هنگام نوشتن ، باید از اصول کلی پیروی کنید تا اطمینان حاصل شود که زبان شما عاری از تعصب است. در اینجا ما دستورالعملهایی را برای صحبت در مورد ناتوانی با شمول و احترام ارائه می دهیم.
ناتوانی یک اصطلاح گسترده است که به هر دو روش قانونی و علمی تعریف می شود و شامل اختلالات جسمی ، روانی ، فکری و اجتماعی است (سازمان بهداشت جهانی ، 2001 ، 2011). اعضای برخی از گروه های معلول - که به طور مؤثر در فرهنگ بزرگتر معلولیت قرار دارند - روشهای خاصی برای مراجعه به خود دارند که دیگران را ترجیح می دهند که اتخاذ کنند. هنگامی که از گزینه های زبان معلولیت استفاده می کنید توسط گروه های معلول ، ترجیحات آنها را احترام می گذارید. به عنوان مثال ، برخی از افراد ناشنوا از نظر فرهنگی ترجیح می دهند "ناشنوا" (سرمایه گذاری شده) به جای "افرادی که کم شنوایی" یا "افرادی که ناشنوا هستند" خوانده شوند (Du & Andrews ، 2015). به همین ترتیب ، از اصطلاح "شنیدن سخت" استفاده کنید نه "کم شنوایی". احترام به ترجیح این گروه نه تنها نشانه آگاهی حرفه ای و احترام به هر گروه معلولیت است بلکه راهی برای ارائه همبستگی نیز هست.
ناتوانی در بخش 5. 4 کتابچه راهنمای انتشار APA ، نسخه هفتم پوشانده شده است

این راهنمایی از نسخه ششم گسترش یافته است.
زبانی که در مورد معلولیت در مورد ناتوانی استفاده می شود در حال تحول است. اصل کلی استفاده از زبان معلولیت ، حفظ یکپارچگی (ارزش و عزت) همه افراد به عنوان انسان است. نویسندگانی که در مورد معلولیت می نویسند ، تشویق می شوند از اصطلاحات و توصیفاتی استفاده کنند که هم از نظر شخص و هم از نظر هویت اول و هم از اولویت های اول را توضیح می دهند و توضیح می دهند. زبان باید با این درک انتخاب شود که ترجیح بیان شده افراد دارای معلولیت در مورد شناسایی ، مسائل سبک را برطرف می کند.
زبان شخص اول
به صورت حضوری ، شخص تأکید می شود ، نه وضعیت ناتوان کننده یا مزمن فرد (به عنوان مثال ، از "شخصی با پاراپلژی" و "جوانی با صرع" استفاده کنید و نه "یک پاراپلژیک" یا "صرع"). این اصل در مورد گروه هایی از افراد نیز صدق می کند (به عنوان مثال ، از "افرادی که دارای اختلالات مصرف مواد" یا "افراد دارای معلولیت فکری" هستند و نه "سوء مصرف کننده مواد" یا "عقب مانده ذهنی" ؛ دانشگاه کانزاس ، مرکز تحقیقات و آموزش مستقلزندگی ، 2020).
زبان هویت اول
در زبان هویت اول، ناتوانی به کانون توجه تبدیل می شود که به فرد اجازه می دهد به جای اینکه به دیگران (مثلاً نویسندگان، مربیان، محققان) اجازه نام گذاری یا انتخاب عباراتی با پیامدهای منفی را بدهد، ادعای ناتوانی و هویت خود را انتخاب کند (براون،2011/n. d.؛ بروگمن، 2013؛ دان و اندروز، 2015). زبان اول هویت اغلب به عنوان بیان غرور فرهنگی و احیای معلولیتی که زمانی هویتی منفی به همراه داشت استفاده می شود. این نوع زبان ساخت هایی مانند "فرد نابینا"، "فرد اوتیسم" و "آمپوته" را امکان پذیر می کند، در حالی که در زبان شخص اول، ساخت و سازها عبارتند از "شخص نابینا"، "فرد مبتلا به اوتیسم" وفرد دچار قطع عضو، به ترتیب.
