پل ولکر مشهور می گوید که دستگاه خودپرداز تنها نوآوری مالی بود که می تواند به آن فکر کند ، جامعه را بهبود بخشیده است. خوب ، من می توانم به یکی دیگر فکر کنم: صندوق هدف هدف. تقریباً هر یک از متخصصان صادقانه شخصی موافقت خواهند کرد که اگر شما برای بازنشستگی پس انداز می کنید ، بهترین استراتژی سرمایه گذاری ، خرید برخی از صندوق های شاخص ، نگه داشتن آنها و شاید مجدداً تعادل باشد. اما انجام این کار غیر مهم است ، جایی که بودجه تاریخ هدف وارد می شود: آنها همه این کارها را برای شما انجام می دهند ، و اگر یک فروشنده خوب را انتخاب کنید ، مانند پیشتاز ، آنها این کار را با هزینه کم حیرت انگیز انجام می دهند.
مارکوپولوس به یک ثروت از سوت زدن bny چشم می اندازد
تا کنون خوب-اما واقعیت این است که دستگاههای خودپرداز به مرور زمان به طور پیوسته بهبود یافته اند ، و دلیل خاصی وجود ندارد که سرمایه گذاری بازنشستگی به طور خودکار با گذشت زمان نیز به مرور زمان بهبود یابد. از آنجا که برای همه این وجوه تاریخ هدف چیزهای شگفت انگیزی است ، چند ضعف با آنها وجود دارد.
در مرحله اول ، با وجود این واقعیت که صندوق های تاریخ هدف به عنوان سرمایه گذار به بازنشستگی نزدیک می شوند ، به طور فزاینده ای ریسک می شوند ، اما هنوز هم می توانند پول زیادی را در نزدیکی آن تاریخ بازنشستگی هدف از دست بدهند. به عنوان مثال ، در طول بحران مالی ، صندوق پیشتاز 2010 در 12 ماه 26 ٪ کاهش یافت و بودجه دیگر بسیار بیشتر شد. این تا حدودی به این دلیل است که هیچ کس در مورد میزان بازنشستگی در معرض بازار سهام باید توافق کند: در دنیایی که بازنشستگی می تواند برای ده ها سال دوام داشته باشد ، مطمئناً قابل توجه است-اما این به معنای خطر قابل توجهی از خسارات بزرگ است.
ثانیا ، وجوه تاریخ هدف به طور کلی فقط دو مؤلفه دارند: سهام و اوراق قرضه. از نظر به حداکثر رساندن بازده های تنظیم شده ریسک ، این مشکل ساز است: هرچه عوامل بیشتری برای انتخاب انتخاب کنید ، احتمال بیشتری برای کاهش خطر خود بدون کاهش بازده خود دارید. و علاوه بر این ، ما به سادگی در دنیایی زندگی نمی کنیم که سهام و اوراق قرضه چیزهای خطرناک باشد. با نرخ بهره در جایی که هستند ، و امور مالی حاکمیتی که در آن قرار دارند ، یک مورد قوی وجود دارد که در بعضی از نقاط بین اکنون و بازنشستگی شما ، اوراق قرضه به طور قابل توجهی خطرناک تر از سهام است.
اخیراً با چند نفر صحبت کردم که فکر می کنند توانسته اند آنچه را که تاکنون استاندارد طلا بوده است - صندوق پیشتاز تاریخ هدف - بهبود بخشند. اولین نفر وینیر بانسالی بود که صندوق های دارای تاریخ هدف Pimco را اداره می کند که آن را RealRetirement می نامد. ایده پشت این صندوق ها این است که آنها بر اساس ریسک، به جای طبق طبقه دارایی، متنوع می شوند: دسته ای از طبقات مختلف دارایی را انتخاب می کنند، ریسک های مختلف را تفکیک می کنند و سپس از آنجا کار می کنند. به عنوان مثال، اگر می خواهید در معرض کالاها یا املاک و مستغلات قرار بگیرید و سهامی را در شرکت های معدنی یا مسکن خریداری کنید، در آن صورت همزمان در معرض سهام قرار می گیرید.
در عین حال، صندوق ها فعالانه تلاش می کنند تا آنچه را که برداشت می نامند به حداقل برسانند: حداکثر مقداری که احتمال سقوط یک صندوق از اوج به پایین وجود دارد. در اینجا نمودار کمی ترسناک از یکی از مقالات بهانسالی آمده است:
بتای سهام بازار سهام 1 است، بنابراین این خطوط همه کسری از آنچه را که اگر تمام پول خود را در بازار سهام سرمایه گذاری می کردید، مشاهده می کنید. خط سبز زیتونی را در نظر بگیرید که نشان دهنده بتای سهام 0. 6 است: که نشان دهنده پرتفویی با سه پنجم نوسانات کل بازار سهام است. اگر از یک استراتژی استاندارد 60/40 شامل 60 درصد سهام و 40 درصد اوراق قرضه پیروی می کنید، احتمالاً دور از دسترس نیستید.
