مشتقات و شفافیت

ساخت وبلاگ

تعدادی از خطرات در بازارهای مالی وجود دارد و یکی از آنها ریسک همتای نامیده می شود. ریسک مخالف این خطر است که یکی از طرفین درگیر در معامله مالی قادر به انجام تعهدات خود نباشد و بنابراین ممکن است به طور پیش فرض باشد.

ریسک همتایان هر بار که یک طرف با طرف دیگری توافق می کند درگیر است. این مهم است که از میزان هرگونه خطر طرف مقابل که ممکن است وجود داشته باشد ، آگاه باشیم و اگرچه ما هرگز دانش کاملی در اینجا نخواهیم داشت ، حداقل باید با دانش معقول و منطقی کار کنیم.

Derivatives and Transparency

به عنوان مثال وقتی پول خود را در یک بانک قرار می دهیم ، باید یک معامله عادلانه بدانیم که چقدر احتمال دارد که ما پول خود را به دلیل عدم موفقیت بانکی از دست نخواهیم داد. بانکداری به طور بالقوه خطرناک تر از آن است که مردم متوجه شوند ، و بدون نظارت روز مدرن ، این کار برای بانک ها بسیار رایج و آسان بود.

این نه تنها می تواند باعث عدم موفقیت در سطح بانکی شود که ما با آن سر و کار داریم ، بلکه می تواند باعث خرابی سیستمیک نیز شود ، اگر به عنوان مثال مردم اعتماد به نفس را از دست بدهند و به دنبال این باشند که به طور کلی پول زیادی از آنها بگیرند.

بانک ها برای تحمل شرایط مانند این تنظیم نشده اند ، زیرا آنها فقط پول سپرده گذاران را در یک طاق نگه نمی دارند ، آنها آن را وام می دهند و اگر همه یا افراد زیادی پول خود را می خواهند ، بانک ها به سادگی قادر به این کار نیستندرعایت کردن

به همین دلیل ما مکانیسم هایی داریم که دولت ها برای تأمین نقدینگی به بانک ها قدم می گذارند ، اگرچه حتی این محدود است و فقط می تواند بدون عواقب جدی وزن زیادی داشته باشد. از آنجا که مردم اعتماد به نفس کمی به سیستم بانکی ما دارند ، اکنون این خطر کم است.

شفافیت برای مدیریت صحیح ریسک طرف مقابل لازم است

بانکها تحت الزامات دقیق گزارشگری برای افشای معاملات خود قرار دارند و اطلاعات کافی را برای تنظیم مقررات مانند الزامات سرمایه ارائه می دهند و به دنبال به حداقل رساندن خطرات عدم موفقیت بانکی هستند. این مورد در مورد معاملات عادی یک بانک ، پولی که آنها برای واریز دارند و همچنین پولی که وام می دهند ، مواردی است که ما معمولاً فکر می کنیم بانک ها انجام می دهند.

وقتی صحبت از آنچه می توانیم به عنوان سرمایه گذاری با بانک ها و سایر موسسات بزرگ مالی طبقه بندی کنیم ، آب ها به هیچ وجه مشخص نیستند و دلیل این امر این است که این نهادها به شدت در انواع خاصی از مشتقات درگیر هستند.

این مشتقات کاملاً پیچیده هستند و استانداردهای گزارش دهی و همچنین درک این وسایل نقلیه مالی بسیار متفاوت است. ما حتی مطمئن نیستیم که بازار مشتقات به طور کلی چقدر بزرگ است ، بر خلاف سهام یا بازار اوراق قرضه ، زیرا ما به طور رسمی آن را اندازه نمی گیریم و برای ایجاد حدس های تحصیل کرده باقی مانده است.

ما همچنین کاملاً مشخص نیستیم که با این قراردادهای مشتق ، خطر وجود دارد و در نتیجه وضعیتی وجود دارد که چالش های بسیار بیشتری را برای تنظیم کننده ها نسبت به سایر معاملات مالی ارائه می دهد.

این فقدان به دلیل عدم شفافیت با مشتقات پیشخوان است ، جایی که طرفین اساساً برای تعویض ریسک و جریان پول به قراردادهای خصوصی وارد می شوند و برخی از این قراردادها می توانند در واقع بسیار پیچیده باشند.

نگرانی های نظارتی کیفی و کمی

اولین چیزی که ما وقتی به دنبال تنظیم چیزی هستیم ، این است که بدانیم چقدر چیزی وجود دارد. به هر دلیلی ، در مورد معاملات مشتقات پیشخوان ، بیشتر مواردی که مانند معاملات در مبادله عمومی گزارش نشده است.

این قراردادهای خصوصی است ، اما به عنوان مثال یک بانک ممکن است نرخ بهره یا بدهی را با دیگری تعویض کند. این حتی به این اندازه نیست که ما نتوانستیم به معاملات این موسسات بپردازیم و به دنبال تدوین این معاملات باشیم ، بیشتر این است که ما این کار را نمی کنیم.

