بولتن - مارس 2016 اقتصاد جهانی اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا و نقش محافظت

ساخت وبلاگ

یک تئوری استاندارد که برای توضیح قیمت های آتی کالا استفاده می شود ، قیمت آتی را به قیمت نقطه مورد انتظار در بلوغ قرارداد آتی و حق بیمه خطر تجزیه می کند. در این مقاله به بررسی اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا می پردازیم. ما می دانیم که حق بیمه ریسک در سررسیدهای قرارداد آتی متفاوت است و اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا بین کالاها متفاوت است. علاوه بر این ، حق بیمه خطر در مورد نفت خام و روغن گرمایش از اواسط دهه 2000 کاهش یافته است ، مطابق با افزایش سرمایه گذاری مالی در این بازارهای آینده. این مقاله همچنین شواهدی را بیان می کند که نشان می دهد وجود حق بیمه ریسک کالا مربوط به فعالیت های محافظت از شرکت کنندگان در بازار است.

مقدمه < Span> بولتن - مارس 2016 اقتصاد جهانی اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا و نقش محافظت

یک تئوری استاندارد که برای توضیح قیمت های آتی کالا استفاده می شود ، قیمت آتی را به قیمت نقطه مورد انتظار در بلوغ قرارداد آتی و حق بیمه خطر تجزیه می کند. در این مقاله به بررسی اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا می پردازیم. ما می دانیم که حق بیمه ریسک در سررسیدهای قرارداد آتی متفاوت است و اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا بین کالاها متفاوت است. علاوه بر این ، حق بیمه خطر در مورد نفت خام و روغن گرمایش از اواسط دهه 2000 کاهش یافته است ، مطابق با افزایش سرمایه گذاری مالی در این بازارهای آینده. این مقاله همچنین شواهدی را بیان می کند که نشان می دهد وجود حق بیمه ریسک کالا مربوط به فعالیت های محافظت از شرکت کنندگان در بازار است.

مقدمه bulletin - مارس 2016 اقتصاد جهانی اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا و نقش محافظت

یک تئوری استاندارد که برای توضیح قیمت های آتی کالا استفاده می شود ، قیمت آتی را به قیمت نقطه مورد انتظار در بلوغ قرارداد آتی و حق بیمه خطر تجزیه می کند. در این مقاله به بررسی اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا می پردازیم. ما می دانیم که حق بیمه ریسک در سررسیدهای قرارداد آتی متفاوت است و اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا بین کالاها متفاوت است. علاوه بر این ، حق بیمه خطر در مورد نفت خام و روغن گرمایش از اواسط دهه 2000 کاهش یافته است ، مطابق با افزایش سرمایه گذاری مالی در این بازارهای آینده. این مقاله همچنین شواهدی را بیان می کند که نشان می دهد وجود حق بیمه ریسک کالا مربوط به فعالیت های محافظت از شرکت کنندگان در بازار است.

معرفی

یک تئوری مشترک که برای توضیح قیمت های معاملات آتی کالا استفاده می شود ، بیان می کند که قیمت آتی برابر با مبلغ قیمت نقطه مورد انتظار در بلوغ قرارداد آتی و حق بیمه خطر است.[1] توضیحات مربوط به وجود حق بیمه خطر به طور معمول بازارهای آینده را به عنوان مکانیسم انتقال ریسک بین شرکت کنندگان در بازار مشاهده می کند و بنابراین بر نقش پرچین تمرکز می کند. به عنوان مثال ، تولیدکنندگان کالا ممکن است بخواهند در یک موقعیت کوتاه قرار بگیرند ، که این توافق برای فروش کالا در یک تاریخ خاص در آینده با قیمتی است که هنگام ورود به قرارداد توافق شده است. این نوعی بیمه در برابر کاهش قیمت نقطه است. مصرف کنندگان کالا ممکن است بخواهند در برابر افزایش قیمت نقطه ، به موقعیت طولانی وارد شوند و از این طریق موافقت می کنند که در تاریخ آینده کالایی را خریداری کنند. اگر فعالیت محافظت از تولیدکنندگان برای کالای خاص بیشتر از مصرف کنندگان باشد ، تعداد زیادی از شرکت کنندگان در بازار تجاری که به دنبال ورود به یک موقعیت کوتاه هستند (یک موقعیت خالص محافظت کوتاه) وجود خواهد داشت. در این حالت ، نظریه فشار خالص Hedging حاکی از آن است که قیمت آتی زیر قیمت مورد انتظار آینده تعیین می شود تا دلالان را القا کند - که در معرض قرار گرفتن در معرض تجاری آنها برای محافظت از آنها نیستند - برای تعادل بازار با استفاده از موقعیت طولانی مخالف (Cootner 1960). در مقابل ، اگر فعالیت محافظت از مصرف کنندگان برای یک کالای خاص از تولید کنندگان بالاتر باشد ، یک موقعیت خالص طولانی برای محافظت وجود خواهد داشت. در این مثال ، قیمت آتی بالاتر از قیمت پیش بینی شده در آینده تعیین می شود ، بنابراین دلالان برای گرفتن موقعیت کوتاه در کالا جبران می شوند (از طریق بازده مورد انتظار مثبت).

