بازگشت به سرمایه گذاری در آموزش و پرورش

ساخت وبلاگ

هر ساله ، آموزش و پرورش با یک نگاه ، در جایی که کشورها در کنار سیستم های آموزشی خود و پیشرفت هایی که در جهت افزایش عملکرد آموزشی انجام داده اند ، قرار می دهد.

نسخه امسال در شرایطی صورت می گیرد که همه چشم ها بر پرداختن به بحران مالی و پیامدهای انسانی و اجتماعی آن متمرکز شده اند. این در حالی است که کشورها در تلاشند تا ظرفیت ابتکاری خود را تقویت کنند. و در زمانی که ما با مهمترین چالش جهانی زندگی خود روبرو هستیم: مبارزه با تغییرات آب و هوا.

آموزش بخشی از راه حل برای همه این چالش ها است. و این گزارش اهمیت سرمایه گذاری در سرمایه انسانی ، هم برای افراد و هم برای کل جامعه را تأیید می کند.

بگذارید قبل از ارسال کلمه به برنارد و اریک ، که تجزیه و تحلیل دقیق تری را در اختیار شما قرار می دهد ، خیلی کوتاه بازتاب ها و نتیجه گیری های جالب از این گزارش را با شما در میان بگذارم. اولین نتیجه این مطالعه ، پیوند بین آموزش و دستمزد است. مردان دارای مدرک به طور متوسط 186000 دلار بیشتر از زندگی کاری خود درآمد دارند. این "حق بیمه درجه" در کشورهایی مانند ایتالیا و ایالات متحده از 300000 دلار فراتر می رود.

البته ، شما باید این درآمد اضافی را در برابر هزینه آموزش به جامعه و افراد ، از جمله "هزینه فرصت" یا درآمد از دست رفته در هنگام تحصیل ، جبران کنید. اما حتی با در نظر گرفتن این موضوع ، بازده خالص عمومی از سرمایه گذاری در آموزش عالی به طور متوسط 52000 دلار برای مردان و 27000 دلار برای زنان است.

مشوق های مردم برای ماندن در آموزش و پرورش احتمالاً با توجه به محیط اقتصادی ، طی چند سال آینده افزایش می یابد. دلیل این امر این است که هزینه های فرصت برای آموزش به عنوان مشکلات افزایش اشتغال کاهش می یابد. درآمد از دست رفته هنگام تحصیل ، نه شهریه ، تمایل به بزرگترین مؤلفه هزینه برای دانشجویان دارد. همچنین فارغ التحصیلی و ورود به بازار کار در رکود اقتصادی دشوارتر است ، زیرا کارفرمایان شغل را قطع می کنند و فارغ التحصیلان جوان با کارگران با تجربه تر رقابت می کنند.

در حقیقت ، ما در اکثر کشورهای OECD ، پرش زیادی در بیکاری جوانان را تجربه کرده ایم. در برخی از کشورها ، کارگران جوان 3 یا 4 برابر بیشتر از میانگین نرخ بیکاری دارند. جوانانی که وارد نیروی کار می شوند ، حتی در صورت دستیابی به سطح تحصیلات بالاتری ، با پیدا کردن شغل با مشکلات فزاینده ای روبرو می شوند.

این ، همراه با بودجه های سخت ، به این معنی است که سرمایه گذاری های دولتی و خصوصی در آموزش و پرورش به طور فزاینده ای مورد بررسی قرار می گیرد. این اجتناب ناپذیر و سالم است. کشورهای OECD بیش از 6 ٪ از تولید ناخالص داخلی را در آموزش و پرورش هزینه می کنند. حدود هفتم از کل هزینه های عمومی به آموزش می رود. حفظ آن سطح هزینه ها نیاز به تظاهرات دارد که سیستم های آموزشی ارزش خوبی را برای پول فراهم می کنند. و این که بین هزینه و مزایای آموزش برای دولت و افراد تعادل خوبی وجود دارد.

این هزینه پایدار به این معنی است که حجم فعالیت های آموزشی با سرعت بی سابقه ای گسترش یافته است. به طور متوسط ، نرخ فارغ التحصیلی دانشگاه تقریباً از 20 ٪ در سال 1995 به 39 ٪ در سال 2007 دو برابر شده است. و از آنجا که سرعت تغییر در کشورها بسیار متفاوت بوده است ، ترکیب استخر استعداد جهانی نیز تغییر کرده است: در یک انتهای طیف، فنلاند عملکرد نسبی خود را از رتبه 10 در سال 1995 به رتبه 3 در سال 2007 بهبود بخشید. برعکس ، ایالات متحده از رتبه 2 در سال 1995 به رتبه 14 در سال 2007 کاهش یافت ، نه به این دلیل که تولید فارغ التحصیل آن کاهش یافته است ، بلکه به این دلیل که خیلی سریعتر افزایش یافته استبسیاری از کشورهای دیگر

برای مدت طولانی ، ما از خودمان می پرسیدیم که این مدت چه مدت می تواند ادامه یابد بدون اینکه منجر به "تورم" صلاحیت در بازار کار شود؟آیا روزی همه دکترا خواهند داشت و برای حداقل دستمزد کار می کنند؟خوب ، یکی از یافته های جالب این است که ، با وجود افزایش قابل توجه در سطح آموزشی ، بیشتر کشورها هنوز شاهد افزایش سود درآمدی برای فارغ التحصیلان دانشگاه هستند. این نشان می دهد که دانش هنوز یک مزیت مهم در بازارهای کار را منتقل می کند.

