییر می دهد ، از قیمت مجدد نیز بهره مند می شوند.
توجه کنید که اصطلاح "هدف" در اینجا برای پاسخ به سؤالات استفاده نمی شود."چرا سرمایه گذاری می کنید؟ با سرمایه گذاری می خواهید چه کاری انجام دهید؟ هدف شخصی شما چیست؟"
سدتها
از بالا به پایین در پایین به بالا
- اولین تصمیمات سرمایه گذار از بالا به پایین اقتصاد کلان است. کدام کشورها قول بزرگترین رشد را می دهند؟چه بخش هایی؟چه صنایعی؟اعتقاد بر این است که سهام بیشتر توسط عوامل اقتصادی گسترده صنعت اداره می شود. رقابت بین شرکت ها از اهمیت کمتری برخوردار است. این فرایند صریحاً به تخصیص دارایی و تنوع در داخل نمونه کارها می پردازد. همچنین به سرمایه گذاران این امکان را می دهد تا از صنایع خاص خودداری کنند. به عنوان مثال. اگر چیزی در مورد مد نمی دانید می توانید از خرده فروشی خودداری کنید. به عنوان مثال. اگر فکر می کنید خطوط هوایی هرگز سود (در کل با گذشت زمان) به دست نیاوردند ، می توانید به جای آن کامیون داران یا حمل کننده ها را انتخاب کنید.
- سرمایه گذار از پایین به بالا فکر می کند که شرکت های خوبی در همه بخش ها و جغرافیای وجود دارد. اولین تصمیمات وی شرکت ها را با معیارهای فنی یا اساسی خاص برای شرکت از بین برد.
رشد در مقابل ارزش
سرمایه گذاران غالباً با محدود کردن جهان از خریدهای احتمالی خود به سهام رشد یا سهام ارزش ، جستجوی خود را برای سهام جداگانه محدود می کنند. تمایز بین سهام توسط معیارها تعیین می شود. در ابتدا فقط یک متریک استفاده می شد - قیمت/کتاب. اما اکنون هرکدام مجموعه معیارهای خاص خود را دارند. اگر یک سهام برای معیارهای رشد نمره ای بالاتر از میانگین داشته باشد ، به عنوان سهام رشد طبقه بندی می شود. اگر برای معیارهای ارزش بالاتر از حد متوسط باشد ، یک سهام ارزش است. حدود یک سوم سهام یا در هر دو مجموعه از معیارها خوب یا ضعیف نمره می گیرند.
معیارهای مورد استفاده تغییر کرده اما استفاده از آن برای رشد معمول است: الف) حرکت ، ب) رشد فروش و ج) رشد درآمد. معیارهای ارزش عبارتند از: الف) قیمت برای درآمد ، ب) قیمت به فروش و ج) قیمت به کتاب. برای بحث و گفتگو به مقاله S& P مراجعه کنید. نکته اینجاست که رشد و ارزش انتهای شدید همان متریک نیست.
شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد سهام ارزش بهتر از رشد و میانگین شاخص است. اما این فقط میانگین ها هستند. چرخه بازارهای ایالات متحده بین طرفداری از دیگری و سپس دیگری چرخه می کند. سهام رشد نسبت به اقتصادهای قوی بهتر است و سهام ارزش در رکود اقتصادی دفاعی است. سرمایه گذاران رشد اطمینان دارند که می توانند قبل از هرگونه اصلاح از سهام خارج شوند. سرمایه گذاران فعال احتمالاً هنگام خرید سهام رشد با بتا بالاتر ، شاخص معیار خود را شکست می دهند.
طبیعی است که سهام با سرمایه کوچک را به عنوان سهام در حال رشد در نظر بگیرید، البته فقط به این دلیل که رشد کردن در زمانی که شما کوچک هستید آسان تر است (قانون اعداد بزرگ). اما سرمایه های کوچک را می توان با معیارهای مشابه بین ارزش و رشد تقسیم کرد. بازده اضافی کسب شده توسط سهام با ارزش سرمایه کوچک بسیار شدیدتر از تفاوت های موجود در سهام های بزرگ است.
تمایل طبیعی برای سرمایه گذارانی که سهام ارزشی می خرند وجود دارد که برای دوره های طولانی نگهداری شوند و به سود سهام علاقه مند شوند (هدف شماره 1 در بالا). اما همبستگی لازم وجود ندارد. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد عملکرد بهتر سهام ارزان قیمت مستلزم تغییرات مکرر پرتفوی است. با برطرف شدن وضعیت بدی که باعث کاهش اولیه قیمت سهام شده بود، سهام باید از پرتفوی حذف شود.
اصطلاحات "سرمایه گذاران رشد" یا "سرمایه گذاران ارزشی" بسیار گیج کننده هستند. ممکن است اهداف آنها را توصیف کند (به بالا مراجعه کنید). یا ممکن است جهان سهامی را که از آن انتخاب می کنند را توصیف کند (آنچه در اینجا مورد بحث قرار می گیرد).
