آن را بارگیری کنید تا بعداً آن را بخوانید.
چند دقیقه آن را در صندوق ورودی خود دریافت خواهید کرد.
در مقالات قبلی ، ما قبلاً به مفهوم سودآوری مالی ، شناخته شده در ادبیات آنگلوساکسون به عنوان بازده سهام (ROE) ، به عنوان معیار سودآوری که به سهامداران یا صاحبان نزدیکتر از سودآوری اقتصادی است ، اشاره کرده بودیم. پیشنهاد امروز تمرکز بر اهمیت سودآوری مالی در شرکت ها است.
سودآوری مالی و رابطه آن با سهامداران.
از دو نوع سودآوری ، سودآوری مالی نشانگر این است که مدیران بیشتر به دنبال ارتقاء منافع صاحبان هستند.
علاوه بر این ، بازپرداخت مالی ناکافی مستلزم محدودیت دو طرفه در دسترسی به بودجه جدید است. در وهله اول ، زیرا این سطح پایین سودآوری مالی نشانگر وجوهی است که توسط شرکت در داخل کشور ایجاد می شود. و ثانیا ، زیرا می تواند تأمین مالی خارجی را محدود کند.
به این معنا ، سودآوری مالی باید مطابق با آنچه سرمایه گذار می تواند در بازار به علاوه حق بیمه خطر به عنوان سهامدار بدست آورد ، باشد. با این حال ، این تفاوت های خاصی را تأیید می کند ، زیرا سودآوری مالی همچنان بازدهی است که به شرکت ارجاع می شود و نه به سهامدار.
در نتیجه این امر ، اگرچه حقوق صاحبان سهام نشان دهنده مشارکت شرکا در شرکت است ، محاسبه بازده سهامدار باید با شامل بزرگی مانند سود قابل توزیع ، سود سهام ، تغییر در قیمت ها و غیره انجام شود.
و در مخرج ، سرمایه گذاری که مربوط به آن پاداش است ، که مورد سودآوری مالی نیست ، بنابراین ، سودآوری شرکت است.
بنابراین ، سودآوری مالی مفهومی از سودآوری نهایی است که هنگام تامل در ساختار مالی شرکت (در مفهوم نتایج و در سرمایه گذاری) ، هم توسط عوامل موجود در سودآوری اقتصادی و هم توسط ساختار مالی تعیین می شود. در نتیجه تصمیمات تأمین مالی.
چرا بازده مالی مهم است؟
سودآوری مالی عمدتاً برای ارزیابی صدا و کارآیی شرکتها استفاده می شود. این یک معیار سودآوری کلی و چگونگی رهبری شرکت پول سهامداران خود است.
وقتی به دنبال سهام صعودی هستید ، چقدر مهم است که یک شرکت بتواند سود خود را بدست آورد؟برای بسیاری ، به ویژه سرمایه گذاران که اصول را در اولویت قرار می دهند ، این بسیار مهم است. بازده سهام به سرمایه گذاران ایده ای می دهد که یک شرکت در کسب درآمد چقدر مؤثر است.
این متریک به ویژه هنگام مقایسه دو سهام در همان صنعت مفید است. به عنوان مثال ، اگر یک سرمایه گذار در حال مقایسه دو سهام مشابه املاک و مستغلات بود ، برخی از معیارها ممکن است صنعت را منعکس کنند. حفر کردن به یک متریک مانند ROE می تواند تصویری واضح تر از این که سهام دارای ترازنامه بهتر است ، به شما ارائه دهد.
بیان آن به عنوان درصد به سرمایه گذاران این امکان را می دهد تا در صورت عدم وجود ارقام تحریف ، این موضوع را ارزیابی کنند. به عنوان مثال ، یک خرده فروش ممکن است ارقام فروش عظیمی را نشان دهد و حتی ممکن است از حسابداری پیچیده برای تبدیل آن به میلیون ها دلار درآمد خالص در یک سال معین استفاده کند. بنابراین در خلاء ، این شماره ها می توانند یک شرکت ناکام را خوب جلوه دهند.
سودآوری مالی به یک سرمایه گذار اجازه می دهد تا این درآمد را بر اساس میزان پولی که برای ساخت یک مدل تجاری در نظر گرفته است ، تقسیم کند. این خرده فروش ممکن است میلیون ها دلار درآمد خالص نشان دهد اما می تواند صدها میلیون دلار برای تولید این فروش هزینه کند. این مدل تجاری هنگام مشاهده از طریق میکروسکوپ بسیار سالم به نظر می رسد.
