زمان سود سهام برای اهداف مالیات بر درآمد

ساخت وبلاگ

Downtown skyline with buildings

مقررات مالیات بر درآمد در مورد مالیات سود سهام شرکتهای مقیم انگلیس نمونه ای از تعامل بین قانون شرکت ها و قانون مالیات است. سود سهام شرکتهای مقیم انگلیس برای دوره ای که در آن پرداخت سود سهام قابل اجرا می شود ، در دست سهامداران مشمول مالیات بر درآمد هستند. در حالی که حكم دیوان عالی در POTEL اصول كلی را تعیین می كند كه نقطه ای از سود سهام و پرداخت هر نوع سود سهام را تعیین می كند ، دو تصمیم دادگاه اخیر خلاصه مفیدی از موضوعات كلیدی را كه در صورت پرداخت سود سهام به تعویق می افتد ، ارائه می دهد. سایر سهامداران شرکت. در گولد ، FTT اظهار داشت كه بدهی قابل اجرا در رابطه با سود سهام موقت در رابطه با پرداخت یك سهامدار به سال مالیاتی متعاقب آن به تعویق افتاد و تعدادی از استدلال های قانون شركت را كه توسط HMRC ساخته شده بود ، رد كرد. در جیز ، FTT اظهار داشت كه سود سهام اضافی كه به یك حساب مسدود شده است ، به اهداف قوانین مالیات بر درآمد پرداخت نشده است. هر دو مورد یادآور این است که نتایج مالیات تا چه اندازه می تواند به سایر زمینه های حقوقی (در این موارد ، قانون شرکت ها) بستگی داشته باشد و نشان می دهد که HMRC محدود به استدلال های قانون مالیاتی خالص در مورد تجدید نظر نخواهد بود.

محتوا

  • معرفی
  • زمان سنجی
  • قابلیت اجرای سود سهام موقت
  • سود سهام نهایی پرداخت شده است
  • نتیجه

معرفی

بحث و گفتگو در مورد مالیات معاملات یا اقدامات شرکتها اغلب بر میزان تفسیر قانون مالیات برای در نظر گرفتن اقتصاد یا رفتار حسابداری از مراحل انجام شده است. با این حال ، این مهم است که مالیات دهندگان و مشاوران آنها به یاد داشته باشند که درمان مالیاتی نیز تابعی از حقوق شرکت ها است و قانون شرکت ها ممکن است عواقب مالیاتی یک معامله معین را بر عهده بگیرد.

تصمیمات اخیر Gould V HMRC [2022] UKFTT 431 (TC) و M Jays و دیگری V HMRC [2022] UKFTT 420 (TC) نشان می دهد که برای اهداف مالیات بر درآمد ، این سؤال که آیا و چه موقع سود سهام پرداخت شده است ،در بخش عمده ، تجزیه و تحلیل قانون شرکت ها از مستندات اساسی را روشن کنید. علیرغم اینکه متقاضیان در هر مورد موفق بودند ، تصمیمات لزوم اطمینان از اینكه مستندات سود سهام و مستندات اساسی مشروطه را واضح و یقین دارد ، برای جلوگیری از خطر چالش برجسته می كند.

هر دو مورد شامل شرکت های تحت کنترل خانواده می شوند ، اما این مسائل همچنین می تواند برای شرکت های گسترده تر مرتبط باشد. تصمیم غیر مالیات در Manolete Partners plc v Rutter [2022] EWHC 2552 (CH) همچنین نشان می دهد که روشن کردن آن هنگام پرداخت سود سهام ممکن است در زمینه شرکت بعداً در مشکلات مالی و چالش برای قانونی بودن مفید باشد. از آن سود سهام

زمان سنجی

سود سهام شرکتهای مقیم انگلیس برای دوره ای که در آن پرداخت سود سهام قابل اجرا می شود ، در دست سهامداران مشمول مالیات بر درآمد هستند. این تأثیر Ittoia 2005 SS 383 (1) و 384 (1) است که همراه با CTA 2010 S 1168 (1) خوانده می شوند ، که به نظر می رسد سود سهام به عنوان پرداخت شده در تاریخ زمانی که آنها "پرداخت و قابل پرداخت" می شوند ، رفتار می شود.

این تصمیم در Potel واضح ترین خلاصه از اصول کلی را تعیین می کند که نقطه ای را تعیین می کند که در آن هر شکل از سود سهام به موعد پرداخت و قابل پرداخت می شود.