مثلا. یک «سرمایه گذار ارزشی» ممکن است به دنبال سهام کم ارزش باشد - سهامی با «حاشیه ایمنی». هدف او اصلاح قیمت در بلندمدت یا کوتاه مدت است. زمانی که سهام بیش از حد ارزش گذاری شود، می فروشد.«سرمایه گذار ارزشی» دیگری ممکن است مایل به پرداخت قیمت کامل باشد تا زمانی که سهام به عنوان «سهام ارزشی» واجد شرایط باشد (مثلاً شرکتی با سود سهام بزرگ). هدف او به احتمال زیاد حفظ و رشد درازمدت در حالی است که سود سهام مناسبی کسب می کند.
نباید این فرض وجود داشته باشد که «سرمایه گذاران رشد» ریسک جویانی هستند که ارزش گذاری را نادیده می گیرند و برعکس، «سرمایه گذاران ارزشی» دارند. استراتژی رشد "رشد با قیمت معقول" (GARP) به صراحت به ارزش اهمیت می دهد. و استراتژی ارزشی به نام «ماهیگیری پایین» می تواند بسیار خطرناک باشد. بهتر است بین انواع سرمایه گذاران به عنوان . سرمایه گذاران ارزشی به دنبال قیمت گذاری نادرست دارایی های موجود هستند، در حالی که سرمایه گذاران رشد به دنبال قیمت گذاری نادرست دارایی هایی هستند که توسط سرمایه گذاری های آتی ایجاد می شود - قیمت گذاری نادرست پتانسیل رشد.
خرید و نگهداری در مقابل تجارت
دو گروه با نظرات متضاد در مورد اینکه آیا بازدهی بالاتر ناشی از صبر خرید و نگهداری است یا از معامله وجود دارد.
- سرمایه گذاران خرید و نگهدارنده معتقدند که بازار همیشه در طولانی مدت بالا می رود ، که تلاش برای تعیین تاپ ها و پایین بازار در طول مسیر نمی تواند انجام شود. آنها معتقدند "شما نمی توانید بازار را زمان بگذارید". آنها با استفاده از متوسط هزینه دلار وارد بازار می شوند تا جبران عادی یک بازار رو به رشد را جبران کنند. آنها وقتی در موقعیتی بیش از حد وزن رشد می کنند ، درصدی از یک هلدینگ را نقدی می کنند. این تاکتیک نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد که هدف شما از سوءاستفاده از بازار (هدف شماره 3 در بالا) بهره مند شود. این فقط به ندرت فلسفه سرمایه گذار رشد (هدف شماره 2) است زیرا شرکت ها رشد بزرگی را به صورت پایدار تجربه نمی کنند. این امر اغلب توسط شاخص ها و سرمایه گذاران که به دنبال درآمد شرکتهای مستقر در کلاه بزرگ هستند (هدف شماره 1) اعتقاد بر این است.
خرید و نگه داشتن هرگز به معنای "خرید و فراموش کردن" نیست. پیش فرضهای اساسی در پشت همه خریدهای سهام وجود دارد. هنگامی که شرایط تغییر می کند ، سرمایه گذار باید از قضاوت برای تمایز بین قوس سیاه ، تغییرات اساسی بلند مدت و سر و صدای بازار استفاده کند. هیچ کس بر اساس احتمال 1 درصدی فاجعه تصمیمات سرمایه گذاری نمی کند. به عنوان مثال. افراد بازنشسته سالانه 4 ٪ را حتی در حالی که می دانستند تکرار افسردگی دهه 1930 یا تورم دهه 1970 آنها را با این سرعت از بین می برد. به عنوان مثال. پدر سرمایه گذاری ارزش ، بنیامین گراهام ، در سال 1934 نوشت که تکرار افسردگی نباید در مدل های ارزیابی در نظر گرفته شود.
شرکت های انفرادی نیز باید برای تغییر دائمی مورد نظارت قرار بگیرند - آنها انحصار خود را از دست می دهند ، یا یک فناوری جدید محصول خود را منسوخ می کند ، یا بنیانگذار بدون برنامه جانشینی و غیره می میرد و سرمایه گذاری شما را ملزم به ارزیابی احتمالات نتایج مختلف می کند ، احتمال این احتمال را دارد. صعود شما در برابر نزولی شما برای تعیین خرید ، نظارت بر تغییرات در انتظارات خود را کنترل کرده و اگر همه چیز طبق برنامه ریزی نشده است ، بفروشید.
وارن بافت به دلیل گفتن "دوره برگزاری مورد علاقه ما برای همیشه" مشهور است. اکثر مردم این را به خاطر گفتن "ما برای همیشه نگه می داریم" اشتباه می کنند. به آن فکر کنیدچه کسی با اظهارات خود مخالف است؟همه دوست دارند یک شرکت عالی را پیدا کنند و فقط دور شوند و آن را فراموش کنند. اما چیزها اتفاق می افتدمقایسه ای از تشکیل پرونده 13F SEC Berkshire Hathaway نشان می دهد که 28 ٪ از هلدینگ های سپتامبر 2007 یا دو سال بعد به فروش رسیده اند یا نیمه مایع. این علیرغم دسترسی وی به تصمیم گیرندگان شرکت ها ، سرمایه گذاران خرده فروشی ندارند. اعطا شده این گردش مالی بسیار کمی است ، اما نشان می دهد که مفهوم "نگه داشتن" نسبی است ، نه مطلق.