بنابراین ، "حق بیمه ریسک کالا" می تواند به عنوان بازدهی تعریف شود که دلالان انتظار دارند به دلیل جبران قرار گرفتن در معرض طبیعی طرف دیگر در برابر نوسانات قیمت کالاها از طریق خرید یا فروش یک قرارداد آتی کالاها ، جبران کنند. به عنوان مثال ، فرض کنید قیمت لکه نفت امروز 50 دلار در هر بشکه است و بازار انتظار دارد که قیمت نقطه در مدت زمان یک سال 60 دلار باشد. اگر قیمت آتی برابر با 57 دلار باشد ، آنگاه دلالان حق بیمه ریسک انتظار دارند که برای متعادل کردن بازار دریافت کنند و فرض کنید ریسک قیمت نقطه آینده 3 دلار است. افزایش سرمایه گذاری شاخص کالا (جایی که سرمایه گذاران به دنبال قرار گرفتن در معرض قیمت کالاها از طریق ابزارهای مرتبط با شاخص های کالاهای گسترده) هستند زیرا اواسط دهه 2000 نشان دهنده تلاش سرمایه گذاران برای به دست آوردن این حق بیمه ریسک ، و همچنین حدس و گمان در مورد حرکات قیمت و متنوع سازی در دارایی های مختلف است. کلاس ها.

تحقیقات قبلی در مورد تأثیر افزایش معاملات معاملات آتی کالا توسط سرمایه گذاران مالی به طور معمول بر تأثیر سطح قیمت کالاها و نوسانات متمرکز شده است (به عنوان مثال ، دوایر ، گاردنر و ویلیامز (2011) را ببینید. مقالات کمتری تحقیق کرده اند که چگونه سرمایه گذاری مالی ممکن است بر حق بیمه ریسک کالا تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، اگر افزایش سرمایه گذاری مالی در کالاها "حق بیمه ریسک" را به رقابت بپردازد ، به طور متوسط قیمت آتی ، به طور متوسط ، با دقت بیشتری قیمت مورد انتظار آینده را منعکس می کند. با این حال ، حتی اگر اینگونه باشد ، این لزوماً دلالت بر افزایش سرمایه گذاری مالی در کالاها ندارد ، تأثیر تحریف بر قیمت های نقطه کالا داشته است. درعوض ، این نشان می دهد که تغییر در رابطه بین قیمت های آینده کالا و قیمت مورد انتظار در آینده وجود داشته است.

علاوه بر این ، مطالعاتی که در مورد وجود و عوامل تعیین کننده حق بیمه ریسک کالا بررسی شده است ، به طور معمول بر حق بیمه ریسک متمرکز شده اند که در قراردادهای آتی کالاهای نسبتاً کوتاه مدت به موقعیت ها می پردازند. مقالات معدودی حق بیمه ریسک را مورد بررسی قرار داده اند که در قراردادهای آتی طولانی مدت به سمت موقعیت ها می پردازند ، و/یا حق بیمه خطر را برای قراردادهای آتی در همان کالا اما با سررسیدهای مختلف (اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا) مقایسه کرده اند. بعید است که حق بیمه خطر در امتداد منحنی آتی ثابت باشد. به عنوان مثال ، اگر دلالان برای جبران عدم اطمینان قیمت در یک بازه زمانی طولانی تر به یک حق بیمه حق بیمه نیاز داشته باشند ، ممکن است حق بیمه ریسک کالا برای قراردادهای آتی با بلوغ طولانی تر بزرگتر باشد (از نظر مطلق). علاوه بر این ، اطلاعات اضافی که با بررسی حق بیمه ریسک در قراردادهای آتی با بلوغ طولانی تر ارائه می شود ، ممکن است منجر به استنباط دقیق تر در مورد تعیین کننده های حق بیمه خطر کالا شود.

در نظر گرفتن این موضوعات ، این مقاله به بررسی اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا برای نمونه گسترده ای از کالاها می پردازد و در نظر می گیرد که چگونه اصطلاح ساختار با گذشت زمان در کنار افزایش سرمایه گذاری مالی در کالاها از اواسط دهه 2000 تغییر کرده است. همچنین در مورد نظریه فشار خالص فشار خون به عنوان یک تعیین کننده احتمالی حق بیمه خطر کالا ، قبل از حرکت به معاینه اقتصاد سنجی رابطه بین اندازه گیری فشار خالص و حق بیمه خطر کالا برای سه زیرمجموعه کالا: انرژی ، کشاورزی و فلزات بحث می شود. به طور خاص ، این مقاله بررسی می کند که آیا با در نظر گرفتن اصطلاح ساختار حق بیمه ریسک کالا می تواند اطلاعات اضافی در مورد نقش فشار خالص محافظت از خالص به عنوان تعیین کننده حق بیمه ریسک کالا ارائه دهد.