برای تمایز بین دو نوع سود سهام لازم است. مقالات مدل برای شرکت های دولتی و خصوصی تصریح می کند که مدیران قدرت پرداخت سود سهام موقت را دارند و این شرکت با قطعنامه عادی می تواند سود سهام نهایی را اعلام کند. تصمیم در Potel V IRC (1970) 46 TC 658 ، HC ، واضح ترین خلاصه ای از اصول کلی را تعیین می کند که نقطه ای که در آن هر شکل از سود سهام به صورت عینی و قابل پرداخت می شود ، که می تواند به شرح زیر باشد:

  1. قطعنامه توسط مدیران برای پرداخت سود سهام موقت ، بدهی قابل اجرا را ایجاد نمی کند ، زیرا مدیران ممکن است تصمیم به پرداخت سود سهام موقت را قبل از تاریخ پرداخت لغو کنند.
  2. از این رو نتیجه می گیرد که سود سهام موقت قبل از پرداخت آن پرداخت نمی شود.
  3. اعلامیه سود سهام نهایی بدون هیچ گونه تصریح در مورد زمان پرداخت ، بدهی بلافاصله قابل اجرا در برابر شرکت ایجاد می کند. وت
  4. در جایی که سود سهام نهایی با تصریح در مورد تاریخ پرداخت اعلام می شود ، تا زمان رسیدن آن تاریخ هیچ بدهی قابل اجرا ایجاد نمی شود.

این اصول به طور کلی دلیل محدودی را برای نگرانی از منظر مالیاتی نشان داده است. سود سهام معمولاً به کلیه سهامداران که در یک کلاس خاص در همان زمان قرار دارند ، با تاریخ پرداخت تعیین شده در یک تاریخ خاص پرداخت می شود ، یا به هیچ وجه پرداخت نمی شود. با این حال ، گولد و جیز ماتریس های واقعی جالب را برای بحث در مورد کاربرد اصول POTEL ارائه می دهند که در آن همه سهامداران سود سهام موقت را در همان زمان دریافت نمی کنند ، و در جایی که سود سهام نهایی اعلام شده است ، اما یک شرط حاکم بر تاریخ پرداخت وجود داردسود سهام

از آنجا که نقطه شروع برای تعیین زمان سود سهام و پرداخت حقوق شرکت ، از این نتیجه می گیرد که تجزیه و تحلیل قانون شرکت از تمهیدات لازم است تا مشخص شود که این اصول چقدر گسترش می یابد. دادگاه درجه یک (FTT) ، در هر دو گولد و جیز ، بر تجزیه و تحلیل اسناد اساسی مشروطه و مقامات شرکت برای تعیین اینکه آیا حقوق قابل اجرا ایجاد شده است ، متمرکز شده اند تا بتوانند زمان سود سهام را پیدا کنند.

قابلیت اجرای سود سهام موقت

در گولد ، آقای پیتر گولد (PG) و آقای نیکلاس گولد (NG) در زمان مربوطه ، مدیران گروه Regis (هلدینگز) با مسئولیت محدود (Regis) بودند. کل سرمایه سهام صادر شده Regis توسط PG ، NG ، و معتمدان تسویه حساب شماره 1 فرانک گولد 1998 (شهرک که تحت آن PG و NG مستاجر زندگی مشترک بودند) برگزار شد. PG و NG ، به عنوان مدیر رجیس ، آرزو داشتند که سود سهام موقت را اعلام کنند. NG پرداخت سود سهام موقت را در یک سال مالیاتی دریافت کرد. PG سال مالیاتی زیر را پرداخت می کرد ، که در آن PG برای اهداف مالیات بر درآمد ساکن نبود. HMRC اعلامیه های بسته شدن را به PG صادر کرد و ادعا کرد که وی باید در زمان پرداخت سود سهام موقت در زمان پرداخت به NG رفتار شود.

در نهایت ، ممکن است صرفاً به تصمیم گولد تکیه کند که ادعا کند که بدهی قابل اجرا هرگز نمی تواند در رابطه با سود سهام موقت ایجاد شود.

HMRC با یک کاربرد غیرقابل قبول از گزاره (از Potel) مخالف بود که هیچ حقوقی برای سود سهام موقت تا زمان پرداخت در واقع اعطا نمی شود. HMRC در عوض استدلال كرد كه سود سهام موقت PG قبل از پرداخت به دلیل پرداخت سود سهام موقت به NG ، بدهی قابل اجرا در برابر Regis توسط PG ایجاد كرد ، در زمان پرداخت NG. مبنای استدلال HMRC این بود که اساسنامه (یا با شرایط خودشان یا خواندن با اصول دادگستری عمومی برابری سهامدار) قراردادی را تشکیل داد که تحت آن PG دارای حق بود ، در نقطه ای از سود سهام موقت خود را دریافت کرد تا اجرای کند. بدهی علیه Regis و/یا ، PG می توانست طبق دادخواست تعصب ناعادلانه ، ایجاد بدهی قابل اجرا ، دستور پرداخت را برای پرداخت دریافت کند ، به طوری که سود سهام موقت برای اهداف قانون شرکتها و در نتیجه مالیات پرداخت شده است.