انتخاب بین زبان فرد اول و زبان هویت اول
هر دو رویکرد شخص اول و هویت اول به زبان برای احترام به افراد معلول طراحی شده اند. هر دو در کل انتخاب های خوبی هستند. استفاده از هر یک از رویکردها یا اختلاط زبان شخص اول و هویت اول مجاز است، مگر اینکه یا تا زمانی که بدانید که گروهی به وضوح یک رویکرد را ترجیح می دهند، در این صورت، باید از رویکرد ترجیحی استفاده کنید (دان و اندروز، n. d.). اختلاط این زبان ممکن است به شما کمک کند از تکرار دست و پا گیر «شخص با .."و همچنین وسیله ای برای تغییر نحوه نگاه نویسندگان و خوانندگان به معلولیت و افراد در جوامع خاص معلولیت است. در واقع، سطح ادغام هویت معلولیت می تواند راهی مؤثر برای رمزگشایی زبانی باشد که توسط افرادی که درباره آنها می نویسید ترجیح داده می شود. کسانی که ناتوانی خود را به عنوان بخشی از هویت فرهنگی و/یا شخصی خود می پذیرند، احتمالاً زبان اول هویت را ترجیح می دهند (دان و اندروز، 2015). اگر مطمئن نیستید که از کدام رویکرد استفاده کنید، از گروه های حمایت از خود یا سایر سهامداران خاص برای گروهی از افراد راهنمایی بخواهید (به عنوان مثال، براون، 2011/n. d. را ببینید). اگر مستقیماً با شرکت کنندگان کار می کنید، از زبانی که آنها برای توصیف خود استفاده می کنند استفاده کنید.
ارتباط ذکر یک معلولیت
ماهیت معلولیت باید زمانی که مرتبط است نشان داده شود. به عنوان مثال، اگر یک نمونه شامل افراد دارای آسیب نخاعی و افراد مبتلا به اوتیسم - دو گروه مختلف دارای معلولیت - باشد، منطقی است که به وجود معلولیت خاص اشاره کنیم. در هر گروه، ممکن است ناهمگنی بیشتری وجود داشته باشد که تحت برخی شرایط باید بیان شود (به عنوان مثال، سطوح مختلف آسیب نخاعی، شدت علائم مختلف اختلال طیف اوتیسم).
اصطلاحات منفی و تسلیت
از زبانی که از استعاره های تصویری یا اصطلاحات منفی استفاده می کند ، خودداری کنید که حاکی از محدودیت است (به عنوان مثال ، "ویلچر محدود" یا "محدود به ویلچر" ؛ به جای آن از اصطلاح "کاربر ویلچر" استفاده کنید) و از برچسب های بیش از حد و منفی استفاده می کند (به عنوان مثال ، "قربانی ، ایدز ،""مغز آسیب دیده" ؛ به جای آن از اصطلاحات "شخص مبتلا به ایدز" یا "شخص مبتلا به آسیب مغزی آسیب زا" استفاده کنید). از اصطلاحاتی که می تواند به عنوان slurs در نظر گرفته شود ، خودداری کنید (به عنوان مثال ، "فلج" ، "نامعتبر" ، "آجیل" ، "الکلی" ، "معتاد به مت"). از اصطلاحاتی مانند "شخص مبتلا به ناتوانی جسمی" ، "شخص مبتلا به بیماری روانی" ، "شخص مبتلا به اختلال در مصرف الکل" یا "شخص مبتلا به اختلال در مصرف مواد" استفاده کنید ، یا خاص تر باشد (به عنوان مثال ، "شخص مبتلا به اسکیزوفرنی")بشربرچسب هایی مانند "عملکرد بالا" یا "عملکرد پایین" هم در توصیف تفاوت های ظریف تجربه یک فرد با یک ناتوانی رشد و یا فکری مشکل ساز و ناکارآمد هستند. در عوض ، نقاط قوت و ضعف فرد را مشخص کنید. مانند سایر گروه های متنوع ، خودی ها در کشت معلولیت ممکن است از اصطلاحات منفی و تسلیت با یکدیگر استفاده کنند. برای استفاده از این شرایط برای یک شخص خارجی (شخص غیر قابل قبول) مناسب نیست.
در هنگام توصیف افراد دارای معلولیت (به عنوان مثال ، "نیازهای ویژه" ، "به چالش کشیده شده" ، "Handi-توانایی") از حسن نیت خودداری کنید. بسیاری از افراد دارای معلولیت این شرایط را حامی و نامناسب می دانند. هنگام نوشتن در مورد جمعیت یا شرکت کنندگان دارای معلولیت ، بر هر دو قابلیت و نگرانی تأکید کنید تا از کاهش آنها به "مجموعه ای از کمبودها" جلوگیری کنید (Rappaport ، 1977). در زمینه یک محیط مراقبت های بهداشتی به افراد دارای معلولیت به عنوان "بیماران" (یا "مشتری") مراجعه کنید.