حق بیمه خطر کالا برای کالاهای فردی

همانطور که در بالا مورد بحث قرار گرفت ، حق بیمه ریسک کالا را می توان به عنوان تفاوت بین قیمت نقطه مورد انتظار در برخی از تاریخ های خاص آینده و قیمت آتی یک قرارداد در همان تاریخ تعریف کرد. در حالت ایده آل ، حق بیمه ریسک کالا با استفاده از اطلاعات مربوط به انتظارات شرکت کنندگان در بازار از قیمت یک کالای خاص در یک تاریخ خاص در آینده ، اندازه گیری می شود. با این حال ، یک سری زمانی از انتظارات قیمت در یک سری افق های پیش بینی و برای طیف گسترده ای از کالاها به راحتی در دسترس نیست. یک گزینه جایگزین متداول برای اندازه گیری حق بیمه خطر سابق با محاسبه میانگین بازده بیش از حد آتی سالانه ، جایی که بازده اضافی بازده از خرید یک قرارداد آتی و حل و فصل آن قرارداد در زمان انقضا است. این محاسبه قبلی باید با یک نمونه طولانی با فرض انتظارات بی طرفانه ، به طور متوسط حق بیمه ریسک کالاهای قبلی را برابر کند (برای جزئیات بیشتر به پیوست A مراجعه کنید). شناسایی تجربی حق بیمه ریسک کالاهای غیر صفر برای کالاهای فردی تا حدودی بی نتیجه بوده است. این به طور بالقوه به دلیل نوسانات قیمت کالای نسبتاً بالا نسبت به بازده متوسط است که منجر به مشکلات آماری در شناسایی حق بیمه خطر می شود. فقدان داده های بلند مدت قابل اعتماد یکی دیگر از مشکلات بالقوه است (روونهاورست و تانگ 2012). با این حال ، تعدادی از مطالعات در هنگام تجزیه و تحلیل بازده شاخص های کالا ، شواهدی از حق بیمه خطر مثبت پیدا کرده اند ، زیرا نوسانات بازده کالاهای فردی در هنگام گنجاندن در یک شاخص متنوع است. به عنوان مثال ، Gorton و Rouwenhorst (2006) شواهدی از حق بیمه خطر آتی کالا را پیدا می کنند که از نظر اندازه مشابه با حق بیمه تاریخی سهام است.[2] به ویژه ، شناسایی تجربی حق بیمه ریسک کالا در مورد کالاهای شخصی و شاخص های کالا به طور معمول بر حق بیمه ای که در قراردادهای آینده نسبتاً کوتاه مدت به سمت موقعیت ها می پردازند ، متمرکز شده است. برای بررسی حق بیمه ریسک کالا برای کالاهای فردی ، ما نمونه ای از 26 کالا را در طیف وسیعی از بلوغ قرارداد آتی از سال 1986 تا 2014 (در صورت موجود بودن) تجزیه و تحلیل می کنیم.[3] مطابق با اکثر مطالعات قبلی ، ما همچنین می یابیم که حق بیمه خطر کالاهای غیر صفر در قراردادهای کوتاه مدت (به عنوان مثال بلوغ یک تا سه ماه) برای شناسایی آماری دشوار است (جدول 1). جدول 1: میانگین بازده اضافی سالانه برای کالاهای منتخب (A) با بلوغ ، درصد درصد 1 ماه 3 ماه 6 ماه 9 ماهه 12 ماه کشاورزی قهوه 13. 4 . 4 . 3 6. 6 7. 7 −7. 2* ذرت 5. 4 . 4. 2 8. 8 . 5 . 5 5. 5 پنبه 6. 4 . 4 . 4 3.8 9. 9 3.4 3.6 3.7 −1. 6 1. 1. 1 گرگهای لاغر . 5. 5 گاو زنده 13. 0 *** 7. 2 *** 5. 5 *** 4. 6 *** 13. 4 الوار 1.4 −11. 0 4.0 4.3 2.3 2.8 3.7 7. 5 9.6 1.5 −7. 2* . 4 . 7 شیر آب پرتقال 22. 0 6.2 4.2 . 9. 9 7. 7 سویا 11. 0* 4. 8* 4. 0* کنجاله سویا 13. 1 ** 11. 2 *** 6.5 9. 4 *** 5. 5 7. 7 *** گندم (CBOT) . 6 . 6 8.8 6.0 2.5 2.3 2.5 9. 9 22. 7 5.7 6.7 7.4 5. 5 گندم (MGEX) انرژی 9.0 6.8 7.0 نفت خام نفت خام 8. 4 ** روغن گرمانی 7. 5* 7. 5* گاز طبیعی 5. 5 −14. 6 39. 3 6.7 5.9 5.3 6.2 −6. 8 9. 9 2.8 6.5 فلزات فلز مس 5.0 6. 9* پالادیم 6.5 5.1 2.7 9. 2*

9. 3 **

پلاتین

15. 5

0. 3. 3

(الف) *، ** ، و *** نشان می دهد که بازده به ترتیب با صفر در سطح 10 ، 5 و 1 درصد متفاوت است. دوره نمونه 1986-2014 ؛خطاهای استاندارد به همبستگی سریال و ناهمگونی قوی هستند. CBOT بیانگر هیئت تجارت شیکاگو است. MGEX بیانگر تبادل دانه مینیاپولیس است

منابع: محاسبات نویسندگان ؛داده های اوج

با این حال ، در تعدادی از موارد ما می توانیم حق بیمه ریسک اقتصادی و آماری را در قراردادهای آتی با تاریخ طولانی تر (به عنوان مثال بلوغ نه تا دوازده ماه) شناسایی کنیم. علاوه بر این ، نمودار 1 نشان می دهد که برای یک کالای معین ، حق بیمه خطر به طور معمول در بین قراردادهای آتی با سررسیدهای مختلف ثابت نیست و شکل "منحنی حق بیمه خطر" به طور قابل توجهی در بین کالاها متفاوت است.

حق بیمه ریسک مثبت کالا را می توان به عنوان میانگین بازدهی که یک دلال با ورود به یک موقعیت طولانی در یک قرارداد آینده کالای خاص و نگه داشتن قرارداد برای انقضا دریافت می کند ، تعبیر کرد. به عنوان مثال ، استراتژی که شامل خرید یک قرارداد آتی نفت خام با 12 ماه تا زمان انقضا و سپس حل و فصل آن قرارداد با انقضا است ، به طور متوسط بیش از نمونه ما ، بازده سالانه 8. 4 درصد دریافت کرده است. از طرف دیگر ، تحت نظریه فشار خالص Hedging (در مورد جزئیات بیشتر در زیر مورد بحث قرار می گیرد) ، می توان آن را به عنوان مبلغی که قیمت معاملات آتی به قیمت نقطه آینده مورد انتظار تخفیف می یابد ، مشاهده کرد ، که تولید کنندگان به عنوان نوعی بیمه برای القاء دلالان به تعادل می پردازند. بازار. در مقابل ، حق بیمه خطر منفی کالا هنگامی اتفاق می افتد که مصرف کنندگان مجبور به ایجاد انگیزه ای برای القاء دلالان برای ورود به یک موقعیت کوتاه شوند و مقدار مطلق حق بیمه ریسک نشان دهنده بازدهی است که نشان دهنده (کوتاه) دریافت می کند. بنابراین یک حق بیمه ریسک مطلق بزرگتر می تواند این واقعیت را نشان دهد که تقاضای محافظت خالص بیشتر برای یک کالای خاص یا در بلوغ خاص وجود دارد ، و شیب "منحنی حق بیمه ریسک کالا" می تواند اطلاعاتی در مورد چگونگی تفاوت تقاضای محافظت خالص در بلوغ های مختلف ارائه دهد.