رسانه ها اغلب از مدیران نمونه کارها می پرسند که میانگین دوره برگزاری آنها چیست. هنگامی که با چیزی مانند "ما انتظار می رود یک دوره برگزاری 3 تا 5 ساله" باشد ، سرمایه گذاران خرده فروشی این تصور را می دهند که یک بازه زمانی خاص باید یک هدف باشد - که مدیر که با یک دوره طولانی تر پاسخ می دهد مدیر بهتری است. این همه یک تفسیر نادرست است. مدیر در حال مراجعه به میانگین گردش مالی تاریخی خود - یک واقعیت - یک هدف یا سیاست نیست. او موقعیتی را به فروش می رساند که سهام بیش از حد گران شود (به نظر وی) که مطمئناً باید به طور قابل توجهی به سمت پایین تصحیح شود. یا او می فروشد زیرا اوضاع بدتر شده است و هیچ بهبودی پیش بینی نمی شود.
سهام شرکتهای بزرگ تحت پوشش 1000 تحلیلگر به ندرت بسیار گران قیمت می شوند ، بنابراین مدیران هیچ دلیلی برای فروش ندارند. از طرف دیگر ، مدیر یک صندوق کلاه کوچک که سهام آن مورد توجه کمی از تحلیلگران قرار می گیرد ، به طور مکرر با یک وضعیت گران قیمت روبرو می شود و به طور مکرر تجارت می کند. تصمیم به فروش هرگز اتخاذ نمی شود "زیرا سهام 3 سال برگزار شده است". هیچ برنامه ای برای فروش سهام در مدت زمان 5 سال ساخته نشده است.
همه افراد بین تجارت و خرید و فروش در مقابل تجارت انتخاب رایگان ندارند.
- فقط در صورت عدم مواجهه با مهلت انحلال ، می توانید یک افق طولانی داشته باشید. بازنشستگان نیاز به برداشت مداوم دارند ، مدیران صندوق های متقابل برای تأمین بودجه خرید مجدد واحد روزانه به پول نقد نیاز دارند ، والدین پس انداز برای تأمین اعتبار شهریه فرزند خود در یک سال خاص نقدینگی می کنند.
- ناتوانی در تجارت شما را به افق طولانی تر وادار می کند. به همین دلیل است که Bogle صندوق های متقابل شاخص را نسبت به ETF های شاخص توصیه می کند. هر سرمایه گذار که در تعطیلات خارج از اینترنت می رود ، قبل از ترک او ، نمونه کارها خود را با یک افق طولانی قرار می دهد.
- افق سرمایه گذاری شما از نحوه اندازه گیری و پاداش عملکرد شما تأثیر می گذارد. یک مدیر صندوق متقابل با یک قرارداد یک ساله که عملکرد آن با همسالانش و معیار مقایسه شده است ، افق بسیار کوتاه تری خواهد داشت. به همین ترتیب وقتی احساس می کنید همسرتان با بازده ماهانه یا سالانه شما را قضاوت می کند.
- توانایی متنوع سازی یک نمونه کارها بین کلاس های دارایی به سرمایه گذاران کمک می کند تا یک بازه زمانی طولانی تر داشته باشند. همانطور که یک کلاس خوب عمل می کند ، از دست دادن کلاس دیگر. بسیاری از سرمایه گذاران خرده فروشی فرصت کمی برای تنوع کامل ندارند. بیشتر مدیران حرفه ای محدود به یک کلاس دارایی هستند.
سرمایه گذاری در مقابل حدس و گمان
یک دوگانگی کاذب وجود دارد که به دلیل اصطلاحات سرمایه گذاری و گمانه زنی دلالت دارد. تا حدی به خرید و خرید در مقابل تجارت اشاره دارد. اما تفسیر بسیار گسترده تر به معنای آن است. کلمه "حدس و گمان" همیشه توسط کسانی که خود را "سرمایه گذاران" می نامند استفاده می شود. این به معنای تحقیر است. این به معنای قرار دادن سرمایه گذار در برخی از زمین های عالی و اخلاقی شما است. معامله گران هرگز خود را دلالت نمی نامند.
ظاهراً سرمایه گذار سهام خود را صاحب یک تجارت می داند. او "برای مسافت طولانی" در آن است در حالی که دلالان فقط به کوتاه مدت اهمیت می دهد ، به ضرر زنده ماندن طولانی مدت است. واقعیتی که سرمایه گذاران خرده فروشی کاملاً در اجرای مشاغل یا حتی انتخابات مدیران هیچ حرفی برای گفتن ندارند ، فراموش می شود. واقعیتی که مدیران شرکت بیشتر برای کوتاه مدت مشاغل اداره می کنند و سرمایه گذاران برای انجام این کار احمقانه هستند ، نادیده گرفته می شود. و این استدلال هنگامی که توجیهی برای سرمایه گذاری در سهام "SIN" خواسته می شود فراموش می شود.
ظاهراً این سرمایه گذار "جدی" است ، مایل به انجام کار سخت در تجزیه و تحلیل شرکت ها است ، در حالی که دلالان فقط با پول بازی قمار می کند و برای تصمیمات خود به برنامه های داغ و نمودارهای خود متکی است. سرمایه گذار معتقد است که در حالی که دلالان پول خود را از دست می دهند ، سود بازار را کسب می کند.
- طیف کاملی از فرکانسهای معاملاتی وجود دارد که در هر نقطه توسط سرمایه گذاران نشان داده شده است.
- افراد کاملاً در برخی از اقتصادها و در سایر موارد کمتر در تجارت آزاد هستند.