نمونه هایی از زبان بدون تعصب
موارد زیر نمونه هایی از زبان بدون تعصب برای ناتوانی است. هر دو نمونه مشکل ساز و ترجیحی با نظرات توضیحی ارائه شده است.
1. استفاده از زبان شخص اول و هویت اول به جای اصطلاحات تسخیر
مشکل ساز: نیازهای ویژه ای که از نظر جسمی به چالش کشیده شده ، عقب مانده ذهنی ، با بیمار روانی به چالش کشیده شده است
ترجیح داده شده: فرد دارای معلولیت ، شخصی که دارای معلولیت معلول است دارای بیماری روانی مبتلا به معلولیت فکری کودک دارای فرزند معلولیت مادرزادی با اختلال در هنگام تولد فرد معلول جسمی ، شخص دارای ناتوانی جسمی است
نظر: از زبان شخص اول یا هویت اول آن گونه که مناسب جامعه یا فردی است که مورد بحث است استفاده کنید. زبان مورد استفاده باید با این درک انتخاب شود که ترجیحات بیان شده افراد معلول در مورد شناسایی، جایگزین موضوعات سبک می شود. از عبارات تحقیرآمیز یا حمایت کننده خودداری کنید.
2. توصیف افراد ناشنوا یا کم شنوا
مشکل ساز: فرد ناشنوایی، فرد ناشنوا، کم شنوا، فرد کم شنوا، فرد کم شنوا، فرد دارای ناشنوایی و نابینایی
ترجیحا: ناشنوا، کم شنوا، فرد کم شنوا، ناشنوا و نابینا
نظر: بیشتر ناشنوایان یا ناشنوایان نابینا از نظر فرهنگی ترجیح می دهند به جای «ناشنوایان»، «افراد کم شنوایی» و غیره، ناشنوایان یا ناشنوایان (با حروف بزرگ) خوانده شوند.
3. توصیف افراد نابینا یا افراد کم بینا
مشکل ساز: فرد دارای مشکل بینایی که بینایی را به چالش می کشد، فرد مبتلا به نابینایی
ترجیحا: نابینا، نابینا، نابینا، نابینا، نابینا
4. استفاده از استعاره های تصویری، اصطلاحات منفی گرایانه و توهین ها
مشکل ساز: فرد مبتلا به ایدز ویلچر، معلول مغزی آسیب دیده، ناتوان، معیوب، معتاد به الکل، معتاد به مواد مخدر
ترجیحا: کاربر ویلچر، فرد مبتلا به ایدز با ویلچر، فرد مبتلا به آسیب مغزی، فرد دارای ناتوانی جسمی، فرد مبتلا به بیماری روانی با اختلال مصرف الکل، فرد مبتلا به اختلال مصرف مواد
نظر: از زبانی که از استعاره های تصویری، عبارات منفی گرایانه دلالت بر محدودیت و توهین هایی که به گروه خاصی توهین یا تحقیر می کند، اجتناب کنید. مانند سایر گروه های مختلف، خودی ها در فرهنگ معلولیت ممکن است از این اصطلاحات با یکدیگر استفاده کنند. استفاده از این اصطلاحات برای افراد خارجی (فرد غیرمعلول) مناسب نیست.
منابع
براون، L. (n. d.). زبان اول هویتشبکه حمایت از خود اوتیسم. http://autisticadvocacy.org/home/about-asan/identity-first-language (کار اصلی منتشر شده در سال 2011)
بروگمن، بی جی (2013). مطالعات ناتوانی/ فرهنگ معلولیت. در M. L. Wehmeyer (ویرایش)، کتاب راهنمای آکسفورد روانشناسی مثبت و ناتوانی (ص 279-299). انتشارات دانشگاه آکسفورد. https://doi.org/10. 1093/oxfordhb/9780195398786. 013. 013. 0019
دان، دی. اس.، و اندروز، ای. ای. (n. d.). انتخاب کلمات برای صحبت در مورد ناتوانیانجمن روانشناسی آمریکا. https://www. apa.org/pi/disability/resources/choosing-words.aspx
دان، دی. اس.، و اندروز، ای. ای. (2015). زبان فرد اول و هویت اول: توسعه شایستگی فرهنگی روانشناسان با استفاده از زبان معلولیت. روانشناس آمریکایی، 70 (3)، 255-264. https://doi.org/10. 1037/a0038636
راپاپورت، جی (1977). روانشناسی جامعه: ارزش ها، تحقیق و اقدام. هولت، راینهارت و وینستون.
استراتژیهای اسکالپ...
ما را در سایت استراتژیهای اسکالپ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ناصر تقوایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
5 خرداد
1402 ساعت: 14:48