قبل از مدت طولانی ، تعداد کمتری از جوانان مجبور خواهند شد از تعداد بیشتری از طرح های بسیار قدیمی ، معمولی و ناپایدار پونزی پشتیبانی کنند.
مگر اینکه ماه گذشته را در یک فضاپیما صرف بازگشت از مریخ نکرده باشید ، احتمالاً از برنارد مادوف ، سرمایه دار آمریکایی که متهم به ارتکاب آن است که ممکن است بزرگترین کلاهبرداری سرمایه گذاری در تاریخ باشد ، شنیده اید. برآورد میزان پول از دست رفته سرمایه گذاران در صندوق سرمایه گذاری که توسط مادوف ، رئیس سابق بازار سهام NASDAQ اداره می شود ، تا 50 میلیارد دلار آمریکا است. یکی از بزرگترین سرمایه گذاران مادوف ، René-Thierry Magon de la Villehuchet ، در 23 دسامبر 2008 به دنبال افشای این طرح ، خودکشی کرد. تصور می شود که ویلیوچت به اندازه 1. 4 میلیارد دلار در صندوق مادوف از دست داده است. تعدادی از بنیادهای خیریه ، که چندین مورد از آنها بودجه تحقیقات زیست پزشکی مرتبط با بیماری را تأمین می کنند ، درصد عظیمی از موقوفات خود را از دست دادند. چندین دانشگاه نیز به میزان قابل توجهی آسیب دیده اند ، زیرا برخی از پول خودشان یا پس انداز برخی از بزرگترین اهدا کنندگان معمولی آنها با مادوف سرمایه گذاری شده اند.
نوع خاصی از بازی Con که برنارد مادوف تمرین کرده است ، برای کسی که به نظر می رسد وب فریب خورده است ، بسیار شگفت آور است. آن را یک طرح پونزی نامیده می شود. این کلاهبرداری نام خود را از چارلز پونزی که یکی از بزرگترین کلاهبرداران تاریخ بود ، می گیرد. او در سال 1882 در پارما ، ایتالیا متولد شد ، وی در سال 1903 به ایالات متحده مهاجرت کرد. پس از چندین سال کار در یک سری مشاغل کم درآمد ، وی در سال 1907 به مونترال نقل مکان کرد و در بانکی که تنظیم شده بود دستیار شدبرای تأمین نیازهای مهاجران ایتالیایی به کانادا. سرانجام این بانک به دلیل وام های املاک و مستغلات بد شکست خورد - به نظر می رسد آشنا است؟- اما پونزی در کانادا ماند و سرانجام به مدت سه سال به دلیل جعل چک در زندان بود. وی پس از آزادی در سال 1911 به طرح قاچاق بیگانگان غیرقانونی در مرز به ایالات متحده پیوست ، گرفتار شد و این بار در آتلانتا ، جورجیا ، دو سال دیگر در زندان خدمت کرد. وی در آنجا با چارلز دبلیو مورس ، سرمایه دار که به جرم نقض قوانین بانکی فدرال محکوم شده بود ، ملاقات کرد. مورس به نوعی گورو به پونزی تبدیل شد ، که شروع به دیدن امکانات در جرم یقه سفید کرد. پس از آزادی ، پونزی راهی بوستون ، ماساچوست شد و در آنجا طرح سرمایه گذاری را تنظیم کرد که او را مشهور کرد - و بدنام.