- افراد می توانند بسته به جایی که می بینند ارزش آن را می بینند ، برخی از اوراق بهادار را بیشتر از سایرین تجارت کنند.
شاید اصطلاح "دلال" برای کسانی که بازار را بدون هیچ استراتژی به هیچ وجه در بازار بازی می کنند ، اعمال شود. این نئوفیت ها به طور هماهنگ از نمودارها برای شناسایی سهام روند استفاده می کنند. آنها فقط پس از افزایش روند افزایش می یابند و با افزایش بیشتر سهام ، به خرید خود ادامه می دهند. آنها فقط هنگامی که روند پایین روشن است ، می فروشند و با پایین آمدن قیمت و پایین تر ، به فروش خود ادامه می دهند. این را می توان "پرش واگن باند" نامید.
مشکل این مسئله این است که روند سهام - تا زمانی که آنها این کار را نکنند. تا زمانی که یک روند آشکار شود ، احتمالات زیاد است. این دلالان در نهایت "خرید بالا و فروش کم" به پایان می رسند. این فقدان استراتژی ضعیف نباید با استراتژی حرکت پذیرفته شده اشتباه گرفته شود. آنها از این نظر متفاوت هستند که استراتژی حرکت از قوانینی برای زور استفاده می کند تا 100 ٪ نزدیک به شروع یک روند نه در حال پاک شدن باشد ، و به 100 ٪ کوتاه نزدیک به شروع یک پایین و نه در حال پاک شدن بپردازد. روند.
استراتژی
روند ارزیابی سهام (شرکت ها) می تواند به صورت منفعل یا فعال طبقه بندی شود.
سرمایه گذاری منفعل - نمایه سازی شامل خرید قرار گرفتن در معرض شاخص های بزرگ بازار است. شما می توانید این کار را با صندوق های متقابل شاخص ، صندوق های مبادله معامله شده (ETF) یا قراردادهای آتی انجام دهید. سرمایه گذار در حال خرید به بازار عمومی است. او نگران ویژگی های شرکت های انفرادی نیست. شما می توانید ETF ها را با استفاده از صندوق های ما ، CDN و GB GlobeInvestor (امنیت = ETF) سایت BMO جستجو کنید اما شامل کلیه پایگاه داده ETF ETF کانادایی - ایالات متحده است
این سرمایه گذار معتقد است که مدیران فعال ثابت نکرده اند که می توانند میانگین بازده بازار را شکست دهند. این سرمایه گذار خوشحال است که بدون خطر بدتر شدن "دقیقاً" انجام دهد. او نمی خواهد هزینه مدیریت (2 ٪ به یک مدیر یا در زمان خودش) برای کاهش بیشتر بازده ها باشد. او تشخیص می دهد که سرمایه گذاران در صندوق های با مدیریت فعال ، بازده گذشته را تعقیب می کنند ، وجوه را در بدترین زمان تغییر می دهند و از این طریق 1/3 به 1/2 بازده بازار را از دست می دهند. Ditto برای انتخاب کنندگان سهام. وی شاخصی را که بیشترین تعداد شرکت ها را در بیشترین صنایع از بیشتر کشورها پوشش می دهد ، خریداری می کند.
مکانیک را تعریف کنید:
- متنوع سازی توسط جغرافیا: از آنجا که نگه داشتن شرکت های خارجی شما را در معرض خطر قرار می دهد ، بیشتر سرمایه گذاران در کشور خود ایمن تر هستند. از آنجا که بازارهای بین المللی اکنون از نزدیک با هم ارتباط دارند ، شما از تنوع بین المللی در سطح بین المللی ، کاهش بسیار کمی در معرض خطر قرار می گیرید. اما شما از نرخ های مختلف رشد تجربه شده در کشورهای مختلف به دست می آورید. بازارهای همه کشورها ممکن است همزمان بالا و پایین بروند ، اما درصد تغییرات متفاوت خواهد بود.
- محدودیت در بخش: حتی وقتی سرمایه گذار یک سهامدار سهام باشد ، ممکن است خود را بخش های خاص کم وزن اقتصاد پیدا کند. او می تواند از شاخص بخش برای کاهش این خطر استفاده کند.
- یک شاخص را می توان بدست آورد:
- با وزن هر شرکت با توجه به سرمایه گذاری در بازار خود برای تقلید از اقتصاد. تأثیر این امر افزایش قرار گرفتن در معرض سهام هایی است که قبلاً به خوبی انجام داده اند. هر شاخصی با وزن بازار که هر دو کلاه بزرگ و کوچک را در بر می گیرد ، فقط با شاخص بزرگ درپوش تفاوت نخواهد داشت ، زیرا وزن اجزاء کوچک درپوش بسیار اندک است. این روشی است که شاخص S& P500 وزن دارد.
- با وزن به همان اندازه تعداد سهام از هر شرکت. شرکت هایی که دارای سهام با قیمت بالاتر هستند تأثیر بیشتری بر نتایج خواهند گذاشت. این برای محاسبه میانگین صنعتی داو جونز استفاده می شود.
- با وزن گیری با توجه به ارزش بازار اوراق بهادار برجسته در بازار. اگر یک شاخص اوراق قرضه در اختیار شرکتهای دارای بزرگترین بدهی عمومی باشد ، با قرار گرفتن در معرض بیشتر مشاغل اهرمی و ریسک بیشتر ، یک شاخص دریافت می کنید.
