بینش تازه در قاب های آشنا

ساخت وبلاگ

Horace Ballard.

متصدی جدید هنر آمریکایی از ما می خواهد که از طریق آثار دیگری در سؤالات بزرگی از زمان خود شرکت کنیم

توسط کالین والش هاروارد نویسنده نویسنده

تاریخ 14 سپتامبر 2021 24 سپتامبر 2021

گرایش

آیا Chatgpt ما را به عنوان نویسندگان ، متفکران ملحق می کند؟

روزانه کار می کنید؟خوب ، اما چقدر از نظر اجتماعی مناسب هستید؟

یک سال بعد: جنگ اوکراین چگونه پایان می یابد؟

ژنهای خوب خوب هستند ، اما شادی بهتر است

جایزه استاد NABS انسان شناسی برای بهترین مقاله علمی

موزه ها مدتهاست که مکانی برای اشتیاق ، اجتماع و ارتباط برای هوراس دی بالارد ، تئودور E. استببینز که به تازگی منصوب شده است ، مجری هنر آمریکایی در موزه های هنری هاروارد بود ، که نقش جدید خود را در تاریخ 1 سپتامبر به عهده گرفتند. آنها همچنین یک ثابت مهم در زندگی او بوده اند. Ballard ، که به عنوان یک کودک شروع به مکرر موزه ها کرد و به عنوان یک نوجوان شروع به کار در آنها کرد ، یک کارشناسی ارشد دریافت کرد. در ادبیات انگلیسی و مطالعات آمریکایی از دانشگاه ویرجینیا در سال 2006 ، یک M. A. R. در دین و فرهنگ بصری از انستیتوی موسیقی مقدس و مدرسه الوهیت ییل در سال 2010 ، و یک کارشناسی ارشد و دکتری. در مطالعات آمریکایی و فرهنگ بصری آمریکا در دانشگاه براون در سال 2012 و 2017 به ترتیب. بالارد از موزه هنر کالج ویلیامز به هاروارد می آید ، جایی که وی متصدی هنر آمریکایی بود. وی در کمبریج نظارت بر مجموعه موزه ها از نقاشی های ، مجسمه سازی و هنرهای تزئینی قرن بیستم خواهد داشت.

Q&A

هوراس دی بالارد

Gazette: چگونه برای اولین بار به هنر علاقه مند شدید؟

بالارد: وقتی جوان تر بودم ، کمی حرکت کردیم. مادر و پدرم مشتاق بودند که مهم نیست که ما کجا بودیم ، من همیشه می توانم برای دوست داشتن و ایجاد یک مکان جدید "آشنا" به چیزی مشغول شوم. گروه های تئاتر محلی و عشق به موسیقی و رقص برای من بزرگ بود. دیگری لیگ های فوتبال و محلی بود. اما یکی دیگر از این چیزهای آشنا موزه های هنری بود. من به عنوان یک کودک سیاه پوست ، به طور غریزی احساس کردم که موزه ها مکان های خنثی نیستند. با این حال ، ما این ایده را در خانه خود داشتیم که مهم نیست که در کجا بودیم ، می توان به یک موزه هنری راه یافت و احساس ارتباط با کل جهان کرد و دیدگاه شخص را گسترش داد. و من عمیقاً به یاد می آورم ، وقتی به نورتهمپتون ، پنسیلوانیا ، در نزدیکی Allentown ، اولین سفر میدانی من به موزه هنر Allentown ، با اتاق شگفت انگیز فرانک لوید رایت نقل مکان کردیم. من آن را آنقدر دوست داشتم که مادرم هر شنبه به مدت یک ماه مرا به آنجا می برد.