این مقالات بخشی از قانون اساسی یک شرکت را تشکیل می دهند ، مقررات مربوط به آن "شرکت و اعضای آن را به همان میزان متصل می کنند که گویی میثاق هایی از طرف شرکت و هر یک از اعضای برای رعایت آن مقررات وجود دارد" (به قانون شرکت ها مراجعه کنید 2006 S33 (1)). با این حال ، دادگاه ها و دادگاه ها به طور کلی تمایلی به ادعا ندارند که یک ماده در مقاله ها حق شخصی و قابل اجرا را به یک عضو عضو اعطا کرده است. حتی در مواردی که چنین حقوقی ایجاد می شود ، پرونده ای که حاکم بر راه حل های موجود برای اعضاء اجرای مقالات است ، متناقض است و تشخیص هرگونه اصول کاملاً قابل اجرا برای هر ادعای معین دشوار است. بنابراین جای تعجب آور نیست که دادگاه در گولد در یک ادعای فرضی برای اجرای قانون توسط PG پیش بینی کرده بود ، و دادگاه از این امر خودداری کرد که یک بدهی قابل اجرا لزوماً در نتیجه یک ادعای موفق ایجاد می شود (چه چنین مواردیادعا وجود داشته است یا نه).

به دلیل دشواری در اجرای مقالات ، سهامداران ممکن است در عوض به دلیل تعصب ناعادلانه تحت 994 قانون شرکت ها در سال 2006 به دنبال تسکین باشند. در واقع ، HMRC پیشنهاد کرد که PG بتواند این کار را انجام دهد و در زمان تبدیل شدن بدهی قابل اجرا ایجاد می کند. در دسترس PG برای ارائه چنین طوماری است. مجدداً ، دادگاه از پیش بینی چگونگی استفاده از اختیار خود برای تعیین راه حل برای هرگونه دادخواست (در صورت انجام آن) خودداری كرد و از یافتن اینكه اجرای بدهی قانونی در نتیجه دستور داده می شود ، امتناع ورزید. جالب اینجاست که دادگاه از این سوال سؤال کرد - اما در مورد آن اظهار نظر نکرد - که آیا دستور اجرای پرداخت موقت به عنوان بدهی قانونی ، نقطه مالیات را به زمان رسید NG تعیین می کند (به جای زمان انجام چنین سفارش). با این حال ، یافتن چنین یافته ای غیر ضروری بود.

رویکرد دیوان در تمرکز بر تنوع داروهای موجود و کاهش تصمیم گیری در مورد راه حل ادعای فرضی معقول به نظر می رسد. با توجه به این سؤال که آیا بدهی قابل اجرا در رابطه با سود سهام موقت بوجود آمده است ، و در مورد مقالاتی که چنین بدهی قابل اجرا ایجاد شده است یا اینکه موضوع فراتر از تردید توسط سود سهام که توسط سهامداران اعلام شده است ، وجود ندارد. پیشی گرفتن از موانعی که اختیار قضایی در این مورد ارائه می شود ، دشوار به نظر می رسد. HMRC باید نشان می داد که بدهی قابل اجرا با استنباط اصول ناشی از اقدامات قانونی شرکت های فرضی ممکن است PG انجام داده و به طیف گسترده ای از راه حل های اختیاری برسد. دادگاه در این مورد از واقعیت ها آسایش قابل توجهی داشت. PG یک تاجر باتجربه بود و پذیرفت که وی در تصمیم گیری برای عدم سود سهام تا شش ماه بعد ، ریسک می کند ، اما راحت بود که مدیران بعید به نظر می رسد که در پرداخت سود سهام خودداری کنند.