- توسط عملیبا شکوفه ETF ها ، سایه ای از شاخص هایی که برای ردیابی آنها در نظر گرفته شده است وجود دارد. این سبد خرید را در مقابل اسب قرار می دهد. مدیران صندوق تصمیم می گیرند که چگونه می توان یک نمونه کارها خاص را ساخت و سپس شاخص را برای تقلید از آن ابداع کرد. نگاهی به طول این لیست از فهرست های موجود در انبار ها بیندازید
- با وزنه برداری ویژگی های انتخابی شرکتی که ردپای اقتصادی آن را اندازه گیری می کند - به جای ارزش بازار آن - فروش ، جریان نقدی ، ارزش کتاب و سود سهام آن.(به عنوان مثال ftse rafi). استفاده از تولید ناخالص داخلی هر کشورها به عنوان وزنه برداری برای شاخص های اوراق بهادار ، مشکلات را در 3 حل می کند. بالاتر از برخی افراد معتقدند که این شاخص ها به سادگی روش های ارزان قیمت برای انتخاب فعال سهام هستند که فکر می کنید بهتر از آن خواهد بود - آنها تحت استراتژی "منفعل" قرار نمی گیرند. این مقاله BlackRock استدلال می کند که معیارهای وزنه برداری یک پروکسی برای انتخاب "ارزان بودن" است (مانند 6 در زیر).
- با وزنه برداری از ویژگی های انتخاب شده شرکتی که ارزیابی بازار خود را نسبت به معیارهای شرکت مانند درآمد و سود سهام اندازه گیری می کند. بیشتر آنها مانند WisdomTree هستند که در اعتقاد سهام ارزان قیمت ارزان قیمت را انتخاب می کنند. این روش سرمایه گذاری منفعل نیست. این یک استراتژی فعال انتخاب سهام را خودکار می کند.
- با وزن یکسان ارزش دلار هر شرکت. Guggenheim ETF های با وزن برابر را در شاخص های اصلی ارائه می دهد. شما انتظار دارید بازده های مختلفی از شاخص وزن برابر الف) به دلیل وزن بالاتر در سهام کوچکتر ، ب) به دلیل قرار گرفتن در معرض بخش های مختلف صنعت و ج) به دلیل تعادل مداوم آنها. تجزیه و تحلیل خوب بازده در این S& P PDF است.
در استفاده فزاینده از ETF های شاخص و نمایه سازی کمد توسط مدیران "فعال" مشکلی وجود دارد. می توان استدلال کرد که در نتیجه ، بازده اضافی از انتخاب سهام کوچکتر می شود. سهام با شاخص های خود بسیار حرکت کرده اند. پول در داخل/خارج از شاخص ، همه ترکیبات آن را به طور مساوی تحت تأثیر قرار می دهد ، حتی در صورت وجود تمایزات. این تأثیر موذیانه ای در کاهش انگیزه برای یافتن ناکارآمدی بازار دارد. اثر مارپیچی نتیجه می دهد. هرچه افراد بیشتر شاخص باشند ، بازده پایین تر از انتخاب سهام و در نتیجه نمایه سازی بیشتر و غیره به این مقاله دانشگاهی مراجعه کنید که حجم انتخاب سهام را با گذشت زمان اندازه گیری می کند.
انتخاب سهام فعال در جهان کلاه کوچک سابقه بسیار بهتری در ضرب و شتم شاخص ها دارد. جهان کلاه کوچک یک ازدحام آزمایش نشده از Waabe است. نظم و انضباط بازار هنوز بازندگان را از بین نبرد. مدیران خوب نمونه کارها با انجام علفهای هرز که بازارهای مالی هنوز فرصتی برای انجام آن نداشته اند ، از شاخص های شاخص بهتر عمل می کنند.
- خرید یادداشت های معامله شده مبادله ای (ETN) که تضمین ضرر دارند ،
- با استفاده از شاخص هایی که توسط معیارهای اساسی شرکت ها وزن می شوند (به عنوان مثال Growth Vs. Value).
- با استفاده از صندوق های شاخص در ترکیب با مشتقات ،
- تجارت داخل/خارج با تجزیه و تحلیل فنی ،
- بخش های صنعت انتخاب گیلاس به کم وزن/اضافه وزن ، یا
- چرخش از یک بخش صنعت به پیش بینی های اقتصادی مبتنی بر دیگر. ثابت شده است که سرمایه گذاران نمی توانند با ورود یا خارج شدن از کلاس های دارایی ، بازار را "زمان" کنند ، اما بسیاری از مردم احساس می کنند که این کار با ETF کار خواهد کرد. سابقه کافی برای آزمایش مجدد وجود ندارد (اگر آن را به عنوان اثبات قبول کنید).

سرمایه گذاری فعال به سرمایه گذار نیاز دارد تا تصمیم بگیرد که یک سهام (یا زیر شاخص) شرط بهتری از دیگری باشد. چهار روش وجود دارد: تجزیه و تحلیل فنی ، ارزیابی مطلق ، ارزیابی نسبی و انتخاب سهام اکتشافی. و پس از آن البته ما نباید همه آن دسته از افرادی را که سهام خریداری می کنند براساس توصیه برخی از معلمان فراموش کنیم.