این که قدم خود را به کبوترهای آینده نگر جذاب کند ، درک این پرونده است. وی با خرید کوپن های پاسخ پستی با تخفیف پستی در سایر کشورها و بازخرید آنها به ارزش چهره در ایالات متحده ، به مشتریان قول داد که در طی 45 روز یا 100 ٪ سود در طی 90 روز سود 50 ٪ یا 100 ٪ سود خود را به مشتریان قول دهد ، نوعی از آنچه ما در حال حاضر "داوری" می نامیم ((داوری "(تمرین استفاده از تفاوت قیمت بین دو یا چند بازار). نمونه ای ساده و کلاسیک از داوری جمع آوری قوطی های سودا دور ریخته شده در ماساچوست ، جایی که آنها با سپرده 0. 05 دلار هرکدام فروخته می شوند و آنها را به میشیگان کامیون می کنند ، جایی که سپرده برگشتی 0. 10 دلار در هر قوطی است.(برای کسانی که فکر می کنید تحقیقات خود را از این طریق تأمین می کنید ، آن را فراموش کنید: هزینه جمع آوری و حمل قوطی ها سود را از بین می برد. با این حال ، حدود 10 میلیون دلار بطری و قوطی های خالی از همسایگان اوهایو و ایندیانا به میشیگان قاچاق می شوند. که نیازی به واریز ظروف نوشیدنی ندارند. بازگشت آن بطری ها و قوطی های خارج از کشور در میشیگان سود کمی کسب می کند. قانونگذاران میشیگان پیشنهاد کرده اند که تولید کنندگان نوشیدنی کد را روی تمام بطری ها و قوطی هایی که در میشیگان فروخته می شوند ، قرار دهند. و این دستگاه های بازگشت بطری خودکار برای خواندن کد برنامه ریزی می شوند تا آنها فقط ظروف را که در ابتدا در میشیگان فروخته می شوند بپذیرند.)
هرچند پونزی قوطی های نوشابه را به خود اختصاص نمی داد. کالایی که وی ادعا می کرد که در حال خرید و فروش است ، کوپن های بین المللی پاسخ پستی بود. کوپن پاسخ پستی یک قطعه کاغذ است که در پیام ارسال شده توسط شخصی در یک کشور به یک خبرنگار در کشور دیگر ارسال شده است ، بنابراین گیرنده می تواند از کوپن برای پرداخت پست برای پاسخ استفاده کند - معادل مدرن ، در یک کشور ، استپاکت تمبر ، خود با خود. آنچه آنها را برای داوری جذاب کرده است این است که کوپن ها با هزینه هزینه پستی در کشور خرید قیمت گذاری شده اند ، اما برای تمبرها مبادله شده اند تا هزینه هزینه پستی را در کشوری که بازخرید شده است ، تأمین کند. اگر این مقادیر متفاوت بودند ، سود بالقوه ای وجود داشت. تورم پس از جنگ جهانی اول ، هزینه هزینه پستی در ایتالیا را به دلار آمریکا کاهش داده است ، بنابراین یک کوپن پاسخ پستی بین المللی خریداری شده در رم می تواند از نظر تئوری در بوستون برای تمبرهایی با ارزش دلار بسیار بالاتر رد و بدل شود. همانطور که توسط پونزی توضیح داده شد ، سرمایه گذاران به او پول می دادند. او این پول را به خارج از کشور می فرستاد ، جایی که نمایندگان وی کوپن های پاسخ را خریداری می کردند. مأمورین کوپن ها را به ایالات متحده می فرستند ، جایی که پونزی آنها را برای تمبرهای با ارزش بالاتر بازخرید می کند. و او سپس تمبرها را می فروخت. پونزی ادعا کرد که سود خالص در این معاملات کاملاً قانونی ، پس از هزینه ها و نرخ ارز ، بیش از 400 ٪ بوده است.
در دو ماه اول سال 1920 ، برخی از افراد سرمایه گذاری کردند و بازده زیادی دریافت کردند (100 ٪ سود در چند هفته). گسترش کلمه و سرمایه گذاری با نرخ روزافزون انجام شد. پونزی مأمورین را استخدام کرد تا مشاغل جدید را به دست آورند و برای هر دلار که به آنها وارد می کردند ، کمیسیون های سخاوتمندانه به آنها پرداخت می کردند. در آن زمان به همه سرمایه گذاران نرخ چشمگیری پرداخت می شد ، که دیگران را به سرمایه گذاری تشویق می کردند. تا ماه مه 1920 ، پونزی 420،000 دلار (بیش از 4. 5 میلیون دلار در سال 2008 دلار) تهیه کرده بود. تا ژوئیه سال 1920 ، او میلیون ها نفر ساخته بود. مردم خانه های خود را وام می گرفتند و پس انداز زندگی خود را در شرکت وی سرمایه گذاری می کردند. بیشتر آنها سود خود را از دست ندادند ، اما آنها را دوباره سرمایه گذاری کردند و معتقد بودند که بازده های عظیم برای همیشه ادامه خواهد یافت.