مقایسه بازده سرمایه در شرکت ها و صنایع قابل مقایسه مهم است. خرده فروشی ، که قبلاً به آنها اشاره کردیم ، به طور سنتی یک صنعت نسبتاً با عملکرد بالا است. یک فروشگاه با 10 ٪ ROE در مقایسه با رقبای مشابه واقع شده است. در مقابل ، با این حال ، یک ROE 10 ٪ یک بانک را برای صنعت خود قرار می دهد.
چگونه سودآوری مالی در شرکت خود را تخمین بزنیم؟
شیوه های خاصی وجود دارد که اگر به درستی انجام شود ، می تواند سودآوری مالی را بیان کند. در اینجا موارد اصلی را لیست می کنیم.
1. پرداخت سود سهام.
بازده بالا سرمایه گذاری به طور کلی یک شاخص قوی است که یک شرکت می تواند سود سهام را به سرمایه گذاران بپردازد. در حالی که این لزوماً نشانه آنچه شرکت برای انجام آن انتخاب خواهد کرد نیست ، ROE یک شرکت خوب می تواند نشان دهد که آیا سرمایه ای برای پرداخت به سهامداران دارد یا خیر.
2. رشد.
به طور کلی ، سودآوری مالی نشان می دهد که چقدر سریع می توانید انتظار داشته باشید که یک شرکت رشد کند (و بنابراین بازده شما در هر سرمایه گذاری در آن شرکت). بسیاری از سرمایه گذاران برای تخمین رشد آینده یک شرکت از آنچه نسبت نگهداری نامیده می شود استفاده می کنند. این نسبت درصد ROE است که یک شرکت پس از پرداخت سود سهام به سهامداران برای سرمایه گذاری مجدد داخلی حفظ می کند.
3. تجزیه و تحلیل DuPont.
DuPont Chemical با روشی کمی پیچیده تر برای ارزیابی سودآوری مالی روبرو شد. فرمول وی به منظور کمک به سرمایه گذاران در مورد سودآوری یک شرکت و واضح تر از آنچه که فرمول استاندارد ROE اجازه می دهد ، طراحی شده است.
تجزیه و تحلیل DuPont با مقایسه حاشیه سود کل یک شرکت با حجم فروش و اهرم مالی ، بازده سهام را محاسبه می کند. در اینجا فرمول ها آورده شده است:
بازده سرمایه
(درآمد خالص / درآمد فروش) X (درآمد فروش / کل دارایی شرکت) x (کل دارایی های شرکت / سهامداران سهام).
مشکل رشد بیش از حد
این مهم است که از بازده غیر طبیعی بالا در سرمایه برای اندازه و شخصیت یک شرکت و همچنین سنبله های ناگهانی در بازده شرکت های جداگانه احتیاط کنید. هر دو می توانند شاخص مشکلات باشند.
به یاد داشته باشید که مخرج فرمول سودآوری مالی سرمایه سهام است ، مقایسه دارایی های یک شرکت با بدهی های آن. اگر یک شرکت به سرعت دارایی را از دست بدهد یا به بدهی سنگین برود ، سرمایه سهام آن سقوط خواهد کرد.
اگر فروش و سود تحت تأثیر این امر قرار نگیرد ، افت ناگهانی در مخرج ROE می تواند باعث افزایش درصد افزایش شود. با این حال ، این لزوماً به معنای این نیست که شرکت از سلامتی خوبی برخوردار است. این می تواند به معنای هر چیزی باشد ، از یک بازسازی شرکتی غیرقابل تحمل گرفته تا مشکلات بدهی در جاده.
سرانجام ، ROE ممکن است یک مقدار منفی را برگرداند.
در شرایط عادی ، سرمایه گذاران سودآوری مالی در سهام برای شرکت هایی با درآمد خالص منفی را محاسبه نمی کنند ، زیرا در این حالت ، بازده صفر است.
با این حال ، یک تجارت می تواند به دلیل بدهی بیش از دارایی ها در زمان بازده خالص مثبت ، سرمایه سهام منفی داشته باشد. در این حالت ، ROE منفی خواهد شد.
یک ROE منفی لزوماً دلیلی برای نادیده گرفتن کامل یک شرکت نیست ، اما باید با احتیاط زیادی خوانده شود. در بیشتر موارد ، سهام منفی به این معنی است که شرکت با بدهی ، حفظ دارایی یا هر دو مشکلات قابل توجهی دارد.
به طور کلی ، سودآوری مالی به شما امکان می دهد استحکام و کارآیی شرکت خود را ارزیابی کنید و به سرمایه گذاران کمک می کند تا سود بیشتری کسب کنند.
استراتژیهای اسکالپ...
ما را در سایت استراتژیهای اسکالپ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ناصر تقوایی
بازدید : 44
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 6:59