ما همچنین مشاهده می کنیم که شکل "منحنی های حق بیمه خطر کالا" به مرور زمان برای برخی از کالاها متفاوت است. در نتیجه ، ما در زیر بررسی می کنیم که آیا تغییر در ساختار بازار مرتبط با افزایش سرمایه گذاری مالی در معاملات آینده کالاها بر حق بیمه ریسک تأثیر گذاشته است.

تأثیر سرمایه گذاری مالی بر حق بیمه ریسک کالا

افزایش سرمایه گذاری در شاخص کالا از اواسط دهه 2000، یکی از اجزای کلیدی در مالی شدن بازارهای کالا، ممکن است منجر به کاهش حق بیمه های ریسک مطلق شود زیرا سرمایه گذاران در رقابت با حق بیمه های ریسک "رقابت می کنند".[4] یکی از جنبه های کلیدی زیربنای نظریه فشار پوششی خالص این است که درجاتی از تقسیم بندی بازار آتی کالا از سایر بازارهای مالی باعث محدود کردن تعداد سرمایه گذاران در بازارهای کالا می شود و از رقابت با ریسک جلوگیری می کند (Cheng and Xiong 2014).). اگر این تقسیم بندی کاهش یابد، ممکن است سرمایه گذاران بیشتری وارد بازار شوند تا حق بیمه های ریسک را به دست آورند، که باید باعث شود که حق بیمه به سمت صفر حرکت کند. تا جایی که مالی شدن بازارهای کالا نشان دهنده کاهش در بخش بندی بازار است، این نشان می دهد که مالی شدن ممکن است با حق بیمه های ریسک مطلق کمتری همراه باشد. علاوه بر این، از آنجایی که بخش عمده ای از افزایش گردش مالی در بازارهای آتی مرتبط با سرمایه گذاری صندوق های شاخص از طریق موقعیت های بلند در قراردادهای آتی کوتاه مدت بوده است، همچنین می توان انتظار داشت که حق بیمه ریسک در قراردادهای آتی کوتاه مدت بیش از مدت طولانی کاهش یافته باشد. قراردادهای سررسید در طول زمان

برای بررسی اینکه چگونه مالی سازی ممکن است بر ساختار اصطلاحی حق بیمه های ریسک کالا تأثیر گذاشته باشد، نمونه ما به دو دوره زمانی - 1986-2003 و 2004-2004 - تقسیم می شود تا دوره های «قبل از مالی سازی» و «مالی سازی» تعریف شود.[5] استفاده از سال 2004 به عنوان نقطه شکست در ادبیات رایج است و همزمان با آغاز افزایش بزرگ در حجم معاملات آتی کالا است. همچنین، برای انعکاس اینکه چگونه درجه مالی سازی بین کالاها متفاوت است، نمونه خود را بیشتر به کالاهای «در شاخص» تقسیم کردیم که در شاخص کالای بلومبرگ (BCOM) و S& P GSCI و کالاهای «خارج از شاخص» گنجانده شده اند. برای کسانی که در هیچ یک از این شاخص ها قرار نمی گیرند.[6]

  • همانطور که انتظار می رفت، متوجه شدیم که برای کالاهای «خارج از شاخص»، تقسیم نمونه ما به دو دوره زمانی، نتایج ما را برای شناسایی ریسک های غیرصفر کالا از نظر آماری معنی دار در سررسیدهای یک تا دوازده ماهه تغییر نمی دهد. با این حال، برای کالاهای «روی شاخص»، ما دو مورد - نفت خام و نفت گرمایش - را شناسایی می کنیم که در آن حق بیمه های ریسک مثبت معنی دار آماری در اکثر سررسیدها در دوره «قبل از تأمین مالی» پیدا می کنیم، اما نمی توانیم احتمال صفر را رد کنیم. حق بیمه ریسک در دوره زمانی «مالی سازی». علاوه بر این، ما همچنین دریافتیم که حق بیمه ریسک به میزان بیشتری در قراردادهای کوتاه مدت کاهش یافته است (نمودار 2 و نمودار 3). نفت خام و نفت گرمایش هر دو کالاهایی هستند که به شدت مالیه شده اند. نتایج برای این کالاها با افزایش سرمایه گذاری شاخص کالا که تا حدی حق بیمه های ریسک را کاهش می دهد، مطابقت دارد و همچنین این اثر عموماً در انتهای کوتاه منحنی آتی بارزتر است.[7]
  • نقش فشار پوشش خالص