موزه ها هر زمان که چیزی در زندگی من تغییر می کرد به عنوان راهی برای به دست آوردن دیدگاه در جهان تبدیل می شد. من وقتی دبیرستان را شروع کردم ، یک موزه در موزه در موزه نعنا در شارلوت ، کارولینای شمالی برگزار کردم. در کالج ، در دانشگاه ویرجینیا ، هنگامی که می خواستم کمی پول پیتزا اضافی تهیه کنم ، صبح روزهای شنبه در موزه هنر فرلین با مخاطبان قبل از K کار کردم و به آنها رنگ و آهنگ هایی از نقاط مختلف جهان آموزش دادم. این عشق به موزه ها و تسهیل تجربیات برای مخاطبان در همه سنین من را به سمت ییل ، براون و دانشکده طراحی رود آیلند (RISD) دنبال کرد ، جایی که من با مخاطبان K-12 کار کردم. مهم نیست که سن داشته باشد ، ما می توانیم از شواهد بصری شروع کنیم که چگونه خطوط شکل می دهند ، شکل ها و رنگ ها آهنگسازی می کنند ، و آهنگ ها روایات را به ما می گویند ... این نوعی از کاری بود که من برای تفریح انجام دادم بلکه آنچه را که برای شناخت جدید انجام دادمجوامع

Gazette: و چگونه علایق دانشگاهی متنوع شما سرانجام با عشق به موزه ها روبرو شد؟

بالارد: مسیرهای فکری من و علاقه من به هنرها گسترده و متنوع است. آنها در موسیقی شروع کردند و سپس به رقص ، و سپس ادبیات مدرن و سپس تاریخ و تئوری آهنگسازی موسیقی و سپس شعر حرکت کردند - من آن را عمیقاً در مدرسه درجه مطالعه کردم. اما جالب اینجاست که تا زمانی که از ییل فارغ التحصیل شدم ، به عقب نگاه کردم و فهمیدم که بیش از 10 سال در موزه ها کار می کنم و فکر کردم ، "شاید این بیش از یک فرصت جانبی برای آشنایی با جوامع باشد. شاید مکالماتی که من این کار را حفظ می کنم ، واقعاً می تواند به این کار تبدیل شود. "و این زمانی است که در سال گذشته در ییل ، من با کارگردان شگفت انگیز پس از آن ، پام فرانکس و پنج همدست دانشجویی دیگر در این نمایشگاه "مجسم: هویت سیاه در هنر آمریکایی" کار کردم که به طور انتقادی در گالری هنر دانشگاه ییل حضور داشتندمنابع کار ساخته شده توسط هنرمندان دیار آفریقا بیش از 400 سال. سپس به دانشگاه براون نقل مکان کردم و تمام وقت با بخش آموزش و پرورش موزه های RISD و بخش تعامل عمومی کار کردم. این وقتی فهمیدم که این دو جهان جدا نیستند ، که آنها واقعاً همان مسیر بودند.

Gazette: چه چیزی در مورد کار هاروارد برای شما جذاب است؟

Ballard: مجموعه ها! من یک آمریکایی گرا هستم ، به این معنی که می گویم در مورد روابط الاستیک بین مردم ، اشیاء ، مکان ، کار و ایده ها در چارچوب های استعماری و ملی که تأثیر گذاشته و به شکل مردم و فرهنگ های قاره آمریکا تأثیر گذاشته است ، فکر می کنم. وسعت بی نظیر و کیفیت مجموعه موزه های هنری هاروارد و شرکای ما در Peabody فوق العاده است. برای اینکه بتوانیم واقعاً این اشیاء را درگیر کنیم و همکارانی داشته باشیم که می خواهند با یادگیری از بایگانی مواد و بصری گذشته ، با هم در مورد سؤالات بزرگ زمان ما فکر کنند و با هم فکر کنند. من از روز یکی از جستجوها خیلی دلگیر شدم ، این واقعیت که همه گفتند ، "اگر به چیزی احتیاج دارید ، اگر می خواهید در مورد هر چیزی گپ بزنید ، ما اینجا هستیم. این تلفن همراه من است. دریغ نکنید. "این به معنای زیادی بود.

من به ویژه در پرتره قرن 18 و نوزدهم سرمایه گذاری می کنم. این مجموعه دارای مشهورترین و نماینده ترین نمونه های واشنگتن آلستون ، جان سینگلتون کوپلی ، رابرت فیک ، جیمز فروتینگهام ، هنری اینمان ، جان سینگر سارجنت ، محبوب من گیلبرت استوارت ، بنیامین وست ، بسیاری دیگر است. اینها هنرمندان و زمینه هایی هستند که من آن را بسیار عمیق دوست دارم. برای مباشر مجموعه ای که در آن آنها و معاصرانشان در عمق مشاغل خود نشان داده شده اند و قادر به حضور در اکوسیستم مانند جامعه هاروارد در منطقه بزرگ بوستون هستند ، فقط یک مغز نبود.