- تجزیه و تحلیل فنی:فقط از اطلاعات بازار استفاده می کند - قیمت سهام (یا شاخص) ، نوسانات آن ، حجم معاملات ، جریان پول ، نسبت های طولانی/کوتاه ، برآورد درآمد ، توصیه های تحلیلگران و غیره. سرمایه گذار در حال خرید سهام است ، نه شرکت ها. او تجزیه و تحلیل اساسی را اتلاف وقت می داند زیرا تمام اطلاعات موجود در حال حاضر در قیمت سهام یا شاخص های احساسات بازار گنجانیده شده است. معامله گران روز معامله گران فنی quentessential هستند. آنها براساس نقدینگی ، حجم و نوسانات قیمت گسترده ، سهام را برای تجارت انتخاب می کنند. آنها طی یک روز روند قیمت را بازی می کنند و هر شب موقعیت های خود را می بندند. اما معامله گران فنی لزوماً تجارت زیادی نمی کنند. برخی از آنها چرخه صنعت فصلی را بازی می کنند. برخی از آنها حرکات قیمت سهام یک ساله بازی می کنند. نمودار فقط مربوط به قیمت سهام نسبت به قیمت گذشته آن و نسبت به رفتار سهام مشابه است. شکل نمودار سهام نشان دهنده پاسخ ها و انتظارات عاطفی صاحبان است. الگوهای با گذشت زمان و برای سهام مختلف تکرار می شوند ، زیرا احساسات انسانی جهانی است. تجزیه و تحلیل فنی سعی دارد روند و تغییر در آن روندها را تشخیص دهد. از آن برای تعیین تصمیمات خرید/فروش استفاده می شود ، نه برای تعیین هیچ "ارزش واقعی" شرکت یا سهام آن. این به قیمت های نسبی می پردازد ، نه ارزش های مطلق. این خلاصه از سیستم های مختلف مورد استفاده را ببینید. سرمایه گذاران مبتدی به این روش جلب می شوند زیرا نیازی به دانش صورتهای مالی یا امور مالی یا اقتصاد ندارد. اما به طور گسترده ای پذیرفته شده است که تکیه فقط به نمودار ، راهی موفق برای سرمایه گذاری نیست. شاهد فقدان بودجه متقابل توسط تکنسین ها باشید. این بحث کوتاه در مورد اصول تجارت فنی را ببینید که بیشتر مبتدیان هرگز یاد نمی گیرند. یک استدلال مختصر از عوامل طرفدار تجزیه و تحلیل فنی در مورد نمایه سازی توسط Minyanville ارائه شده است ، برخی از معیارهای نمودار باید بدون توجه به اینکه از چه استراتژی استفاده می کنید ، در نظر گرفته شود ، فقط به این دلیل که بسیاری از افراد دیگر از آنها استفاده می کنند. قیاس زیبایی را به یاد داشته باشید. به عنوان مثال."صلیب طلایی" میانگین های حرکت. به عنوان مثال. کانال های قیمت موازی که سالها دست نخورده باقی می مانند. معیارهای دیگر از این اعتبار برخوردار هستند زیرا آنها نشانگر طبیعت انسانی هستند. سطح پشتیبانی و مقاومت موانع عاطفی واقعی برای سرمایه گذاران انسانی است. سرمایه گذاری حرکت اخیراً اعتبار زیادی کسب کرده است. حرکت حتی به عنوان یک عامل خطر در مدل FAMA-French که اندازه گیری آلفای یک نمونه کارها است ، درج شده است. این استراتژی براساس سود سهام سال گذشته (یا 6 ماه) سهام سهام سهام را انتخاب می کند.
- سهام که در گذشته عملکرد خوبی داشته است ، نشان داده شده است که در سال بعد همچنان بهتر است. اما این با استفاده از میانگین های متحرک برای خروج/ورود سهام کمی متفاوت است. دوره طولانی نگاه ، استراتژی را در معرض کشش های عظیم قرار می دهد. نمودار تاریخی را در مورد شماره 9 در صفحه پشتی مشاهده کنید. محققان دریافتند که از سال 2008 این استراتژی کار نکرده است. در عوض ، سهام پر پرواز گذشته آلفا منفی ایجاد کرده است. Asness ، et al (2014) در "واقعیت ، داستان و حرکت" از استراتژی دفاع می کندارزیابی های مطلق:
- سرمایه گذاران با استفاده از ارزیابی های مطلق ، فکر می کنند که آنها در شرکت های انفرادی خریداری می کنند ، نه سهام آنها (به عنوان یک پدیده جداگانه) یا به طور کلی بازار. تمام روشهای مشخص کردن یک ارزش خاص برای یک شرکت از "ارزش فعلی خالص جریان نقدی آینده" یا "جریان نقدی با تخفیف" استفاده می کند. این یک روش بستر مالی برای ارزیابی پروژه ها و دارایی ها است. این سه ورودی اساسی دارد: مقادیر جریان نقدی ، زمان آن جریان نقدی و نرخ بازده مورد نیاز. بحث مفصلی در مورد این استراتژی ارزیابی در بخش با عنوان "بحث جریان نقدی" در صفحه جریان نقدی تخفیف وجود دارد. ارزیابی مطلق می تواند منجر به یافتن هیچ شرکتی ارزش سرمایه گذاری شود - بر خلاف ارزیابی های نسبی. و این سرمایه گذار را وادار می کند تا پیش فرض های خود را به صراحت مقابله و مشخص کند. سرمایه گذاران خرید و نگهدارنده از این همه کارها کمتری بهره مند می شوند زیرا وقتی بازار اختلاف ارزش را بسته می کند ، نمی فروشند. در این استراتژی مشکلاتی وجود دارد.