تئوری خالص فشار پوششی نشان می دهد که خالص فعالیت پوشش دهی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان - «فشار پوششی خالص» (NHP) - تعیین می کند که آیا باید انگیزه ای برای ترغیب سفته بازان برای ایجاد تعادل در بازار از طریق جبران طولانی یا کوتاه مدت پرداخت شود. موقعیت در قراردادهای آتی (Cootner 1960). اگر حجم مصون سازی تولیدکننده بر حجم مصون سازی مصرف کننده بیشتر باشد، یک موقعیت پوشش کوتاه خالص وجود خواهد داشت و بنابراین سفته بازان باید فریفته شوند تا برای متعادل کردن بازار تلاش کنند. برای دستیابی به این هدف، قیمت قرارداد آتی کمتر از قیمت لحظه ای مورد انتظار آینده تعیین می شود، به طوری که یک بازده مثبت مورد انتظار برای گرفتن موقعیت خرید در قرارداد وجود دارد - یک حق بیمه ریسک کالا مثبت. برعکس، اگر حجم مصون سازی مصرف کننده بیشتر از تولیدکنندگان باشد (موقعیت پوشش بلند مدت خالص)، این یک حق بیمه منفی ریسک کالا را به همراه خواهد داشت. بنابراین نظریه NHP یک رابطه منفی بین NHP و حق بیمه ریسک کالا را پیش بینی می کند.

تعدادی از عوامل می توانند بر تقاضای تولیدکنندگان و مصرف کنندگان برای پوشش ریسک در هر زمان معین و در نتیجه میزان NHP و اندازه حق بیمه ریسک کالا تأثیر بگذارند، به عنوان مثال:

موجودی ها: انتظار می رود سطح موجودی های فعلی و مورد انتظار با حق بیمه خطر رابطه مثبت داشته باشد. با نگه داشتن همه موارد دیگر ، انتظارات از سطح موجودی بالا در آینده (که اطمینان بیشتری در مورد دسترسی به کالاها ارائه می دهد) باید انگیزه مصرف کنندگان را برای محافظت از آن کاهش دهد ، در حالی که تولید کنندگان ممکن است انگیزه بیشتری برای فروش به جلو داشته باشند.

نوسانات قیمت: نوسانات قیمت بالاتر و/یا پیش بینی شده ممکن است منجر به تقاضای بیشتر از پرچین ها شود ، و به دلالان که خواستار جبران خسارت بیشتری برای تحمل ریسک مرتبط با افزایش عدم اطمینان در مورد قیمت های نقطه آینده هستند. بنابراین ، سطح بالاتری از نوسانات قیمت فعلی و مورد انتظار ممکن است منجر به حق بیمه ریسک مطلق شود.

  1. حمایت تجربی از رابطه بین اندازه گیری NHP و حق بیمه خطر کالا مخلوط شده است که می تواند تعدادی از عوامل را منعکس کند. یک توضیح این است که این تئوری بیش از حد ساده شده است و عوامل دیگری مانند ظرفیت ریسک پذیری دلالان (که به عنوان واسطه برای پرچین در بازارهای کالا عمل می کنند) بر رابطه بین حق بیمه NHP و خطر کالا تأثیر می گذارد (Etula 2010). یکی دیگر از توضیحات بالقوه این است که ممکن است با داده هایی که برای ساخت متغیرهای NHP استفاده می شود (در ادامه در زیر بحث شود) مواردی وجود داشته باشد. به طور خاص ، داده های موقعیت تجاری کمیسیون معاملات معاملات آتی (CFTC) ، که اغلب در ادبیات مورد استفاده قرار می گیرد ، شامل مواضع نمایندگی های مبادله است که به عنوان واسطه در بازارهای کالا عمل می کنند. در حالی که فروشندگان مبادله اغلب به عنوان واسطه برای تولید کنندگان و مصرف کنندگان عمل می کنند ، به این معنی که مواضع آنها منعکس کننده مواضع پرچین ها است ، آنها همچنین می توانند به عنوان واسطه ای برای دلالان عمل کنند. بنابراین ، متغیر NHP حاصل از داده های موقعیت یابی تجاری CFTC ممکن است تا حدی نیز موقعیت یابی دلالان را منعکس کند.
  2. توضیح سوم ، که تا به امروز در ادبیات مورد بررسی قرار نگرفته است ، این است که رابطه بین حق بیمه NHP و Risp Risk می تواند در هنگام بررسی حق بیمه برای قراردادهای پرفشاری طولانی تر ، قوی تر باشد ، اگر تولید کنندگان و/یا مصرف کنندگان ترجیح دهند از افق های طولانی تر محافظت کنندبشر[8] به عنوان مثال ، اگر تولیدکنندگان یک کالای خاص ترجیح خوبی برای محافظت از قرار گرفتن در معرض انتظار قیمت خود در زمان 12 ماه داشته باشند ، به دلیل ماهیت برنامه تولید آنها ، NHP کوتاه بزرگتر ممکن است با یک خطر مثبت بیشتر همراه باشدحق بیمه در مورد قراردادهای آتی با بلوغ 12 ماهه ، اما لزوماً برای یک قرارداد آتی با بلوغ یک ماهه نیست. این همچنین نشان می دهد که ، برای یک کالای خاص ، حق بیمه خطر می تواند برای قراردادهای آتی از سررسیدهای مختلف بسته به ترجیحات تولید کننده و مصرفی مصرف کننده کاملاً متفاوت باشد.