آنچه که خط سبز نشان می دهد این است که اگر شما این نوع پورتفولیو را برای 30 سال نگه دارید، می توانید انتظار داشته باشید که حداکثر کاهش سرمایه شما به شمال 40٪ باشد. یعنی در طول سال های سرمایه گذاری، پرتفوی شما 40 درصد از بالاترین میزان خود کاهش می یابد.
اکنون همه ما به تازگی بحران مالی را پشت سر گذاشته ایم: دقیقاً به یاد داریم که از دست دادن 40٪ از پول خود چه احساسی دارد. این خوب نیست. و بنابراین Pimco مقداری پول جدی - چیزی بین 15 تا 50 واحد در هر سال - برای پوشش ریسک دنبال می کند. بهنسالی می گوید در نتیجه، وقتی سهام 50 درصد کاهش پیدا کند، وجوه او فقط 20 یا 25 درصد کاهش می یابد. این یک سطح کلیدی است، زیرا تحقیقات نشان می دهد که وقتی افراد بیش از 30 درصد از پول خود را از دست می دهند، تمایل به وحشت و فروش دارند. صندوق های Pimco با این ایده طراحی شده اند که شما هرگز نباید بیشتر از آنچه که می توانید از دست بدهید، حتی بر اساس ارزش بازار، و این که سرمایه شما هرگز آنقدر سقوط نمی کند که در نهایت این کار را انجام دهید. چیز، فروش در پایین بازار. البته Pimco نمی تواند شما را مجبور به فروش نکند، اما پوشش ریسک دنباله به شما کمک می کند تا در طول یک یا دو بحران که به ناچار در مقطعی پیش خواهد آمد، در مسیر خود باقی بمانید.
روشی که PIMCO با گذشت زمان تغییر می کند - دقیقاً همانطور که ترکیب وجوه انجام می شود. هنگامی که نکات کوتاه مدت عملکرد 1 ٪ واقعی داشت ، آنها مکانی خارق العاده برای قرار دادن پول ریسک پذیر بودند: تضمین می شد که با گذشت زمان بیش از نرخ تورم رشد کند. اکنون که بازده واقعی نکات کوتاه مدت تضمین شده است که تورم بیش از 1 ٪ را تحت فشار قرار دهد ، با این حال ، آنها بسیار جذاب تر هستند و تخصیص دارایی به جای دیگری منتقل شده است.
من بسیاری از کارهایی را که Pimco در اینجا انجام می دهد دوست دارم. از یک چیز ، این تمرکز روی ریسک است تا کلاس های دارایی ، که برای من حس زیادی می کند: هرچه اوراق قرضه خطرناک تر شود ، احمقانه است که به یک استراتژی سرمایه گذاری بپردازیم که فرض می کند آنها تا حد زیادی بدون ریسک هستند. و همچنین دارای یک دلوپ بزرگ از اقتصاد رفتاری است: می داند که نقاط درد سرمایه گذاران در کجا قرار دارند ، و تلاش هایی که به آنها نپیوندند. نکته این است که تمرکز خود را بر بازده سرمایه گذار به جای بازده سرمایه گذاری متمرکز کنید: هیچ نکته ای برای شروع یک استراتژی وجود ندارد که در مدت 30 سال بازپرداخت خوبی به شما بدهد اگر وقتی یک بحران در سال 20 رخ می دهد ، وحشت کنید و همه چیز را در آن بفروشیدچند دهه کم.
وجوه PIMCO ممکن است بهترین بازده را به شما ندهد ، پس از آن: با قطع کردن دم پایین ، آنها لزوماً از عملکرد مشخصی دست می گیرند. اما سرمایه گذاری بیشتر از حداکثر رساندن بازده وجود دارد ، و در واقع صندوق های PIMCO در حال حاضر بسیار خوب به نظر می رسند ، زیرا آنها به طور کلی در طول بحران بهتر عمل می کنند.
شرکت دیگری که کارهای جالبی را با استراتژی های سرمایه گذاری منفعل انجام می دهد ، Wealthfront است که امروز اعلام کرد که برتون ملکیل (بله ، آن برتون مالکیل ، و بله ، او هنوز هم در 80 سال قوی است) به عنوان مدیر ارشد سرمایه گذاری پیوسته است.
WealthFront صندوق های سرمایه گذاری را ارائه نمی دهد: در عوض این یک مدیر سرمایه گذاری است ، که پول شما را به ترکیبی از شش کلاس دارایی مختلف ، که مطابق با همه الگوریتم های تئوری مدرن نمونه کارها مدرن اختصاص یافته است ، قرار می دهد.(به عنوان مثال ، آنها چیزی بیشتر از این که در مورد نکات ظریف مدل سیاه-لیترمن صحبت کنند ، که آنها کاملاً به آن امضا می کنند ، دوست ندارند.)پول نیز باهوش است: آنها می دانند که مردم تقریباً همیشه تحمل ریسک خود را بیش از حد ارزیابی می کنند و هنگام سرمایه گذاری برای آن تنظیم می کنند.