برعکس ، واجد شرایط کمتر چاه با رو به وخامت چشم انداز شغلی روبرو هستند. در سراسر کشورهای OECD ، 42 ٪ از افراد بدون صلاحیت ثانویه بالایی کار نمی کنند. جوانان با صلاحیت های کمتری که بیکار می شوند نیز بیشتر احتمال دارد که مدت طولانی را از کار خود بگذرانند: در بیشتر کشورها ، بیش از نیمی از افراد بیکار 25-34 ساله دارای بیکار کم بیکار هستند.

علاوه بر این ، اگر تقاضا برای آموزش و مدارک تحصیلی افزایش یابد ، با تضعیف چشم انداز بازار کار ، آسیب پذیری افراد مسن و غالباً دارای صلاحیت کمتر ، به عدم فعالیت مزمن طولانی مدت اقتصادی نیز ممکن است حادتر شود.

با یادگیری مادام العمر بیشتر از همیشه ، سیاست های عمومی باید بپرسد که چگونه سیستم های آموزش و آموزش به اندازه کافی نیازهای یادگیری بزرگسالان مسن را که به مهارت های جدید نیاز دارند ، برطرف می کند. داده های ما همچنین نشان می دهد که ، در حالی که فرصت هایی برای ادامه تحصیل و آموزش اغلب برای ایجاد نواقص در آموزش اولیه طراحی شده است ، واقعیت این است که مشارکت در بین افراد دارای صلاحیت اولیه قوی به طور قابل توجهی بالاتر از کمترین واجد شرایط است ، به گونه ای که اغلب این فرصت هابه کسانی که بیشتر به آنها احتیاج دارند نروید.

نکته آخر اینکه ، به همان اندازه که تأثیرات بازار کار در بحران است ، عواقب بالقوه اجتماعی ممکن است حتی طولانی تر باشد. برای اولین بار ، ما به دنبال نتایج اجتماعی آموزش و پرورش هستیم ، جایی که تمرکز بر سه جنبه که منعکس کننده سلامت و انسجام جوامع است: سلامت خود ارزیابی ، علاقه سیاسی و اعتماد بین فردی. داده ها نشان می دهد که همه این نتایج اجتماعی رابطه مثبت و نزدیکی با دستیابی به تحصیلات دارند. افرادی که تحصیلات متوسطه عالی را تکمیل می کنند ، نسبت به افرادی که این کار را نمی کنند ، از سلامتی خوبی برخوردار هستند. افزایش منافع سیاسی و این عقیده که بیشتر مردم سعی در عادلانه بودن دارند ، در تضاد بیشتر با دستیابی به سطح عالی آموزش است.

درس از همه اینها مشخص است. دولت ها با بیشتر همان آموزش و پرورش این چالش ها را برطرف نمی کنند ، اما سیستم های آموزشی باید در ارائه فرصت های آموزشی عادلانه تر کار بسیار بهتری انجام دهند.

البته ، آموزش با یک نگاه فقط مربوط به نتایج آموزش نیست. بنابراین نسخه امسال تصویری جامع تر از هزینه های آموزش و پرورش نسبت به گذشته ارائه می دهد. یک مورد که ما امسال سعی کرده ایم اضافه کنیم ، این است که فقط مقایسه کنیم که دولت ها برای آموزش چقدر هزینه می کنند ، بلکه همچنین چگونه می توانند تجارت بین آنها را به عنوان مثال ، هزینه های بهتر برای معلمان خود ، اندازه کلاس های کوچکتر ، روزهای طولانی تر در مدرسه ، وروزهای طولانی تر برای معلمان. به عنوان مثال ، کره برای جذب درخشان ترین در حرفه تدریس در حقوق بالا سرمایه گذاری می کند و به معلمان خود زمان کافی برای کارهای دیگر می دهد تا تدریس. این برای این با اندازه کلاس بسیار بزرگ پرداخت می کند. در مقابل ، فرانسه اولویت خود را در روزهای طولانی مدرسه قرار می دهد و در حقوق معلمان صرفه جویی می کند.

اینها موضوعات مهم سیاست است. و ما امیدواریم که ثروت اطلاعات ارائه شده توسط این گزارش به سیاست گذاران کمک کند تا انتخاب های صحیح را انجام دهند. آموزش و پرورش سرمایه گذاری در آینده جوامع ما است. ما باید آن را درست دریافت کنیم.

استراتژی‌های اسکالپ...
ما را در سایت استراتژی‌های اسکالپ دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ناصر تقوایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 5 خرداد 1402 ساعت: 17:16