چیزی که هیچکدام از آنها نمی دانستند این بود که چارلز پونزی در حال خرید و فروش کوپن های پاسخ پستی نبود. در واقع ، او هیچ چیز را داوری نمی کرد. کاری که او در واقع انجام می داد این بود که آنچه را به عنوان یک طرح هرمی نامیده می شود ، اجرا می شود: تا زمانی که پول با نرخ بیشتری از آنچه مردم در حال عقب نشینی بودند ، جریان می یابد ، سرمایه گذاران موجود (بالای هرم) می توانند با بخشی از پول آورده شده پرداخت شونداز انبوهی از سرمایه گذاران جدید (پایین هرمی). تا 24 ژوئیه 1920 ، طرح هرمی برای شرکت پونزی ، شرکت مبادله اوراق بهادار ، مبلغ حیرت انگیز 250،000 دلار در روز بازگشت.
خوب ، پدر من ، که به عنوان یک اقتصاددان آموزش دیده بود ، همیشه می گفت که اگر چیزی برای درست بودن به نظر می رسد ، احتمالاً خوب یا واقعی نیست. کلارنس بارون ، تحلیلگر مالی که مجله مالی بارون را تأسیس کرد ، شروع به بررسی بازده های ظالمانه پونزی کرد. بارون ابتدا خاطرنشان كرد كه پونزی پول خود را با شركت خود سرمایه گذاری نکرده است - همیشه پرچم قرمز. سپس او محاسبه كرد كه ، برای پوشش سرمایه گذاری های انجام شده با شركت مبادله اوراق بهادار ، حدود 160،000،000 كپن پاسخ پستی باید در گردش باشد. با این حال ، فقط حدود 27000 کوپن در واقع در سراسر جهان در گردش بودند. وی با اداره پست ایالات متحده بررسی کرد ، که تأیید کرد که کوپن های پاسخ پستی در مقادیر زیادی ، چه در خانه و چه در خارج از کشور ، خریداری یا بازخرید نمی شوند. سرانجام ، بارون اعداد را خرد کرد و همین مورد را برای داوری کوپن های پاسخ پستی پیدا کرد که اگر سعی می کنید قوطی های سودا ماساچوست را در میشیگان بازخرید کنید: حاشیه سود ناخالص در درصد در هر مورد بسیار زیاد بود ، اما بازده واقعی برای هر موردبسیار ناچیز بود و سربار مورد نیاز برای رسیدگی به خرید و بازخرید تعداد لزوماً تعداد زیادی از موارد ، که به صورت جداگانه فروخته می شدند ، از سود ناخالص فراتر می رفت.
بوستون پست نتایج تحقیقات بارون را منتشر کرد و در تاریخ 2 اوت 1920 تیتر را اجرا کرد و پونزی را ناامیدانه ورشکسته اعلام کرد. در 10 اوت ، مأمورین فدرال به شرکت مبادله اوراق بهادار حمله کردند و آن را تعطیل کردند. البته آنها هیچ سهام زیادی از کوپن های پاسخ پستی پیدا نکردند. در 12 اوت 1920 ، پونزی دستگیر شد. هفده هزار نفر میلیون ها نفر سرمایه گذاری کرده بودند ، شاید ده ها میلیون نفر ، با وی طی یک دوره کمتر از نه ماه. بیشتر همه چیز را از دست داد.
چارلز پونزی پس از سالها زندان به اتهام فدرال و ایالتی ، در سال 1934 به ایتالیا تبعید شد. وی در یک بیمارستان خیریه در ریو دوژانیرو در 18 ژانویه 1949 درگذشت.