Wealthfront برای پورتفولیوهای کوچک عالی است، زیرا هیچ کارمزدی برای اولین 25000 دلار شما دریافت نمی کند. برای بزرگترها نیز عالی است، زیرا زمانی که پورتفولیوی شما به بیش از 100000 دلار برسد، برداشت مالیاتی رایگان را فراهم می کند. این یک استراتژی پیچیده است که واقعاً می تواند به بازده پس از مالیات شما کمک کند: ایده این است که اگر سهام شما، مثلاً، کاهش یابد در حالی که سایر بیت های پرتفوی شما بالا می رود، می توانید سهام خود را بفروشید تا ادعای ضرر کنید که سود را جبران کند. شما جای دیگری داریدمعنی آن این است که شما S& P 500 ETF را که روی آن سرمایه گذاری کرده اید می فروشید، که واقعاً از انجام آن بدتان نمی آید: از آنجایی که همه صندوق های شاخص بسیار زیاد هستند، شما فقط یک ETF S& P 500 متفاوت خریداری می کنید.
Wealthfront ادعا می کند که با استفاده از شش طبقه دارایی به جای دو طبقه، می تواند به طور متوسط بازدهی را 45 واحد در سال افزایش دهد، و همچنین با لایه بندی برداشت از دست دادن مالیات، می توانید 100 واحد پولی دیگر به آن اضافه کنید. هر دوی اینها حداکثر کارمزد 25 واحدی Wealthfront را بسیار کم به نظر می رسد. مطمئناً از هر چیزی که توسط مدیران سرمایه گذاری سنتی ارائه می شود پایین تر است.
سرویس Wealthfront در وهله اول عمدتاً معمای جوان و مرد دره سیلیکون را هدف قرار داده است. اینها افرادی هستند که، به نظر می رسد، تمایلی به پس انداز برای بازنشستگی ندارند: نیازهای آنها کوتاه مدت تر است، و آنها بیشتر علاقه مند هستند که چه زمانی می توانند خانه بخرند یا اینکه آیا پول کافی برای خرید دارند یا خیر. کار خود را رها کرده و یکی دو سال مرخصی بگیرند. با این نوع پروفایل های ریسک، انتخاب یک صندوق با تاریخ هدف سنتی بسیار سخت است: از این گذشته، صندوق های دارای تاریخ هدف به صراحت برای صندوق های بازنشستگی طراحی شده اند تا برای وجوه سرمایه گذاری شده که ممکن است مدت ها قبل از بازنشستگی به آن نیاز داشته باشید. و به طور کلی، مدیر سرمایه گذاری مانند Wealthfront همیشه شخصی تر از یک صندوق بدون چهره از Pimco یا Vanguard است.
همانطور که گفته شد، Wealthfront قاطعانه یک مدیر سرمایه گذاری قدیمی نیست که با شما بنشیند و با شما صحبت کند و در طول زمان یک دوستی انسانی ایجاد کند. دلیل خوبی وجود دارد که وقتی کارگزاران سنتی از یک شرکت به شرکت دیگر نقل مکان می کنند، تمایل دارند حساب های خود را با خود ببرند: این است که رابطه سرمایه گذار با کارگزار فردی است، نه با کارفرمای کارگزار. در Wealthfront، اینطور نیست: آنها کارگزاران پردرآمد ندارند، و رابطه، تا آنجا که وجود دارد، اساساً با یک وب سایت است. می توانید ببینید که چرا آنها در سیلیکون ولی شروع به کار کرده اند.
پس از آن ، هر دو PIMCO و WEALTHFRONT محصولات جذاب را ارائه می دهند که از بعضی جهات در سادگی سلب شده از Vanguard ETF بهبود می یابند. پیچیدگی هرگز به خودی خود چیز خوبی نیست و هر دوی آنها از فناوری های مالی استفاده می کنند که سرمایه گذار نهایی تقریباً مطمئناً آن را درک نخواهد کرد. من به این فناوری ها ایمان زیادی ندارم: وقتی اندی راچلف ، مدیرعامل Wealthfront با گفتن اینکه چگونه فلسفه شرکت او در تئوری نمونه کارها مدرن ریشه دارد ، به اسپیل خود راه اندازی کرد ، من دقیقاً با شور و شوق روشن نکردم.
اما واقعیت این است که سرمایه گذاران انفرادی در مدیریت خطرات خود خیلی خوب نیستند و احتمالاً PIMCO و WealthFront احتمالاً در آن بهتر از آنچه هستند ، هستند. به هیچ وجه با یک صندوق هدف هدف پیشتاز هیچ مشکلی ندارد: این یک محصول فوق العاده است. اما هیچ محصول مالی برای همه مناسب نیست. و من بسیار خوشحالم که اکنون شاهد ورود سایر خدمات مالی هستیم که می تواند به طور معتبر ادعا کند اگر بهتر نباشد.
- برنامه
- خبرنامه
- با ما تبلیغ کنید
- دستورالعمل های تبلیغاتی
- بیسکویت ها
- شرایط استفاده
- حریم خصوصی
- اطلاعات شخصی من را بفروشید
استراتژیهای اسکالپ...
ما را در سایت استراتژیهای اسکالپ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ناصر تقوایی
بازدید : 34
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 3:15