- این کار زیادی است. تحلیلگر باید اندازه بازار و رشد ، سهم بازار و رشد شرکت ، زمان و هزینه دارایی های جایگزینی و هزینه های بازسازی ، توانایی دفاع از حاشیه سود و غیره را بداند. در هنگام ارزیابی تخمین درآمد تحلیلگران و نرخ رشد (از وب سایت های عمومی) به مدل های ساده گرایانه ، شرکت ها را ارزیابی می کنند. این فرآیند فقط قیمت سهام فعلی را مهندسی می کند. این شرکت برای شرکت ارزش ندارد.
- این روش ارزیابی سهام احساسات بازار را نادیده می گیرد - برای تصمیمات بلند مدت خوب ، اما در کوتاه مدت نیست. این عبارت را به خاطر بسپارید: "بازار می تواند غیر منطقی بماند تا سرمایه گذار بتواند حلال بماند". فقط به این دلیل که شما تعیین می کنید که سهام کم ارزش باشد ، به این معنی نیست که بقیه بازار در نهایت با شما موافق خواهند بود.
- سهام هرگز "کم ارزش" نیست. این منطقی تر است که ارزیابی متفاوت خود را نتیجه فرضیات شما در مورد آینده متفاوت از فرضیات دیگران در نظر بگیرید. فرضیات متفاوت است ، نه ارزش.
- نتایج این فرایند به سمت نمونه کارها شرکت هایی با بازده سود سهام کم و سود سهام بالا تمایل دارد - نتیجه ای که می توان مستقیماً با کار بسیار کمتری بدست آورد.
- این مدل هیچ ورودی برای رقیق کردن مالکیت یا معاملات غیر نقدی یا مزایای مربوط به مسائل مربوط به سهم جدید ندارد. شرکت ها همیشه بر اساس "نهاد" مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند ، که هیچ تغییری در مالکیت ٪ فرض نمی کند. این یک اشکال جدی در سن گزینه های سهام است. این استفاده از این مدل های ارزیابی است که باعث شده بسیاری از افراد معاملات غیر نقدی را بی ربط رد کنند. درست تر این نتیجه می گیرد که مدل ها به اصلاح نیاز دارند.
- مشکلی برای تعیین جریان پول نقد وجود دارد. بیش از حد غالباً شما می شنوید که مردم به جای بخشی از درآمد - بخش بسیار کمتری از CFFO - "جریان پول نقد از عملیات" را از آن استفاده می کنند.
- مدلهای تخفیف سود سهام: سرمایه گذار فقط با دو جریان نقدی روبرو است. سود سهام دریافت کرد و مقدار فروش مجدد بازیابی شد. اما تلاش برای پیش بینی ارزش فروش مجدد شما را به مشکل اصلی باز می گرداند - ارزش سهام. حتی مقدار سود سهام نیز دشوار است. این مدل مستلزم آن است که تمام پول نقد اضافی بدون تجمع در داخل شرکت ، بدون استفاده از آنها برای خرید سهام ، به سرمایه گذاران پرداخت شود. سود سهام باید به دست آورد - با بدهی ، یا با تأخیر در خرید دارایی ، یا با بازپرداخت بدهی برای سرمایه گذاری علاقه خود پرداخت نمی شود. برای دائمی بودن ، باید پول نقد کافی در شرکت باقی بماند تا دارایی ها را جایگزین کند و سرمایه در گردش را مطابق آنچه در تورم مورد نیاز است ، افزایش دهد. فقط به این دلیل که در حال حاضر سود سهام پرداخت می شود ، ثابت نمی کند که آنها در دراز مدت پایدار هستند.
- سود سهام برای همیشه: بازده فعلی را با یک عامل تخفیف تقسیم کنید تا ارزش سهام را تولید کنید. اگر تصور می کنید سود سهام برای همیشه ادامه می یابد ، می توانید ارزش فروش مجدد سهام را نادیده بگیرید ، و سرمایه گذار بعدی خود را به ارزش فعلی خود ارزش سهام خواهد داشت. این در اصل به همان روشی است که سرمایه گذاران اوراق قرضه را ارزیابی می کنند. بازارها هرگز در واقع از این مدل نظری استفاده نکرده اند. پرداخت سود سهام بسیار استاتیک است ، اما قیمت سهام بسیار بی ثبات است. حتی تعدیل ارزش پرداخت سود سهام برای عوامل فعلی مانند نرخ بهره ، تنوع لازم را برای توضیح قیمت سهام ایجاد نمی کند. برای نگاه دانشگاهی به این موضوع ، به غرق شدن غیر منطقی شیلر ، 2 ، PG263 مراجعه کنید.
- مدل گوردون: با استفاده از پیش فرض رشد سود سهام ، موارد فوق را بنا می کند. از آنجا که نرخ رشد "برای همیشه" فرض می شود ، تغییرات جزئی در این پیش فرض تأثیرات زیادی بر قیمت خرید ارزش فعلی حاصل خواهد داشت. ریاضی ساده مدل گوردون در این صفحه گسترده آورده شده است.