تجزیه و تحلیل رگرسیون پانل

برخی از مشاهدات ذکر شده در بالا ، پتانسیل فعالیت حفاظت را برای توضیح تنوع در اصطلاح ساختار حق بیمه خطر کالا نشان می دهد. با توجه به این ، تجزیه و تحلیل زیر با هدف بررسی دو سؤال که به دانش ما قبلاً مورد بررسی قرار نگرفته اند ، بررسی شده است:آیا در صورتی که حق بیمه در قراردادهای طولانی تر در تجزیه و تحلیل درج شده باشد ، شواهدی از رابطه منفی آماری معنی داری بین NHP و حق بیمه خطر کالا وجود دارد؟آیا شواهد آماری قوی تری در مورد رابطه منفی بین NHP و حق بیمه خطر کالا در قراردادهای آتی طولانی تر از قراردادهای آتی کوتاه تر وجود دارد؟cmما از رگرسیون پانل برای بررسی رابطه بین اندازه گیری NHP و حق بیمه خطر کالا برای قراردادهای آتی کالا با بلوغ های مختلف استفاده می کنیم. این مقطع از حدود 500 قرارداد مختلف تشکیل شده است که هر یک از آنها یک قرارداد کالایی با بلوغ خاص (به عنوان مثال روغن با بلوغ یک ماهه ، روغن با بلوغ دو ماه) است. به طور خاص ، ما تخمین می زنیم:tجایی که بازگشت

CMTc,tآیا بازده بیش از حد سالانه کالا C ، با بلوغ قرارداد m ، در زمان t وارد می شود. γ

اثرات ثابت قرارداد هستند که عوامل متغیر زمان حذف شده را به خود اختصاص می دهند ، مانند اینکه آیا کالا قابل ذخیره است. θ

اثرات ثابت زمان هستند که باید به ضبط عوامل حذف شده مانند چرخه رشد جهانی کمک کنند.[9]

ضریب اصلی علاقه β است ، ضریب متغیر مستقل NHP

بشراین متغیر با استفاده از داده های CFTC در موقعیت های تجاری در قراردادهای آتی ساخته شده است. از نظر عجیب ، آن را به عنوان موقعیت های تجاری خالص ، که توسط موقعیت های تجاری ناخالص اندازه گیری می شود ، اندازه گیری می شود ، یا:

متغیر NHP کالای خاص است ، اما خاص قرارداد نیست. یعنی در حالی که متغیر NHP در زمان T بین روغن و مس متفاوت است ، بین قرارداد آتی نفت با بلوغ یک ماهه و یک قرارداد آتی نفت با بلوغ دو ماهه تفاوت ندارد. این ایده آل نیست ، زیرا گفته می شود NHP برای بلوغ خاص تعیین کننده واقعی حق بیمه خطر در آن قرارداد آینده کالا است. استفاده از داده های NHP جمع شده می تواند اختلافات در NHP را در سررسید های مختلف ماسک کند ، همانطور که برای برخی ، اگر نه همه ، کالاها بعید به نظر می رسد که NHP تقریباً در تمام بلوغ ها برابر باشد. به عنوان مثال ، اگر تولیدکنندگان و مصرف کنندگان ترجیحات محافظت خاصی را در سررسید های مختلف داشته باشند یا اگر در داده های موقعیت فصلی وجود داشته باشد ، این امر می تواند شناسایی یک رابطه آماری معنی دار بین NHP و حق بیمه خطر را سخت تر کند. با این حال ، متأسفانه داده های مربوط به موقعیت های تجاری بر اساس بلوغ در دسترس نیست.

پلاتین

اگر ضریب β مجاز باشد برای زیر مجموعه های مختلف کالایی متفاوت باشد ، نتایج مشابه هستند. اگر فقط قرارداد آتی نزدیک به بلوغ گنجانده شود ، هیچ مدرکی مبنی بر رابطه آماری معنی دار وجود ندارد. با این حال ، هنگامی که قراردادهای آتی طولانی تر درج شده است ، شواهدی از رابطه منفی آماری معنی داری بین NHP و حق بیمه خطر برای زیرمجموعه های انرژی و کشاورزی وجود دارد ، اگرچه برای زیرمجموعه فلزات نیست.

متغیر NHP کالای خاص است ، اما خاص قرارداد نیست. یعنی در حالی که متغیر NHP در زمان T بین روغن و مس متفاوت است ، بین قرارداد آتی نفت با بلوغ یک ماهه و یک قرارداد آتی نفت با بلوغ دو ماهه تفاوت ندارد. این ایده آل نیست ، زیرا گفته می شود NHP برای بلوغ خاص تعیین کننده واقعی حق بیمه خطر در آن قرارداد آینده کالا است. استفاده از داده های NHP جمع شده می تواند اختلافات در NHP را در سررسید های مختلف ماسک کند ، همانطور که برای برخی ، اگر نه همه ، کالاها بعید به نظر می رسد که NHP تقریباً در تمام بلوغ ها برابر باشد. به عنوان مثال ، اگر تولیدکنندگان و مصرف کنندگان ترجیحات محافظت خاصی را در سررسید های مختلف داشته باشند یا اگر در داده های موقعیت فصلی وجود داشته باشد ، این امر می تواند شناسایی یک رابطه آماری معنی دار بین NHP و حق بیمه خطر را سخت تر کند. با این حال ، متأسفانه داده های مربوط به موقعیت های تجاری بر اساس بلوغ در دسترس نیست.

پلاتین

منابع: محاسبات نویسندگان ؛داده های اوج

برای برآورد دقیق آیا رابطه قوی تری بین NHP و حق بیمه خطر کالا در سررسید خاص وجود دارد ، ما به متغیر NHP نیاز داریم تا با بلوغ متفاوت باشد. همانطور که قبلاً نیز اشاره شد ، با این حال ، داده های NHP با بلوغ در دسترس نیستند. در عوض ، ما می توانیم با اجازه دادن به β در سررسید ، چیزی را در مورد رابطه در سراسر منحنی استنباط کنیم. به طور کلی ، نتایج حاکی از آن است که رابطه بین NHP و حق بیمه خطر منفی است (همانطور که تئوری نشان می دهد) و از بزرگی مشابهی در سطل های بلوغ مختلف برای کالاهای موجود در انرژی و زیرزمین های کشاورزی ، اگرچه ضرایب فقط در آینده های طولانی تر از نظر آماری معنی دار هستندقراردادها (جدول 3).[12] در مقابل ، رابطه برای زیرمجموعه فلزات بین NHP و حق بیمه خطر فقط در انتهای کوتاه منحنی آتی منفی (و از نظر آماری معنی دار) است.