اکنون به نظر می رسد که برنارد مادوف در یک مقیاس عظیم ، یک طرح هرمی مشابه را اجرا می کرد. او در مورد آن باهوش تر بود ، البته از آنجا که او اشتباهات پونزی را برای یادگیری داشت. به جای ارائه بازده مشکوک به همه افراد متبحر ، مادوف در عوض بازده متوسط اما پایدار (حدود 10-15 ٪ در سال) را ارائه داد. علاوه بر این ، مادوف تجارت را درخواست نکرد. در عوض ، او عمداً سرمایه گذاری را دشوار کرد. با پذیرایی از مشتری های منحصر به فرد ، کسی که باید هم بسیار ثروتمند باشد و هم توسط وی انتخاب شود ، او تقاضا برای خدمات خود را از طریق کمبود آنها افزایش داد. این طرح همچنین با پونزی متفاوت بود زیرا تعدادی از صندوق های سرمایه گذاری دیگر سرمایه گذاری زیادی یا تمام دارایی های آنها در صندوق مادوف انجام داده اند ، به این معنی که بسیاری از سرمایه گذاران فردی ، که معتقد بودند متنوع هستند ، ناآگاهانه تمام تخم های خود را در سبد مادوف داشتند.
تعدادی از پرچم های قرمز وجود داشت که باید هم به تحلیلگران مالی و هم برای تنظیم کننده های دولت هشدار می داد به ماهیت جعلی تجارت مادوف (برای عادلانه بودن ، تعداد کمی ، مانند هری مارکوپولوس ، متخصص مالی بوستون ، سالها هشدارهای صوتی راجع به مادوف انجام داد. اما نادیده گرفته شدند). برای یک ، بازده تقریبا یکسان در هر دو بازار بالا و پایین تولید شد - غیرممکن بودن با تجارت صادقانه. یکی دیگر از پرچم های قرمز این است که روش سرمایه گذاری یک راز اختصاصی است.
سرعت آهسته و بازاریابی "خودی" این طرح را قادر می سازد تا برای مدت طولانی غیرمعمول زنده بماند و همچنین به مراتب بزرگتر از آنچه انتظار می رود از یک طرح مشترک پونزی باشد. چه چیزی باعث فروپاشی آن شد؟رکود عمومی بازار سال 2008 باعث کاهش سرمایه گذاری های جدید شد و تعداد بیشتری از سرمایه گذاران موجود را مجبور به افزایش مواضع خود کرد. این همان چیزی است که معمولاً یک طرح هرمی را به وجود می آورد: وقتی بالای هرم نیاز به پول بیشتری از پایین دارد ، قرار می دهد ("عدم اعتبار" در امور مالی).
اکنون ، دلیل خواندن این موضوع در اینجا ، این است که من تازه فهمیدم که زندگی خود اساساً یک طرح غول پیکر پونزی است ، و هرم به طرز خطرناکی نزدیک به فروپاشی است. در جهان توسعه یافته ، ما جامعه ای را تکامل داده ایم که در آن تعداد نسبتاً کمی از افراد مسن بسیاری از نیازهای خود را از طریق کمک های مالی تعداد بیشتری از افراد جوان تر مورد مراقبت قرار می دهند. و این معقول بود ، زیرا بیش از 12000 سال توزیع سنی جمعیت بشر در واقع به شکل هرم بود ، با یک پایگاه عظیم از کودکان خردسال به تعداد کمتری از نوجوانان و تعداد هنوز هم کمتر از جوانان افزایش می یابدبزرگسالان ، و غیره تا یک نوک کوچک سالمندان. اما مدتی در دهه 50 ، با کاهش تولد و افزایش امید به زندگی ، هرم بیشتر شبیه به ستون شکل می گرفت. طی 40 سال آینده این یکی خواهد شد و سپس به آرامی معکوس می شود.