- رشد دو مرحله: مدل گوردون را می توان برای یک دوره بیان شده از رشد بیش از حد و به دنبال آن رشد حالت پایدار برابر با تورم (به عنوان مثال) تورم تصفیه کرد.
- الگوریتم های پیچیده ریاضی چند متغیره برای مدیران پول حرفه ای در خانه مدل سازی می شوند. سرمایه گذار خرده فروشی امیدی به تکرار پیچیدگی خود ندارد.
- وجوه مبادله ای مبادله ای برای معیارهای مختلف (سود سهام ، P/B ، ROE و غیره) در دسترس است.
- "سگهای داو" و سایر قوانین ساده انتخاب نمونه کارها به طور گسترده ای عمومی هستند. اما از آنجا که آنها به طور گسترده ای شناخته شده اند ، اعتقاد بر این است که اثربخشی آنها کاهش یافته است.
- سایر قوانین نمونه کارها مبتنی بر غربالگری برای معیارهای خاص (به عنوان مثال J. Piotroski ، O. Shaughnessy) با آزمایش پشتی تأیید شده است. به سهام غربالگری مراجعه کنید.
- اجرای آن به دلیل تجارت بیش از حد یا تعداد زیادی از سهام درگیر بسیار گران است.
- سرمایه گذاران کاملاً از قوانین انتخاب اصلی پیروی نمی کنند. آنها به احساسات اجازه می دهند تا بر بهترین اهداف خود غلبه کنند.
- سرمایه گذاران از تفاوت بین "میانگین" و "متوسط" قدردانی نمی کنند. معمول است که این تحقیق به این نتیجه برسد که در حالی که میانگین بازده شاخص را شکست می دهد ، میانگین بازده تحت تأثیر قرار می گیرد. این بدان معناست که بازگشت هر سهام فردی که توسط آن معیارها انتخاب شده است ، بیشتر به احتمال زیاد کم می شود. این روش فقط به عنوان یک سبد کار می کند.
- آینده ناشناخته است و تاریخ خود را بدون تغییر تکرار نمی کند. آینده یک تجارت یک خطر است. هدف این است که بیش از سود آن از آن محافظت کنیم.
- بازارها از نظر غیر منطقی رفتار می کنند زیرا آنها توسط گمانه زنی ها ، غفلت و تعصب و با خوش بینی و بدبینی بیش از حد هدایت می شوند. بازار یک دستگاه رأی دهنده است که در آن افراد انتخاب می کنند که تا حدودی بر اساس عقل و بخشی از احساسات بر اساس آن ثبت نام می کنند. این یک ماشین توزین نیست که مقدار هر امنیت در آن اندازه گیری و ثبت شود
- هرگونه تعیین ارزش به داده های موجود بستگی دارد که ممکن است از طریق مصنوعی حسابداری و پنهانکاری مدیریت نادرست باشد.
دانستن ارزش یک تجارت به شما در اجرای یک استراتژی سرمایه گذاری کمک نمی کند زیرا مهم نیست که چه خدمات لب را برعکس می دهند ، همه سرمایه گذاران به ارزش بازار منابع خود اهمیت می دهند. و بازار می تواند غیر منطقی باشد تا سرمایه گذار بتواند حلال بماند. و احساسات منجر به معاملات غیر بهینه می شود.
گراهام این استدلال را مطرح كرد كه "كاملاً ممكن است با بازرسی تصمیم بگیریم كه زن به اندازه كافی پیر است كه بدون دانستن سن خود رای دهد."به عبارت دیگر "برای تصمیم گیری در مورد سهام با قیمت 8 دلار ، لازم نیست که سهام 20 دلار یا 40 دلار ارزش داشته باشید."آنچه لازم است فقط یک اندازه گیری تقریبی از ارزش است به طوری که انتخاب سهام دارای حاشیه ایمنی کافی است که آنها حداقل نیازهای خود را برآورده می کنند.
- هنگامی که الزامات دیگر برآورده نشوند ، سرمایه گذار می فروشد. سیگنال فروش وی قبل از آن است که بازار به دلیل آن حاشیه ایمنی بیش از حد اصلاح شود. این مانع از وضعیت متداول می شود که سرمایه گذار از فروش خودداری کند زیرا احساس می کند بازار در حال حاضر بیش از حد در روند نزولی قرار گرفته است.
- معیارهایی که از قبل قابل اندازه گیری هستند ،
- مقدار قابل قبول آن که توسط استانداردهای مشخص و خوب مشخص شده است ،
- وابسته به قیمت ، تجارت و اقتصاد ،
- اندازه گیری با استفاده از بدترین شرایط منطقی احتمالی (او از افسردگی بزرگ که به تازگی بعید به نظر می رسد تکرار شده است) و
پشتیبانی شده توسط حقوق قانونی (حتی اگر وی از قابلیت اجرای قانونی تخفیف می گرفت و هشدار می داد که عملکرد همیشه به ظرفیت مالی تجارت بستگی دارد).
استراتژیهای اسکالپ...
ما را در سایت استراتژیهای اسکالپ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ناصر تقوایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
6 مرداد
1402 ساعت: 23:12