من همچنین می دانم که برخی از آن نام ها و صدای موزه ها را می شنوند که مکانهایی هستند که می بیند "پیرمردهای سفید پوست در کلاه گیس های سفید که بر روی دیوارهای سفید گالری نصب شده اند" به نمایش در می آید. این چیزی است که من همیشه با آن حساب کرده ام - شخصی و حرفه ای. این هنرمندان مدتهاست که بخشی از تفکر من در مورد قاره آمریکا بوده اند ، بنابراین من آنها و آثار مربوطه را می بینم که در ایجاد هویت ملی و یک مکتب ملی هنری سرمایه گذاری می شوند. و همانطور که می دانیم ، تمام فرایندهای شکل گیری ایدئولوژیک لزوماً عملکردی هستند. تبدیل شدن به لزوماً دیوانه کننده و اغلب مستعد اضطراب است. در هنر نیز همین است. من معتقدم که ما باید واقعاً در مورد کار فرهنگی چشم انداز و پرتره های آمریکایی و نحوه انجام آنها و مکان های تحقیق ، رقابت ، عملکرد در مورد جنسیت ، نژاد ، هویت استعماری فکر کنیم.

من احساس می کنم اگر ما بتوانیم لحظات فرهنگ را بازجویی کنیم وقتی اضطراب سیاسی به صفحه تصویر افزایش می یابد ، پس نقشه راه داریم ، نه ، ما ، زیرا درک خودمان از جایی که در لحظه خودمان هستیم ، چقدر تصویربرداری همیشه گره خورده استسیاست و تبلیغات و میراث نابرابری که هنوز باید از طریق آن فکر کنیم و برطرف کنیم. این پرتره ها برای من سؤالات اساسی و حل نشده را در ساختار آنچه که یک کشور ملت می تواند باشد ، و به وضوح 250 ، 300 سال بعد ، ما این سؤالات را حل نکرده ایم. هر نسل باید آن را به جلو سوق دهد.

GAZETTE: در این لحظه فعلی ، آیا می توانید در مورد نحوه مشارکت موزه ها در کار مداوم تجدید نظر و بازگرداندن گالری ها و مجموعه های خود بیشتر بگویید؟

Ballard: این یک سؤال مهم است ، و آن را به یاد کار باورنکردنی که همه ما باید انجام دهیم ، و به معنای این است که در این لحظه از زمان در تاریخ و فرهنگ گسترده تر ما متصدی هستیم. پرداختن به این سؤال با مشخصات قبل از شروع پست جدیدم دشوار است و با همکارانم آشنا شدم و به مکالمات مداوم آنها پیوستم. با این حال ، چند ارزش وجود دارد که من عزیزان را نگه می دارم و افکار خود را راهنمایی می کنم.

در لحظه تجدید نظر نهادی ، ما باید ایده قضاوت نخبه را زیر سوال ببریم. از آنجا که ایده قضاوت نخبگان ، هنگامی که در کنار ایده های "خوب یا صحیح" است ، به طور خودکار هنرمندان خاصی را قرار می دهد - کسانی که سابقه حراج یا نمایش های موزه موفق گالری را نداشته اند - در یک دسته دیگر قبل از اینکه ما حتی ما هم داشته باشیمقبل از اینکه حتی روایت ، موضوع ، کنوانسیون های مربوط به وضعیت وضعیت ، ژست و غیره را ارزیابی کنیم ، به نفوذ و تکنیک نگاه کردیم. و بنابراین ، من فکر می کنم این لحظه ای است که درک موضوعی از تاریخ که امکان درک چند رشته ای و چند ساله را فراهم می کند می تواند به ما کمک کند تا با اصالت از طریق و اطراف و فراتر از داستانهای سنتی که می گوییم نوآوری کنیم. این همان چیزی است که من واقعاً به آن علاقه مندم و فکر می کنم در قرن 18 و 19 به ویژه مورد نیاز است.