ما می توانیم این را جنبه کمی از تجارت مشتقات بنامیم ، چقدر یک موسسه درگیر است و چقدر در یک بخش یا در کل درگیر است. سپس ما به دنبال این هستیم که ارزیابی کنیم که آیا یک موسسه یا همه نهادها در معرض خطرات این مشتقات قرار دارند.

وقتی صحبت از نقشهای سنتی موسسات مالی می شود ، این می تواند برای ما ایده خوبی از خطرات فراهم کند ، به عنوان مثال با وام بانکی بیش از حد و نیاز به حفظ مقدار مشخصی از سرمایه نسبت به قرار گرفتن در معرض وام خود دارد.

مقررات مشتقات این ساده نیست. در حالی که ما می توانیم ایده خوبی داشته باشیم که چگونه وام دادن به یک مقدار مشخص پول ممکن است برای یک موسسه خطرات ایجاد کند ، تعیین خطر آنها نسبت به قرار گرفتن در معرض مشتق آنها یک ماده متفاوت و بسیار پیچیده تر است.

ما می توانیم این را جنبه کیفی خطر مشتقات بنامیم ، جایی که نه تنها چقدر بلکه ممکن است این خطرات چگونه باشد. ما باید از هر دو آگاه باشیم تا به دنبال تنظیم صحیح این امر باشیم.

بانکداری سنتی در معرض خطرات سیستمی قرار دارد ، به عنوان مثال اگر به رکود اقتصادی برویم ، این امر بر توانایی افراد در بازپرداخت وام های آنها تأثیر می گذارد. ما می توانیم این کار را نسبتاً خوب حساب کنیم و پروژه کنیم ، و حتی اگر هرگز به طور کامل محافظت نمی شویم و شاهد ریسک سیستمیک در زمان معینی خواهیم بود ، معمولاً می توانیم این را ببینیم و تا حدودی تنظیم کنیم.

با توجه به ماهیت مشتقات ، تأثیر بالقوه خطر سیستمیک تقویت می شود. مثال خوب این است که می بینید که چگونه برخی از موسسات مالی بسیار بزرگ مانند AIG در رکود اقتصادی اخیر سقوط کردند. در حالی که بسیاری از موسسات همانطور که انتظار داریم ، غلظت خطر در AIG و کسانی که در معرض خطر بسیار زیادی قرار گرفتند ، به ویژه شدید بود.

ما می توانیم بگوییم که در حالی که بسیاری شاهد این رکود اقتصادی بودند ، کمتر کسی تأثیر آن را بر این نهادهای بزرگ تصور می کرد. Bear Steas از طریق بسیاری از رکود اقتصادی از جمله سقوط بازار سهام در سال 1929 و افسردگی بزرگ زنده مانده و شکوفا شده بود ، اما این مسابقه برای رکود بزرگ نبود ، و این قرار گرفتن در معرض مشتقات آن بود که آنها را انجام داد.

در حالی که بسیاری از افراد از بهبود گزارش معاملات مشتقات صحبت می کنند ، با فرض اینکه این امر برای دستیابی به کارها و مدیریت صحیح این خطرات کافی خواهد بود ، آنچه آنها تمایل به قدردانی ندارند این است که این کافی نیست و ما نیز باید باشیمقادر به ارزیابی صحیح خطرات یک نوع تعویض معینی است.

مبادله ها استاندارد نیستند و همچنین از نظر ماهیت بسیار پیچیده هستند و بدون درک خوب از چگونگی تأثیر وقایع آینده بر توانایی هر یک از طرفین برای تحقق تعهدات خود ، فقط دانستن اینکه چقدر از این وجود دارد ، واقعاً کافی نیست.

عدم شفافیت در بین نهادها

چالش های مدیریت ریسک مشتق محدود به تنظیم کننده ها نیست ، زیرا این امر بر شرکت کنندگان نیز تأثیر می گذارد و ممکن است در آنها بسیار تأثیر بگذارد.

هنگامی که ما در بورس تجارت می کنیم ، به عنوان مثال بورس اوراق بهادار ، می توانیم این کار را با اعتماد به نفس بالایی انجام دهیم که خطر طرف مقابل به صفر کاهش می یابد. نقش اصلی مبادلات ، مدیریت این امر ، اطمینان از معامله دارایی ها به صورت منظم در بین شرکت کنندگان در بازار است و آنها تعهدات خود را در تجارت انجام می دهند.

مشتقات معامله شده مبادله ، مانند آینده ، این مزیت را نیز دارند و وقتی تجارت آینده را با کارگزار خود قرار می دهید ، آخرین چیزی که نگران آن هستید ، طرف دیگر تجارت است که از آن عبور نمی کند ، نه این که قرارداد را به شما تحویل داده و شما را پرداخت می کندبرای قرارداد اما دریافت مزایای آن.