در نهایت ، ممکن است صرفاً به تصمیم گولد تکیه کند که ادعا کند که بدهی قابل اجرا هرگز نمی تواند در رابطه با سود سهام موقت ایجاد شود. یک دادگاه "فعال" ممکن است تمایل به تصمیم گیری در مورد ادعاهای فرضی در حمایت از نتیجه گیری HMRC داشته باشد ، که با حقایق مختلف روبرو است. توصیه می شود که مالیات دهندگان در موقعیت مشابه با دقت در نظر بگیرند که آیا حقوق شخصی قابل اجرا یا تحت مشروعیت مشروطه شرکت صادرکننده یا توافق نامه سهامداران (یا ترتیب مشابه) ایجاد شده است. HMRC به نظر می رسد بیش از آنکه مایل به مشارکت کامل با زاویه قانون شرکت باشد ، و در حالی که تصمیم ممکن است یک پیشینه قابل اعتماد برای مالیات دهندگان فراهم نکند ، نشان می دهد که ممکن است چالش های HMRC در آینده در این زمینه وجود داشته باشد.

این دادگاه این احتمال را باز کرد که PG از حق خود از سود موقت چشم پوشی کرده است و این احتمال وجود دارد که PG و NG (در ظرفیت خود به عنوان سهامداران) با توجه به اصل دو طرفه ، مقالات را اصلاح کرده اند که اجازه می دهد تأیید سهامداران غیرقانونی از اقدامات شرکت در آن باشد. برخی شرایطدر حالی که در مورد حقایق این پرونده ممکن است لازم نبود ، ممکن است ترجیح داده شود که یک عمل رسمی از چشم پوشی توسط سهامدار مربوطه در رابطه با سود سهام یا برای صورتجلسه جلسه مدیران (یا قطعنامه های کتبی ، اجرا شود. در صورت لزوم) برای روشن کردن چگونگی پرداخت هر سود سهام.

بر این اساس ، به طور کلی ترجیح داده می شود که سهامداران نسبت به زمان بندی حساس باشند ، آیا در رابطه با سود سهام موقت ، مقالات شرکت صادر کننده حقوق شخصی قابل اجرا را بر روی آنها اعطا می کند ، یا اینکه آیا برخی از ترتیبات دیگر (به عنوان مثال ، قطعنامه سهامداران) می توانداین کار را قبل از دریافت پرداخت انجام دهید. اگر نگرانی وجود داشته باشد ، (در حالی که ممکن است این امر در واقع لازم نباشد) ، می توان با برخورد صریح با موضوع در آن زمان کاهش یافت.

سود سهام نهایی پرداخت شده است

شاید جیز نشان دهد که دادگاه ها و دادگاه ها تمایلی به ادعا ندارند که درآمد دریافت نشده مشمول مالیات است ، و این که وقتی اعلامیه سود سهام نهایی بدهی قابل اجرا را ایجاد می کند ، دیدگاه عملی را در نظر می گیرند. با این حال ، در جایی که یک شرط زمان بندی به جای پرداخت در یک تاریخ ثابت ، به وقایع آینده وابسته است ، راهنمایی محدودی در مورد اینکه چه زمانی این شرایط بدهی قابل اجرا ایجاد می کند وجود دارد.

در زمان مربوطه ، آقای و خانم جیز (استیناف) به ترتیب تنها مدیر و دبیر شرکت Questor Properties Ltd (QPL) بودند و تنها سهم صادر شده را در QPL به طور مشترک برگزار کردند. با توجه به تمهیداتی که با ارائه دهنده خدمات مالی وارد شده است ، سود سهام اعلام شده توسط QPL بیش از یک کلاه به یک حساب مسدود شده ، که برای استیناف غیرقابل دسترسی است ، اعتبار داده شد. آقای جیز آرزو داشت سرمایه گذاری سهام عدالت را به QPL جذب کند و معتقد بود که اعلام سود سهام بیش از کلاه ، قدرت مالی آن را نشان می دهد. QPL اعلام کرد که دادگاه تعیین شده سود سهام نهایی بیش از کلاه است و این "سود سهام اضافی" به حساب مسدود شده ، در انتظار حذف ترتیبات غیرقابل دسترسی ، به حساب مسدود شده اعتبار داده شده است. آقای و خانم جیز سود سهام اضافی در مورد ارزیابی خود را اعلام نکردند ، و HMRC در مورد مالیات بر درآمد ، ارزیابی و مجازات را صادر کرد که گفته می شود در سود سهام اضافی قابل پرداخت است.

میزان آن که هر مورد راحتی را فراهم می کند (به جای یک لیست چک از نگرانی ها) نامشخص است ، و Jays به طور خاص سؤالات کلیدی را با توجه به تعامل بین دریافت و معوق در زمینه سود سهام نهایی مشروط برجسته می کند.