همچنین تفاوت های بین متصدی را که با همکاری همکاران در حال همکاری با همکاران است ، مجموعه ای مهم تاریخی مانند موزه های هنری هاروارد و متصدیان را که در موسساتی که مجموعه های تاریخی ندارند ، کار می کنند ، به ذهن متبادر می کند. مجموعه ها بایگانی ما هستند. آنها یک سایت حافظه و یک سایت شگفت انگیز هستند ، اما همچنین مجموعه ای از مکث عمیق و مکث عمیق ، و ارزیابی مجدد عمیق و یادگیری عمیق-این واقعاً آن دومی است که من خودم را در آن قرار می دهم و در مورد کار فکر می کنمبشر

Gazette: موزه های هنری هاروارد ، به عنوان بخشی از مأموریت اصلی خود ، یک موزه تدریس است. آیا با پیشینه خود در تدریس ، آیا می توانید با این که به معنای آمدن به موسسه ای اختصاص داده شده به آموزش و پرورش صحبت کنید ، صحبت کنید؟

بالارد: با یک استثنا ، من همیشه در موزه های دانشگاهی کار کرده ام. اولین مشاغل من در موزه ها به عنوان یک نوجوان شامل این کار پاره وقت در اوایل صبح ، قبل از کلاس ها یا آخر هفته ها ، کار با گروه های K-12 بود. من دیدم که چقدر سریع و به طرز عجیبی همه ما از 3 ساله ، پدر و مادر آنها ، به برادر و خواهر کلاس ششم ، به همسالان کارشناسی من-و سپس به تدریج برای دانشجویان فارغ التحصیل که من این افتخار را دارمچهار سال گذشته به مربی - چگونه همه ما قبل از یک اثر هنری زنده می شویم. چگونه همه ما ، اگر به خودمان اجازه دهیم ، واقعاً می توانیم توجه خود را متمرکز کنیم و آن کار عمیق فکری را انجام دهیم تا آنچه را که خوانده ایم و آنچه را می دانیم و آنچه را از یک طرف تجربه کرده ایم ، انجام دهیم و آنچه را که از یک طرف تجربه کرده ایم، و هر دو آنها را نگه دارید و به اولی اجازه دهید تا زمینه های تاریخی و فرهنگی را ارائه دهد - و به مشاهده مستقیم تجربی ما در لحظه اجازه می دهد تا هر دو پالایش سؤالات ما را راهنمایی کند ، بلکه تجربه ای است که از آن برای دستیابی به جامعه استفاده می کنیمدیگران با ما نگاه می کنند. و بنابراین ، این ایده این است که مطالعه نزدیک و مطالعه تحلیلی و تجزیه و تحلیل بصری را از اتاق سمینار به گالری ها وارد کنید و بگویید "این نیز یک فضای یادگیری است."و این فقط شامل کسانی نیست که ما در این دوره ثبت نام کرده ایم. این شامل همه افراد زیر صدای صدای ما ، تحت قدرت کار می شود.

به عنوان یک متصدی در یکی از موزه های عالی آموزش جهان ، یکی از جنبه های کنجکاوی فکری مادام العمر که برای مخاطبان خود الگوبرداری می کنم توجه به پرس و جو فرم است ، خواه این مقاله باشد ، یک نمایشگاه ، یک گفتگوی گالری ، یک مونوگرافی، دستور العمل ، سمینار ، سمپوزیوم یا مداخله خلاق. موزه های دانشگاهی انتظار تحقیق ، نمایشگاه و خبره را در سایر جنبه های این زمینه بی نظیر دارند. موزه های هنری هاروارد از مزیت جدایی ناپذیر از تخصص همکاران ما در مرکز حفاظت و مطالعات فوق العاده استراوس استوس برخوردار هستند. این امر به تاریخچه های زیست محیطی و مادی ، فرآیندهای ساخت و انتخاب هنری اجازه می دهد تا در درک ما از آثار هنری محوری باشد. برای اینکه بخش کوچکی از همه اینها باشم و بتوانم در آموزش و پرورش خودم و تمرین تدریس من از دانش آموزان و همکاران خود بیاموزم و رشد کنم ، بسیار هیجان انگیز است.