در سراسر جهان ، میانگین امید به زندگی در بدو تولد در سال 1955 فقط 48 سال بود. در سال 1995 65 سال بود. در سال 2025 به 73 سال می رسد. تا سال 2025 انتظار می رود که هیچ کشوری روی زمین امید به زندگی کمتر از 50 سال نداشته باشد. این قبلاً در تاریخ بشر هرگز اتفاق نیفتاده است. در سطح جهان ، جمعیت کودکان زیر 5 سال بین سالهای 1995-2025 سالانه فقط 0. 25 ٪ رشد می کنند ، در حالی که جمعیت بیش از 65 سال 2. 6 ٪ رشد خواهد کرد. میانگین تعداد نوزادان در هر زن از سن تحمل فرزند 5. 0 در سال 1955 بود که در سال 1995 به 2. 9 رسید. در سال 2025 به 2. 3 خواهد رسید. در حالی که تنها 3 کشور در سال 1955 کمتر از سطح جایگزینی جمعیت 2. 1 نوزاد بودند ، تا سال 2025 102 کشور از این دست وجود خواهد داشت. سازمان بهداشت جهانی تخمین زده است که نسبت افراد مسن که نیاز به حمایت از بزرگسالان کار دارندسن در سطح جهانی از 10. 5 ٪ در سال 1955 و 12. 3 ٪ در سال 1995 به 17. 2 ٪ در سال 2025 افزایش می یابد. در سال 1955 ، 12 نفر بیش از 65 سال برای هر 100 سال زیر 20 سال وجود داشتند. تا سال 1995 ، نسبت قدیمی/جوان 16/100 بود. تا سال 2025 31/100 خواهد بود. تا پایان قرن به وحدت نزدیک می شود. سرانجام - و سرانجام دور نیست - ما در جهان زندگی خواهیم کرد که از تعداد کمتری از جوانان خواسته می شود تعداد بیشتری از افراد قدیمی را پشتیبانی کنند. هیچ طرح پونزی نمی تواند از آن زنده بماند.
مراقبت های بهداشتی را در نظر بگیرید. کل هزینه های مراقبت های بهداشتی در ایالات متحده اکنون بیش از 1 تریلیون دلار ، 14 ٪ از تولید ناخالص داخلی است. از این تعداد ، سهم نامتناسب برای مراقبت از بیماران سالخورده اندکی قبل از مرگ آنها صرف می شود. بیشتر افراد سالخورده بخش عمده ای از مراقبت های پزشکی خود را که توسط Medicare ، یک برنامه پشتیبانی شده توسط دولت پرداخت می شود ، دارند. کارگران در سالهای اوج اشتغال خود را پرداخت می کنند و به عنوان بازنشستگان ، آنها با افزایش سن ، از آن پایین می آیند. با این حال ، 5 ٪ از گیرنده های مدیکر 65 سال و بالاتر که در هر سال می میرند حدود 30 ٪ از کل هزینه های برنامه Medicare را تشکیل می دهند. هفتاد و هفت درصد از کل هزینه های مراقبت های بهداشتی Medicare در سال گذشته زندگی آنها ، 52 درصد حیرت انگیز در 2 ماه گذشته و 40 ٪ در ماه گذشته رخ می دهد. ما اساساً ثروت خود را به عنوان جامعه ای برای مراقبت های بهداشتی برای افراد بسیار پیر و بسیار بیمار که در صورت اصلاً طول عمر فرد را بیش از 30 روز افزایش نمی دهد ، می گذرانیم.
البته ما می توانیم با تصمیمات دراکونی در مورد زندگی و مرگ ، این عدم تعادل هزینه را اداره کنیم ، اما این احتمالاً یک غیر شروع کننده سیاسی (و شاید اخلاقی) است (اگرچه اگر بخشی از مکالمه نباشد تعجب نکنیدما روش های دیگری برای کنترل هزینه ها پیدا نمی کنیم). و اگر ما یک جنگ جهانی حرارتی هسته ای یا طاعون در سطح سیاره داشته باشیم ، هرم جمعیت به طرز چشمگیری تغییر می کند ، اما احتمالاً ما خیلی خوش شانس نخواهیم بود. و علم در واقع ممکن است در راه بدتر شدن مشکل باشد.