(الف) *، ** و *** به ترتیب در سطح 10 ، 5 و 1 درصد اهمیت را نشان می دهد. خطاهای استاندارد در پرانتز نشان داده شده است

منابع: محاسبات نویسندگان ؛داده های اوج

نتیجهدر این مقاله شواهدی پیدا شده است که نشان می دهد حق بیمه ریسک کالا در سررسید قرارداد آتی ثابت نیست ، و شکل "منحنی حق بیمه خطر کالا" در بین کالاها و با گذشت زمان متفاوت است. داده ها حاکی از آن است که حق بیمه خطر در روغن خام و روغن گرمایش ، به ویژه در قراردادهای کوتاه مدت ، با گذشت زمان مطابق با افزایش سرمایه گذاری مالی در کالاهایی که فشار رو به پایین بر حق بیمه خطر دارند ، کاهش یافته است. یکی از توضیحات مربوط به وجود حق بیمه ریسک کالا ، روند انتقال ریسک قیمت در بین شرکت کنندگان در بازار از طریق پرچین است. مطابق با این ، شواهد کاملاً محکمی در مورد رابطه بین اندازه گیری فشار محافظت خالص و حق بیمه خطر کالا وجود دارد ، همانطور که توسط تئوری فشار خالص محافظت از آن پیشنهاد شده است ، هنگامی که ما بازده قراردادهای آینده طولانی تر را شامل می شویم. علاوه بر این ، نتایج حاکی از آن است که شواهدی از رابطه بین فشار محافظت خالص و حق بیمه خطر برای کالاها در زیر بخش های انرژی و کشاورزی وجود دارد ، اما در زیر فلزات نیست.پیوست اولc,t در این مقاله حق بیمه خطر کالا با استفاده از میانگین بازده اضافی سالانه در یک دوره زمانی محاسبه شد. بازده بیش از حد تحقق یافته (به طور مداوم مرکب) برای هر قرارداد حق بیمه خطر به علاوه هرگونه انحراف غیر منتظره از قیمت نقطه مشاهده شده در انقضا از قیمت مورد انتظار آینده (مانند تاریخ ورود قرارداد) خواهد بود:جایی که ftC ، M ، T

قیمت آتی کالاهای C ، در زمان t ، برای افق بلوغ m است. حرف

+ م

قیمت نقطه ای برای کالاهای C در تاریخ بلوغ t + m است. و e

انتظارات را در زمان t نشان می دهد.

با فرض اینکه انتظارات سرمایه گذاران بی طرفانه هستند ، میانگین انحراف غیر منتظره از قیمت نقطه - - بیش از نمونه باید صفر باشد. بنابراین ، به طور متوسط ، بازده اضافی باید برابر با حق بیمه خطر باشد. این روش با روش مورد استفاده در گورتون و روونهاورست (2006) سازگار است ، که به آنها توجه می کند با تعریف گریزی خطر در ادبیات مالی سازگار است.

برای محاسبه بازده اضافی ، یک پایگاه داده از قراردادهای آتی WASR ساخته شده برای 26 کالا.[13] از این قراردادها برای ساختن یک سری از منحنی های آتی کالا استفاده شد. به طور خاص ، یک منحنی آتی برای هر کالا ، هر ماه ، با تاریخ مبتنی بر تاریخ انقضا قراردادهای آتی ساخته می شد. قیمت قراردادهای منقضی شده قیمت نقطه در نظر گرفته می شد ، در حالی که قیمت قرارداد در زمان یک ماه بالغ می شد ، قیمت بلوغ یک ماهه و غیره در نظر گرفته می شد. از این منحنی های آتی می توان برای بررسی بازگشت قرارداد آتی (با بلوغ خاص) به بلوغ ، بازده اضافی و بنابراین حق بیمه خطر سابق (میانگین این بازده ها) استفاده کرد.

توجه به این نکته حائز اهمیت است که منحنی های آتی با قیمت آتی در هر بلوغ برای اکثر کالاها در دسترس نبود ، زیرا بیشتر کالاها در هر ماه تقویم قراردادهایی ندارند. به عنوان مثال ، جدول A1 را در زیر در نظر بگیرید ، که کالایی را نشان می دهد که قراردادهای آتی هر ماه دوم منقضی می شود. در زمان t ، ما بازده برای سررسید 2 ، 4 ، 6 ، 8 و غیره را محاسبه می کنیم. برای هر ماه که مشاهده در دسترس است. سپس میانگین حسابی از بازده ها را در سررسید می گیریم. علاوه بر این ، در دسترس بودن (و/یا نقدینگی) قراردادهای آتی در نمونه ما و 24 ماه در بین کالاها متفاوت است ، بنابراین منحنی های آتی نمی توانند برای همان مشخصات بلوغ در تمام کالاها ساخته شوند.