در نهایت ، FTT در جیز وظیفه خود را برای تعیین اینکه آیا سود سهام اضافی به دلیل اعتبار به حساب مسدود شده ، "پرداخت" برای اهداف Ittoia 2005 S 384 (1) پرداخته است. تجزیه و تحلیل دیوان در این رابطه با محوریت اینكه آیا اعلامیه های سود سهام اضافی مشمول مقررات تاریخ پرداخت بوده اند ، به گونه ای كه هیچ بدهی قابل اجرا ایجاد نشده است.

با توجه به اینکه صورتجلسه ای که هر سود سهام اضافی به تعویق حق واقعی هر یک از استیناف مربوطه اشاره می کند ، دادگاه اظهار داشت که هیچ بدهی قابل اجرا در اعلامیه ایجاد نشده است (و احتمالاً این مورد تا زمانی که ترتیبات غیرقابل دسترسی باشد). دو سؤال در این زمینه مطرح می شود: چگونه معاملات وارد شده به تعیین زمان بندی شده و اگر اعتبار حساب مسدود شده بیش از یک حسابداری صرف باشد ، آیا اعتبار به حساب "تنظیم" را تنظیم می کند؟

در رسیدن به تصمیم خود ، دادگاه حقوقی حقوقی و سودمندی را به صندوق های مسدود شده تجزیه و تحلیل نکرد ، بلکه به شرایط دقایق نگاه می کرد. به نظر می رسد استدلال این است که چون دقایقی به توانایی سهامدار برای مقابله با وجوه تحمیل می شود ، برخلاف پرداخت آنها به سهامدار و سهامدار (سپس) که موافقت نمی کند به آنها دسترسی پیدا نکند ، سهامدار نخواهد داشتتوانسته است تعهد پرداخت را اعمال کند ، مگر اینکه و تا زمان مقرر برای پرداخت (که به توافق یا اخطار بستگی دارد). به همین ترتیب ، این ترتیبات می تواند از شرایطی متمایز شود که سهامدار به عنوان امنیت برای ضمانت تأمین شود.

باز هم ، این مورد بسیار واقعیت های خاص خود را روشن می کند و جالب خواهد بود که ببینیم ، در صورت تجدید نظر ، دادگاه فوقانی به همان حقایق نگاه می کند. آنچه مشخص نیست این است که چگونه سود سهام در حساب های شرکت پرداخت کننده رفتار می شود. اگر در هنگام پرداخت هزینه های مربوط به حساب مسدود شده ، ذخایر قابل توزیع از بین برود ، ممکن است بین تاریخ پرداخت برای اهداف حسابداری و تاریخ دریافت برای اهداف مالیاتی عدم تطابق وجود داشته باشد.

سهامداران شرکتهای مدیریت شده و سایر شرکتهای نزدیک به آنها خوب می توانند در نظر بگیرند که پیامدهای امنیتی (شبه) را در رابطه با پرداخت سود سهام در نظر بگیرند. راهنمایی محدودی که توسط جیس و سایر پرونده های پرونده ارائه می شود ، ممکن است انجام یک تحلیل دقیق برای دستیابی به درجه ی اطمینان بالاتری را دشوار کند. با این حال ، آنچه روشن است این است که به نحوه ثبت این ترتیبات و تجزیه و تحلیل از منظر قانون شرکت ها بستگی دارد.

نتیجه

در سراسر گولد و جیز ، سهامداران خلاصه مفیدی از موضوعات کلیدی ناشی از پرداخت سود سهام در مقابل سایر سهامداران یا شرکت ارائه می شود. با این حال ، میزان تا چه اندازه آسایش (به جای یک لیست چک از نگرانی ها) نامشخص است ، و Jays به طور خاص سؤالات کلیدی را با توجه به تعامل بین دریافت و تعویق در زمینه سود سهام نهایی مشروط برجسته می کند.

در بیشتر موارد ، و تا حد امکان ، مالیات دهندگان به خوبی عمل می کنند تا اطمینان حاصل کنند که سود سهام در یک کاربرد واضح و مشخص از اصول ذکر شده در گلدان قرار می گیرد. در جایی که امکان پذیر نیست ، گولد و جیز حداقل برخی از نکات مفید را در نظر می گیرند که در مورد موارد زمانبندی خود ، و یادآوری ارتباط قانون شرکت ها در تعیین رفتار مالیاتی معاملات را در نظر می گیرند.

استراتژی‌های اسکالپ...
ما را در سایت استراتژی‌های اسکالپ دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ناصر تقوایی بازدید : 38 تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1402 ساعت: 14:39