تعدادی از برنامه های تحقیقاتی مبتنی بر ژنومیک وجود دارد ، برخی بر اساس ارگانیسم های مدل اما برخی دیگر که شامل پستانداران تا افراد است ، که هدف آنها افزایش طول عمر انسان است. در صورت موفقیت ، آنها با تضمین یک هرم کاملاً معکوس جمعیت ، ویران سریع و خاص قرارداد اجتماعی مانند پونزی را بین پیر و جوان هجی می کردند. من معتقدم که افزایش طول عمر انسان بی معنی است مگر اینکه کیفیت زندگی سالمندان نیز افزایش یابد. به طور خاص ، این بدان معنی است که ما باید سلامت پیرترین شهروندان خود را تا حد زیادی بهبود بخشیم ، مگر اینکه بخواهیم به زودی شاهد فروپاشی اقتصاد خود باشیم ، به زودی ، از بار مراقبت از آنها.
این یک نظم بلند خواهد بود ، زیرا سن یک عامل اصلی خطر برای تقریباً همه چیز بدی است که می تواند برای یک انسان اتفاق بیفتد. بروز بیماریهای عصبی مانند بیماری های آلزایمر و پارکینسون با افزایش سن بعد از 65 سال به صورت نمایی افزایش می یابد ، تا اینکه افراد بالای 80 سال تقریباً یک فرصت در دو رنج از یکی از آنها دارند. نیمی از مرگ و میر ناشی از سرطان در افراد بالای 75 سال رخ می دهد. بیشترین عامل خطر برای سرطان پروستات سن است: بیش از 75 ٪ از کل سرطانهای پروستات در مردان بالای 65 نفر تشخیص داده می شوند. بیش از 80 ٪ از مرگ و میر ناشی از بیماری گردش خون در افراد بالای 65 سال رخ می دهد. سکته مغزی ، سومین عامل اصلی مرگ در یونایتدایالات (پس از بیماری قلبی و همه اشکال سرطان) ، 30 برابر بیشتر در مردان بالای 90 سال نسبت به افراد 55-59 سالگی بیشتر است. هنگامی که باعث از بین رفتن تراکم استخوان ، آرتریت و سایر اختلالات مربوط به سن می شوید ، سخت نیست که با متن ترانه Rolling Stones از آهنگ یاور کوچک مادر موافقت کنید: "چه کششی است ، پیر می شود."
کنترل هزینه های مراقبت های بهداشتی و اطمینان از اینکه همه می توانند از مراقبت های اساسی برخوردار باشند ، هرچند ضروری است ، اما در دراز مدت کافی نخواهد بود - نه با آن بمب جمعیتی که در پس زمینه قرار می گیرد. تنها امید ما به عنوان یک گونه با تحقیقات زیست پزشکی نهفته است. و این تحقیقات باید پیشگیری شود ، نه فقط درمان ، زیرا درمان یک بیماری همیشه گران تر از آن است که از جلوگیری از آن استفاده شود. عجیب و غریب ، ما تمایل داریم که به راحتی از چشم انداز نسبتاً غیرممکن از اپیدمی مانند آنفولانزای مرغی نسبت به آنچه که بیشتر از این احتمال وجود دارد که بیشتر ما اگر به اندازه کافی طولانی زندگی کنیم ، طعمه های ویرانگر بیماری های مزمن را هشدار دهیم. در نتیجه ، ما پول بیشتری را برای برنامه ریزی و کنار گذاشتن سابق از آنچه که در برخورد با دومی انجام می دهیم سرمایه گذاری می کنیم. این طرز فکر باید تغییر کند.
خط جانشینی از چارلز پونزی تا برنارد مادوف چیزی بیش از یک وقایع جامد است. این میکروسکوپ روشی است که ما جامعه خود را سازمان داده ایم. هزاران سال منطقی بود که فرض کنیم همیشه جوانان بیشتری برای مراقبت از افراد مسن پرداخت می شوند. اما پونزی و مادوف شکست خوردند زیرا آنها فراموش کردند که هیچ هرمی برای همیشه دوام ندارد. ما بهتر این را به یاد داشتیم.
استراتژیهای اسکالپ...
ما را در سایت استراتژیهای اسکالپ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ناصر تقوایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
5 خرداد
1402 ساعت: 12:10