من فکر می کنم در مورد استعاره باورنکردنی کریستینا شارپی در پی ظلم و خشونت برده داری چاتل ، و قدرت باورنکردنی آن استعاره و سنت های دریایی آن برای آگاهی دادن به ما ، در روشهایی که می توانیم درک کنیم ، بسیار جذاب است. روشی که فرهنگ به درک ما از هر لحظه تحمیل می کند ، بلکه عمیقاً منعکس کننده و عمیقاً مراقب زبانی است که در هر لحظه استفاده می کنیم. و این یک روش علمی نیست ، اما با این ایده عمیق از فرضیه ، تجربه ، ارزیابی ، پالایش به یک روش جدید تجزیه و تحلیل و یک سؤال جدید برای آزمایش مطلع می شود. ما می توانیم آن را نمونه اولیه بنامیم. ما می توانیم آن را طراحی فکر کنیم. این بسیاری از اسامی مهم و مهم است ، اما در پایگاه آن تحقیق است ، و این همان کاری است که همه ما از 4 تا 400 سالگی قادر به انجام آن هستیم اگر به ما اجازه داده شود که تنها کاری که باید انجام دهیمدر یک لحظه این است که خودمان را در هنگام حضور در خود نگه داریم. و فکر می کنم این اخلاق توجه است که برای کار من بسیار مهم است. و داشتن دانش آموزان باورنکردنی برای شرکت در این زمینه ، برای یادگیری ، نگاه کردن به آن ، این هدف همیشه است.

Gazette: شما به عنوان بزرگترین چالش خود چه می بینید؟

Ballard: برای صد در صد صادقانه ، من فکر می کنم بزرگترین چالش مایل به دیدار با همه ، انجام همه کارها است. و من باید برخی از این کارها را انجام دهم (می خندد). بخشی از شادی زیاد بودن متصدی بودن ، ملاقات با مردم ، رفتن به مجموعه های مختلف است و آنچه را که می توانیم در کنار هم قرار دهیم با تعیین اینکه این رابطه اشتیاق و امکان ذینفعان و منابع را در چه مواردی می توانیم تشخیص دهیم. هدیه اضافه شده به عنوان متصدی بودن در یک موزه دانشگاهی نیاز به ایجاد سریع روابط با اساتید ، کارمندان ، دانشجویان و یادگیری روابط مختلف درسی بین یک مجموعه و مخاطبان آن دارد.

من فکر می کنم چالش بزرگ این است که خودم را برای آن مکالمات و استراتژی های بزرگ تصویر در دسترس قرار می دهم ، ضمن اینکه متوجه می شوم که مسئولیت اصلی من یادگیری این مجموعه به همان اندازه عمیق ، عمیق و در اسرع وقت است. من می خواهم روزانه وقت بگذارم تا بگویم: "من فقط دو ساعت طول می کشد تا به مرکز مطالعه بروم" ، یا "من فقط نیم روز می گذارم تا ببینم چه چیزی روی دیوارها است."و من فکر می کنم که این مربوط به آنچه من قبلاً در مورد تسهیل لحظات نامزدی می گفتم ، ارتباط دارد ، جایی که دانش آموزان و موزه های مختلف موزه های هنر هاروارد می توانند خود را هم نگه دارند و هم آنچه را می دانند و در آنچه قبل از آنها می بینند شرکت کنند. این چالش متصدی نیز است. ما سالها ، گاهی اوقات ده ها سال می گذرانیم اگر خوشبخت باشیم ، در مورد تعداد معدودی از هنرمندان و یک حرکت و یک مدرسه و یک دوره ، تحقیق می کنیم و درک می کنیم 200 ، 300 ، 400 ، 500 سال یک سنت ملی. و از ما خواسته شده است که از آن نقطه تخصص صحبت کنیم. اما ما همچنین باید زمان عمدی را کنار بگذاریم تا دوباره نگاه کنیم ، و دوباره ، و دوباره ، حتی در کارهایی که پایان نامه های خود را نوشتیم و سالهاست که می دانیم. زیرا آنها همیشه چیزهای بیشتری برای آموزش به ما دارند.

مصاحبه برای وضوح و طول به آرامی ویرایش شد.

روزنامه روزنامه

برای دریافت آخرین اخبار هاروارد در ایمیل های روزانه ثبت نام کنید.

استراتژی‌های اسکالپ...
ما را در سایت استراتژی‌های اسکالپ دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ناصر تقوایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 8 تير 1402 ساعت: 18:03