(الف) Y نشان دهنده مشاهده است. تعداد کامل ماهها را نشان می دهد

پانویسها و منابع

نویسندگان از بخش بین المللی هستند.[*]

یک مفهوم جایگزین ، تئوری ذخیره سازی ، استدلال می کند که تفاوت بین نقطه فعلی و قیمت معاملات آتی را می توان با هزینه ای که برای ذخیره کالاها متحمل شده است توضیح داد ، هزینه سرمایه که نشان دهنده فرصت یا هزینه تأمین مالی مرتبط با خرید و نگه داشتن آن است. کالای فیزیکی و عملکرد راحتی ضمنی (دوایر ، هالووی و رایت 2012).[1]

Bhardwaj ، Gorton and Rouwenhorst (2015) تأیید می کنند که این یافته با استفاده از داده های جدیدتر در اختیار دارد.[2]

برای اطلاعات بیشتر به پیوست A. مراجعه کنید [3]

برای مروری بر ادبیات مالی سازی کالا ، به چنگ و Xiong (2014) مراجعه کنید.[4]

برخی از مراقبت ها باید در تفسیر نتایج حاصل از نمونه های زیر انجام شود ، زیرا فرض انتظارات بی طرفانه (به پیوست A مراجعه کنید) ممکن است در دوره های کوتاه تر کمتر معتبر باشد ، به خصوص اگر دوره حاوی چرخه کامل قیمت کالا باشد.[5]

BCOM (که قبلاً شاخص کالای Dow Jones-UBS) و S& P GSCI شاخص های کالایی هستند که معمولاً توسط معامله گران شاخص کالا استفاده می شود. این شاخص ها با استفاده از قراردادهای آتی در درجه اول کوتاه برای تعدادی از کالاها ساخته می شوند و به عنوان معیار برای طیف وسیعی از محصولات سرمایه گذاری (به عنوان مثال ، وجوه و یادداشت های مبادله ای) استفاده می شوند.[6]

همیلتون و وو (2014) همچنین دریافتند که حق بیمه خطر در آینده های کوتاه مدت نفت نسبت به آینده های طولانی مدت از سال 2005 کاهش یافته است و این موضوع را به افزایش شدید حجم معاملات معاملات آتی نفت مرتبط با افزایش سرمایه گذاری شاخص کالاها نسبت می دهد.[7]

یکی دیگر از دلایلی که این رابطه ممکن است در هنگام در نظر گرفتن قراردادهای آینده با سرعتی طولانی تر ، قوی تر باشد این است که این بازارها ممکن است موانع بیشتری برای ورود داشته باشند که تعداد دلالان موجود در بازار را محدود می کند و بنابراین از رقابت حق بیمه خطر جلوگیری می کند.[8]

قرارداد و اثرات ثابت زمان همچنین باید به ضبط هر بخشی از حق بیمه ریسک مربوط به ریسک "سیستماتیک" کمک کند ، که نشان دهنده همبستگی بین قیمت کالاها و سایر قیمت های دارایی است نه خطر "احمقانه". مدل های قیمت گذاری دارایی سرمایه حق بیمه ریسک کالا ، مانند Hirshleifer (1988) ، نشان می دهد که ریسک سیستماتیک نیز باید به حق بیمه خطر کمک کند.[9]

ما مدل را با استفاده از خطاهای استاندارد خوشه ای-روبست همانطور که در تامپسون بیان شده است تخمین می زنیم (2011). این خطاها به همبستگی سریال در بین خطاها برای یک قرارداد مقطعی واحد ، همبستگی مقطعی بین قراردادها در زمان T و اختلالات همبستگی مشترک است. تعدادی دیگر از مشخصات خطای کمتر عمومی در نظر گرفته شد. با این حال ، با توجه به ماهیت داده ها ، و به ویژه این واقعیت که بازده با استفاده از افق های همپوشانی تخمین زده می شود ، ما از یک رویکرد کلی تر استفاده می کردیم.[10]

ما به جای قرارداد یک ماهه به بلوغ ، از قرارداد نزدیکترین به بلوغ استفاده می کنیم تا با ادبیات سازگارتر باشیم.[11]

به دو دلیل از سطل بلوغ به جای سررسید های فردی استفاده شد. ابتدا ، تعداد ضرایب تخمین زده می شود. دوم ، برای بخش قابل توجهی از کالاها مشاهدات نسبتاً کمی برای سررسید طولانی تر وجود داشت ، که می تواند تخمین ضرایب جداگانه برای هر بلوغ را دشوار کند. جمع آوری سررسید احتمالاً این مسئله را تا حدودی بهبود می بخشد.[12]

لطفاً برای اطلاعات بیشتر در مورد کالاهای مورد استفاده با نویسندگان تماس بگیرید.[13]

منابع

Bhardwaj G ، G Gorton and G Rouwenhorst (2015) ، "حقایق و خیالات در مورد آینده کالاها ده سال بعد" ، مرکز بین المللی امور مالی ییل 15-18.

چنگ I-H و W Xiong (2014) ، "مالی سازی بازارهای کالا" ، بررسی سالانه اقتصاد مالی ، 6 ، صص 419-441.

Cootner PH (1960) ، "بازگشت به دلالان: Telser در مقابل کینز" ، مجله اقتصاد سیاسی ، 68 (4) ، صص 396-404.

Etula E (2010) ، "اشتها ریسک کارگزار و بازده کالا" بانک مرکزی فدرال رزرو گزارش کارکنان نیویورک شماره 406.

Gorton G و KG Rouwenhorst (2006) ، "حقایق و خیالات در مورد آینده کالا" ، مجله تحلیلگران مالی ، 62 (2) ، صص 47-68.

Hamilton JD و JC Wu (2014) ، "حق ریسک در قیمت های آینده نفت خام" ، مجله پول و دارایی بین المللی ، 42 ، صص 9-37.

Hirshleifer D (1988) ، "ریسک باقیمانده ، هزینه های معاملاتی و بازپرداخت آتی کالاها" ، بررسی مطالعات مالی ، 1 (2) ، صص 173-193. Rouwenhorst KG و K Tang (2012) ، "سرمایه گذاری کالا" ، بررسی سالانه اقتصاد مالی ، 4 ، صص 447 - 467.

استراتژی‌های اسکالپ...
ما را در سایت استراتژی‌های اسکالپ دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ناصر تقوایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 8 تير 1402 ساعت: 17:57