اگر تجارت آتی شما به شما پول می دهد ، این مانند پول در بانک است ، و شما با اطمینان بسیار بالایی می دانید که تجارت شما هر روز مانند آنچه قرار است تسویه می شود. اگر ارزش قرارداد بالا برود ، پول از طرف مقابل گرفته می شود و به حساب شما وارد می شود و برعکس در صورت کاهش ارزش.

می توانیم بگوییم که این نوع تجارت بسیار شفاف است ، زیرا هر طرف سپرده ها و به روشی را که کافی است ، قرار می دهد. اینگونه نیست که هیچ ریسک مخالف در معاملات معاملات آتی وجود ندارد ، بلکه به حداقل می رسد.

وقتی این موضوع را با معاملات مشتقات پیشخوان در تضاد می کنیم ، در مورد چندین مورد چندان مشخص نیست. ما در اصل مانده ایم که امیدواریم که طرف مقابل بتواند تعهدات خود را در قرارداد انجام دهد ، زیرا میزان ریسکی که آنها با این قراردادها به طور کلی انجام می دهند ، اصلاً شفاف نیست.

شفافیت یک مؤلفه بسیار مهم از یک بازار کارآمد است ، زیرا برای تجارت به روشی آگاهانه ، باید درک خوبی از آنچه در معرض خطر طرف مقابل وجود دارد ، داشته باشیم. ما ممکن است یا ممکن است نتوانیم خطرات دیگر در تجارت را به درستی ارزیابی کنیم ، اما ما حداقل با توجه به مهارت و ظرفیت خود این امکان را داریم که این کار را انجام دهیم و خودمان را وظیفه می کنیم که این خطرات را درک و مدیریت کنیم.

اگر ما درگیر تجارت شویم که در آن به درستی درک نکنیم که ریسک طرف مقابل ما چیست ، ما به طور کلی خطرات را به درستی درک نمی کنیم ، که این یک وضعیت مطلوب نیست که برای هر کسی در آن باشد.

موسسات سهم زیادی در این امر دارند و تمایل دارند درک بهتری از خطرات همتایان داشته باشند تا تنظیم کننده ها ، نه این که واقعاً در مورد تنظیم معاملات مشتقات پیشخوان وجود داشته باشد. ما در حال پیشرفت بیشتر هستیم و در طی چند سال گذشته با پتانسیل بیشتر تغییراتی ایجاد شده است ، اما برای این بیشتر در بیشتر موارد هنوز یک بازار کاملاً تنظیم نشده است.

اتفاقی که در طول رکود بزرگ افتاد ، شهادت این است که چقدر شکاف در بین موسسات وجود دارد ، با بهترین تخصص و درک این پول که می تواند خریداری کند ، بین آنچه که آنها معتقدند که طرف مقابل خطرناک است و در واقع مشخص استموقعیت.

هنگامی که خطرات کاملاً مشخص نیست ، قیمت گذاری آنها دشوارتر است و وقتی واقعاً مشخص نیست که اصلاً خوب است ، این مسئله حتی دشوارتر می شود.

ایده این معاملات این است که ریسک را از یک طرف به طرف دیگر منتقل کنید ، اما اگر کاملاً مطمئن نیستید که چه ریسکی را منتقل می کنید ، یا حتی میزان انتقال آن را می گیرید ، و به ویژه اینکه طرف مقابل می تواند با آنها پیروی کندتعهدات ، چه ریسک به طور کارآمد یا حتی نزدیک به کارآمد باشد ، بیشتر از هر چیز حدس می زند.

در دنیای دارایی بالا ، حدس زدن می تواند با قیمت و یک قیمت بزرگ باشد. در حالی که ممکن است ما هرگز با انواع خاصی از قراردادهای مشتقات پیچیده شفافیت زیادی نداشته باشیم ، لازم است که ما تلاش کنیم خطرات درگیر را به بهترین شکل ممکن ارزیابی کنیم ، و این بدان معنی است که کاملاً بهتر از آنچه در حال حاضر مدیریت می کنیم.

Eric Baker

اریک درک عمیقی از آنچه باعث افزایش قیمت ها می شود و چگونه می توانیم از آنها استفاده کنیم ، استفاده می کند. او همچنین می فهمد که چرا بسیاری از معامله گران شکست می خورند و چگونه ممکن است به خودشان کمک کنند.

با اریک تماس بگیرید: [email protected]

زمینه های مورد علاقه: اخبار و به روزرسانی های کمیسیون معاملات آتی کالا ، بانکداری ، آینده ، مشتقات و موارد دیگر.

استراتژی‌های اسکالپ...
ما را در سایت استراتژی‌های اسکالپ دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ناصر تقوایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 8 تير 1402 ساعت: 18:58